تبليغاتX
خبرنامه فعالین مازندران

 

اعضای هیات موسس انجمن اسلامی دانشگاه مازندران به کمیته انضباطی دانشگاه احضار شدند. رضا عرب، مهدی داودیان، میلاد حسینی کشتان ، آرنوش ازرحیمی و سیاوش صفوی (اعضای هیات موسس) به همراه محمد فکری مدیر مسئول نشریه دانشجویی رویداد و عادل اسلامی دبیر شورای صنفی دانشکده علوم انسانی به کمیته انضباطی احضار شدند. اعضای هیات موسس چهارشنبه ظهر در اعتراض به این امر به صورت دسته جمعی در اتاق رییس دانشگاه حاضر شدند و با وی به مذاکره نشستند.

 
رضا عرب سخنگوی هیات موسس انجمن اسلامی در گفت و گو با خبرنامه امیرکبیر در مورد این احضارها و اعتراض انجمن اسلامی چنین می گوید: “اعضای هیات موسس انجمن اسلامی از اول هفته به طور جداگانه به کمیته انضباطی احضار شدند و باید در وقت های تعیین شده خود را به دبیر کمیته انضباطی معرفی می کردند. اما ما به طور دسته جمعی در دفتر دبیر کمیته حاضر شدیم و پس از آگاهی از دلایل احضار، به اتاق ریاست دانشگاه وارد شدیم و با وی به مذاکره نشستیم.”

 
او در مورد دلایل احضارشان و مذاکره با رییس دانشگاه گفت: “دلیل احضار مشخصا برنامه ریزی جهت برگزاری تجمع، تحصن و جمع آوری امضا در روز اول اردیبهشت در اعتراض به نصب دوربین در مقابل درب کلاسها بود. اعتقاد ما بر این بود که این اقدام دانشگاه صرفا به قصد به تعویق انداختن پروسه قانونی شدن انجمن اسلامی است. از این رو به اتاق آقای علیزاده رفتیم. علیزاده با وجود بیان بی اطلاعی خود از این احضارها و انداختن مسولیت احضار به گردن حراست، قول پیگیری موضوع و خدشه وارد نشدن به جریان قانونی شدن انجمن اسلامی را داد.”

 
علاوه بر این تجمعی جمعه شب گذشته در خوابگاه نواب دانشگاه مازندران در اعتراض به وضعیت بد آب آشامیدنی این خوابگاه توسط دانشجویان این خوابگاه برگزار شد که منجر به توزیع آب معدنی در خوابگاه شد.


نوشته شده در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

دانشجويان معترضي كه معتقدند در آزمون كارشناسي ارشد دولتي در حوزه شهرستان بابل تقلب و تخلف صورت گرفته مقابل ديوان عدالت اداري تجمع كردند.

تعدادي از دانشجويان دانشگاه‌هاي مختلف كشور با تجمع در مقابل ديوان عدالت اداري از مقامات ديوان درخواست رسيدگي به تخلف و تقلب صورت گرفته در آزمون كارشناسي ارشد حوزه شهرستان بابل را كردند.

بر اساس گفته‌هاي دانشجويان معترض در آزمون كارشناسي ارشد حوزه بابل تخلفات و تقلب صورت گرفته و پس از شكايت دانشجويان معترض به سازمان سنجش اين سازمان آنگونه كه بايد و شايد به اين موضوع رسيدگي نكرد.

دانشجويان معترض هم اكنون در مقابل ديوان عدالت اداري تجمع كرده و بنا به گفته برگزاركنندگان اين تجمع تا زمان پاسخگويي مسئولان ديوان عدالت اداري اين تجمع ادامه خواهد داشت.


نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

جمعي از دانشجويان دانشگاه آزاد اسلامي جويبار صبح امروز در مقابل فرمانداري اين شهرستان تجمع كردند.

به گزارش خبرنامه فعالین مازندران، علت تحصن اعتراض آميز دانشجويان اين دانشگاه كمبود امكانات و تجهيزات دانشجويي، نامناسب بودن كيفيت غذا و رفتار نامناسب مسئولان اين دانشگاه با دانشجويان بوده است.

دانشجويان معترض به عدم استقرار سرويس حمل و نقل دانشجويي نيز گلايه مند بودند.

دانشجويان معترض با درخواست فرماندار اين شهرستان در دفتر كار وي تشكيل جلسه دادند و پس از نشست يك ساعته فرماندار قول حل مشكلات آنان را در حضور رئيس دانشگاه داد.


نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

پیمان پیران، زندانی سیاسی تیر ۱۳۷۸، دانشجوی آزادی خواه و برابری طلب اخراج شده از دانشگاه و فعال سیاسی چپ دیروز پس از پشت سر گذراندن ۱۴۶ روز بازداشت موقت (!) از بند ۳۵۰ زندان اوین آزاد شد.

