آیا گمان دارید درس عبرت است اعدام ؟
چرا ؟ به خاطر آنچه که می آموزد ؟
مگر چه می آموزید با این درس عبرت ؟
این را که نباید کشت.
نباید کشت را چگونه می آموزید ؟
با کشتن. «ویکتور هوگو»
حرف آخر: کشتن به هر اسم ،به هرنوع و شکل ،به هر بهانه و تحت هر شرایطی،توسط هر شخص و نهادی باید ممنوع گردد.
باید بدانیم در قرن 21 زندگی می کنیم و بربریت در این دوره هیچ جایگاهی ندارد و باید انسانیت را محور اصلی تفکرات،اعمال و رفتار خود قرار دهیم .
ما در کشوری زندگی می کنیم که بعد از چین در شمار اعدامیان رتبه ی دوم را در جهان داراست و اولین رتبه در اعدام کودکان .
کلاریسا بن کامو پژوهشگر حقوق کودکان در بخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر بیان می کند:«ایران شاخص شرم آور اعدام کودکان را حفظ کرده است.»
اکنون باید به وجد بیائیم و به خود ببالیم ، ایران در کانون خبرهاست ! ایران، ایران عزیز(!) ما جزء کشورهای نخست ناقض حقوق بشراست.!!
این در حالی است که 90 کشور مجازات اعدام را از قوانین خود برداشته و 10 کشور آن را منوط به شرایط خاص و 30 کشور در حال بررسی حذف اعدام و تنها 67 کشور آنرا اجرا می کنند که بسیاری از این 67 کشور هم در سال تعداد معدودی از افراد را برای جرائمی خاص اعدام می کند.
دولت ها با دو هدف اعدام را اجرا می کنند :
یکی مجازات با هدف انتقام و دیگری مجازات با هدف ارعاب دیگران و اصلاح جامعه.
بسیلری از مدافعان اعدام مجرمین جنائی، معتقدند که اعدام شخص قاتل حق طبیعی خانواده قربانی است و التیام بخش درد از دست دادن عزیزشان است. خانواده مقتول صاحب خون است.
آیا به واقع چنین است؟!
انکار غم و اندوه خانواده مقتول غیر ممکن است؛ اما از بین بردن شخص قاتل یا هرگونه مجازات دیگری به هیچوجه التیام بخش غم و اندوه فراوان این خانواده نخواهد بود. آیا برای همدردی با خانواده قربانی راه بهتری جز داغدار کردن یک خانواده ی دیگر وجود ندارد؟.
دولت و مسئولین قضائی این دروغ را به این بهانه رواج می دهند تا صورت مسئله فراموش شود، تا ناتوانی خود در اداره ی امور جامعه را از دید مردم پنهان کنند.
بهتر نیست به جای انتقام و کشتن افراد دیگر، زمینه های شکل گیری این جرائم که ریشه در عوامل اقتصادی ، تعصبات و عقب ماندگی فرهنگی دارد را بررسی کنیم و این عوامل ماهیتا ً جرمزا را از بین ببریم؟. آیا واقعاً بهتر نیست به جای از بین بردن جان انسان، فقر را از بین ببریم ، تعصبات بی جا را از بین ببریم؟.
از سوئی دیگر بسیاری نیز معتقدند که مجازات اعدام باعث اصلاح و ارعاب جامعه می شود و در نتیجه از ارتکاب مجدد جرم جلوگیری یا جرائم به میزان زیادی کاهش می یابد.
در پاسخ به این افراد باید بگوئیم که به آمار جرائم در کشورهائی که اعدام در دستور قضائی آنها وجود دارد نگاهی بیاندازند،کشورهایی چون امریکا،ایران ،چین و پاکستان . میزان جرائم در این کشورها به مراتب بیشتر از کشورهائی چون سوئد ،سوئیس و سایر کشورهائی است که مجازات اعدام را منسوخ کرده اند .
در جامعه ای که دولت آن می کشد یقیناً آمار جرائم جانی بسیار زیاد است چون دولت خود کشتن را به نوعی و با عنوانی دیگر ترویج می دهدو در بسیاری موارد نیز از اعدام به عنوان ابزاری قانونی برای سرکوب فعالان سیاسی و اجتماعی استفاده می کند(مرداد67) .و البته توهم اعدام به بهانه ارعاب و اصلاح را باید فراموش کنیم چون در بسیاری از موارد، شخص قاتل در لحظه ارتکاب قتل به مجازات آن کاری که انجام می دهد، فکر نمی کند. برای مثال در قتل های ناموسی به دلیل تعصبات وخشم زیاد دیگرشخص به مجازات جرمی که قرار است مرتکب شود، فکر نمی کند یا برایش مهم نیست؛ ودر بسیاری از موارد هم مجرمین تصور می کنند هیچگاه دستگیر نخواهند شد. اعدام هیچگاه راهکار مناسبی برای جلوگیری از رشد جنایت در جامعه نخواهد بود و باید زمینه های آن را از بین برد.
بهتر است نگاهی رادیکال به این مسئله داشته باشیم. ریشه شکل گیری این پدیده را بیابیم . پدیده ای چون بیجه ها ،خفاش شب ها ...
محمد بیجه اعدام شد!
خفاش شب اعدام شد!
بسیاری دیگر نیز اعدام شدند!
صورت مسئله پاک شد!
جواب مسئله هم دگر ذهن جامعه را به خود مشغول نمی کند!
آیا دگر چنین جنایاتی رخ نخواهد داد ؟!
آیا باز هم از گوشه گوشه ی این جامعه ی طبقاتی ، آیا از گوشه گوشه ی این نظام سرمایه داری که آزادی را خفه می کند ، که خلاقیت را له می کند؛ امثال بیجه ها و خفاش شب ها نمی رویند.