آزادی این رفیق عزیز را به همه ی مردم آزادی خواه و برابری طلب جهان تبریک می گوییم!

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های مازندران


نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

رفقای ما در دانشگاه سهند تبریز بپا خاسته اند تا علیه هرگونه یورش به حقوقشان بایستند. آنان اعتصاب غذایی به راه انداخته اند که تاکنون بیش از ۲۰ نفر به خاطر آن به بیمارستان منتقل شده اند. این دانشجویان سرنوشتشان را به دست گرفته اند.

این وظیفه ی همه ی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب است که از آنان حمایت کنند. وقتی سال گذشته بیش از ۱۵ نفر از دوستان ما در دانشگاه مازندران توسط عوامل اطلاعاتی دستگیر شدند، رفقای دانشگاه سهند تبریز با به راه انداختن اعتصاب غذا از ما حمایت کردند. ما باید ثابت کنیم که همه یکی هستیم و تنها اتحاد است که می تواند ما را به سرمنزل مقصود برساند. مبارزات دانشجویی در کنار مبارزات طبقه ی کارگر و جنبش رادیکال زنان یگانه راه برای اعتلای فرهنگ مبارزه علیه سرکوب در جامعه است.

بدین وسیله، ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه مازندران اعلام می کنیم که از اعتراضات و اعتصاب غذای یارانمان در دانشگاه سهند تبریز اعلام حمایت همه جانبه می کنیم. ما با آنان هم سرنوشتیم. آنان ما هستند و ما آنانیم. سرکوب را زیر پایمان له خواهیم کرد!

زنده باد رفقای پیروز و آزاده ی دانشگاه سهند تبریز

زنده باد آزادی و برابری

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های مازندران


نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

حامد محمدی، دانشجوی دانشکده اقتصاد دانشگاه مازندران پس از تبرئه از اتهام روابط نامشروع و تایید جریمه ی نقدی ۵۰۰ هزار تومانی از سوی دادگاه، دیروز حکم تایید یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات را از دانشگاه مازندران دریافت کرد.

همچنین نیما نحوی دانشجوی دانشکده مکانیک دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل برای تاریخ ۲۴ اردیبهشت به دادگاه بابلسر احضار شده است.


نوشته شده در یکشنبه یکم اردیبهشت 1387 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

بهروز کریمی زاده ساعت ۲۱ دیشب از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شد.

خانواده ی بهروز با سپردن وثیقه ی ۳۰۰ میلیون تومانی دیروز حکم آزادی وی را به زندان اوین فرستادند. بهروز پس از ۴ ساعت تاخیر در آزادی، در ساعت ۲۱ شب در حالی که خانواده اش ناامیدانه به منزل برگشته بودند از زندان اوین آزاد شد.

آزادی بهروز را به همه ی مردم آزادی خواه و برابری طلب جهان و همه ی کسانی که برای جمع آوری وثیقه ی ۳۰۰ میلیون تومانی همت گماردند تبریک می گوییم.


نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم فروردین 1387 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

سال گذشته سالی سراسر پیشرفت برای جنبش دانشجویی دانشگاه مازندران بود و صد البته فشارهای مسئولین حکومتی و دانشگاهی برای توقف آزادی خواهی و برابری طلبی. مطالب زیر از آرشیو دو سایت خبرنامه فعالین دانشگاه مازندران و خبرنامه فعالین مازندران انتخاب شده است.

۱. ۱۹ فروردین ۱۳۸۶: تایید حکم بدوی سه دانشجوی دانشگاه مازندران:

حکم بدوی کمیته‌ی انضباطی دانشگاه مبنی بر تعلیق سه دانشجوی دانشکده‌ی فنی (دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل) امروز پس از حکم نهایی کمیته‌ی تجدید نظر، تأیید شد.

این سه دانشجو به نام‌های ضیاءالدین نبوی، بیژن صباغ و سعید یعقوبی‌نژاد پس از بازجویی توسط کمیته‌ی انضباطی در بهمن ماه سال گذشته یک ترم تعلیق با احتساب سنوات خورده بودند که پس از اعتراض کتبی نسبت به حکم بدوی، منتظر تأیید یا تجدیدنظر در حکم بودند. متأسفانه همه‌ی این احکام علی‌رقم اعتراضات گسترده‌ی دانشجویان دانشگاه مازندران تأیید شد.

۲. ۲۰ فروردین ۱۳۸۶: ۷ دانشجوی دانشگاه مازندران به کمیته ی انضباطی احضار شدند:

۷ نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران جهت بازجویی به کمیته‌ی انضباطی دانشگاه احضار شدند.