بهتر نیست به منبع اصلی گناه که همان فقر است ، نیز کمی توجه کنیم . فقر همیشه ریشه ی اصلی نابهنجاری های اجتماعی است و هیچگاه برای مقابله با جرائم راهکار مبارزه با فقر در دستور کار دولت قرار نگرفت.
مگر بیجه ، خفاش شب و روز و.... اعدام نشدند مگر این افراد را نکشتید! پس چرا دیگران مرعوب نشدند،چرا جامعه اصلاح نشد،چرا عبرت نگرفتند؟
بهتر نیست به جای پاک کردن صورت مسئله به حل و بررسی آن بپردازیم؟!
نکته ی قابل توجه این است که در اکثر جنایات مجرمین از طبقات محروم هستند والبته؛بسیاری ازقربانیان.
به عبارتی مجرمین نیز جزء قربانیان محسوب می شوند چون عامل اصلی گناه فقر است.
هیچ انسانی در کودکی و هیچ کودکی آرزو ندارد در آینده قاتل ، تبهکار و جانی شود .زندگی در جامعه طبقاتی، که طبقات پائین بسیاری از افراد را در خود جای داده و با توجه به نامساعد بودن شرایط فرهنگی ، عدم آموزش و پرورش صحیح و بی توجهی ها و رشد کودکان در شرایط نا مناسب اقتصادی ، بهداشتی و فرهنگی دور از انتظار نخواهد بود که به صف مجرمین روز به روز افزوده شود . افرادی که در این طبقات زندگی می کنند از بدو تولد ، محکوم هستند به رنج کشیدن ، تبعیض ودر فقر به سر بردن.در نهایت هم به دلایلی چون محرومیت ، عقده های جسمی و جنسی فراوان دست به ارتکاب جرم زده و تعدادی هم تدریجاً تبدیل به غول هائی می شوند که باید اعدام شوند.!!!
***************************************
از اوائل اردیبهشت ماه طرحی با عنوان ارتقای امنیت اجتماعی (!) از سوی نیروی انتظامی دولت مهرورز (!) به اجرا درآمده است. البته نیروی انتظامی که عملا ًتبدیل به نیروی سرکوب شده و با ابزارهایی چون باتوم، مشت و لگد و طناب دار افراد را مورد نوازش و مهرورزی قرار می دهند.وحشیانه افراد را به بهانه ی بدحجابی مورد ضرب و شتم قرار می دهند و مهربانانه به آنان حمله ور شده و آنان را می زنند.
تعداد زیادی از افراد جامعه را به بهانه ی اراذل و اوباش بودن به بالای چوبه های دار فرستادند.به طوری که از زمان شروع این طرح روند اعدام ها با سرعت بسیار زیاد صورت می گیرد طبق آمار ارائه شده از سازمان عفو بین الملل در نیمه ی اول سال بیش از 200نفر در ایران اعدام شدند که دو برابر تعداد اعدامیان در سال 2005 است.
و اکنون دولت ایران با هدف ارعاب جامعه افراد را در ملأ عام شکنجه می کند و می کشند، به بهانه ی جرم جنائی می کشد ، به بهانه ی جرم سیاسی می کشد ، به بهانه ی رابطه ی خارج از ازدواج می کشد، به بهانه ی همجنس گرائی می کشد ، مسخره تر از همه به بهانه ی علیه امنیت ملی هم می کشد. که البته باید امنیت ملی تعریف شود که آیا منظور امنیت مردم است یا امنیت آقایان حکومتی ، قطعاً امنیت ِ تلفیق ِ این دو نیست.
«مارکس:مجازات چیزی نیست مگر وسیله ای برای جامعه جهت دفاع از خود در برابر تمامی آن چیزهائی که شرایط موجودیت آنرا نقض می کند.
این چه جامعه رقت انگیزیست که وسیله ای برای دفاع از خود جز جلاد نمی یابد وتازه به خود جرأت می دهد از طریق (صدای روزنامه مهم جهان) اعلام کند خشونت وی یک قانون طبیعی است»
****************************************
(ملکم اسمارت مدیرکل برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین الملل اظهار داشت :
ایران عملاً تنها کشوری است که کودکان بزهکار را ــ کسانی را که در هنگام وقوع جرمی که به خاطر آن محکوم شده اند کمتر از 18 سال داشتند ــ اعدام می کند . وقت آن رسیده که مقامات ایرانی به این رفتار شرم آور خاتمه دهند و خود را در کنار بقیه جامعه بین المللی قرار دهند که مدت هاست قباحت اعدام کسانی را که در زمان کودکی مرتکب جرم شده اند در یافته است.)
واقعاً شرم آور است در ساعاتی از روز، در نقاطی از شهر که بسیاری از کودکان به دلایل مختلف در بیرون از خانه حضور دارند خشونتی چون از بین بردن جان انسان در حضور کودکان صورت می گیرد.
از سال 1990 تا کنون کمتر از ده کشور جهان نوجوانان را به خاطر ارتکاب قتل اعدام کرده و ایران جزء نمونه ی نادر این استثناهاست. در سال 2005 تنها 8 مورد اعدام نوجوانان در کل دنیا ثبت شده است که همگی در ایران صورت گرفت.(3)
ایران کشوری است که نتنها کودکان را اعدام می کند بلکه با هدف ارعاب جلوی چشمان آن ها نیز اعدام می کند. آیا قرار است این کودکان در 7ــ8 سالگی وکمتر از آن ارعاب شوند یا اصلاح؟ آیا قرار است کابوس های شبانه این کودکان را اصلاح کند؟ یا راه یافتن این خشونت در بازی کودکان ؟!!

میلاد معینی دانشجوی دانشگاه مازندران
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم مهر 1386 توسط فعال مازندران
| لينك ثابت |