نام این ۷ نفر عبارت است از: آرش پاکزاد، حدیث ظاهر، نینا باطبی، میلاد معینی، حامد محمدی، سارا خادمی و صادق حکیم‌زاده. هنوز علت دقیق احضارهای اخیر به کمیته‌ی انضباطی مشخص نیست ولی پیش‌بینی می‌شود که اکثر این احضارها به دلیل مراسم ۱۶ آذر و تعطیلی کلاس‌ها در تاریخ ۷ اسفند باشد.

لازم به ذکر است که حامد محمدی، یکی از احضارشدگان به کمیته‌ی انضباطی مدتی پیش شخصاْ توسط حاج آقا نادعلی باباییان (رئیس دانشگاه) بر اساس ماده‌ی ۷ از تبصره‌ی ۲ آیین‌نامه‌ی انضباطی دانشگاه بر اساس یک حکم کتبی از ورود به دانشگاه تا اطلاع ثانوی و تشکیل کمیته‌ی انضباطی منع شده بود. اتهامات حامد محمدی فحاشی به مسئولین، شرکت در تجمع غیرقانونی و ضرب‌وشتم نیروهای امنیتی عنوان شده است.

۳. ۲۵ فروردین ۱۳۸۶: بیژن صباغ توسط نیروهای اطلاعاطی از جلوی درب اصلی دانشکده فنی مهندسی نوشیروانی بابل ربوده شد.

۴. ۲۸ فروردین ۱۳۸۶: تجمع در دانشگاه مازندران: بابل و بابلسر:

امروز در دانشگاه مازندران(بابلسر) تجمعی با شرکت بیش از ۸۰۰ نفر از دانشجویان برگزار شد. در این میان تماس های تلفنی و تهدید های پی در پی اثری نداشته و دانشجویان در تجمع اعتراضی شرکت کردند . در این تجمع دانشجویان با دادن اولتیماتوم به مسئولین اعلام کردند که اگر تا شنبه به خواسته هایشان رسیدگی نشود اعتراضات را رادیکالتر ادامه خواهند داد.

حمايت دانشگاههاي تهران از دانشجويان مازندران

پس از اتفاقات دانشگاه مازندران دانشجويان دانشگاههاي تهران حمايت خود را از دانشجويان مازندران اعلام كردند. طي ديروز و امروز دانشجوان چپ راديكال با پخش گسترده تراكت وبيانيه در دانشگاههاي تهران، علامه، پلي تكنيك، شريف وهنرهمبستگي خود را با اين دانشجويان نشان دادند. هم اكنون در دانشگاه پلي تكنيك به نشانه حمايت از دانشجويان مازندران عكس ها و خبر هاي اتفاقات اين دانشگاه در معرض ديد دانشجويان قرار گرفته است.

۱۵ نفر دانشجوی بازداشتی در دانشگاه مازندران

از 15 نفر دانشجوی بازداشت شده در دانشگاه مازندران 9 نفر آزاد و مابقی هنوز در بازداشت بسر میبرند.اسامی دانشجویان بازداشتی بدین شرح است:
بیزن صباغ
علی تقی پور
عامید مشرف زاده
ضیا نبوی
مهدی شریف الدین نصب
سعید یعقوب نژاد

۵. ۳۰ فروردین ۱۳۸۶: بیژن صباغ آزاد شد!

امروز بعد از ظهر فشار دانشجویان در نهایت به ثمر رسید و بیژن صباغ آزاد شد.ما این پیروزی را به تمامی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب ایران تبریک میگوییم.

البته لازم است اضافه کنیم که ضیاء نبوی همچنان در زندان بابل به سرمی‌برد و معلوم نیست کی او را آزاد میکنند. وضع او نیز چندان مناسب نیست و گویا هنوز در اعتصاب غذا می‌باشد.دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب خواستار آزادی فوری این فعال دانشجویی هستند.

۶. ۱ اردیبهشت ۱۳۸۶: تجمع در دانشگاه نوشیروانی بابل:

تجمع امروز (شنبه) در دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل با موفقیت و حضور چشمگیر دانشجویان معترض به وقایع اخیر در دانشگاه برگزار شد.

در این تجمع که تعداد بسیار زیادی از دانشجویان از آن حمایت نمودند، دانشجویان بر خواست استعفای قربانی رئیس حراست دانشگاه و توضیح رؤسای دانشگاه نسبت به دستگیری ۱۵ نفر از فعالین دانشگاه پافشاری کرده و بر مقاومت تا به‌دست آوردن همه‌ی خواسته‌هایشان تأکید نمودند. همچنین در تجمع امروز یکی از دانشجویان زندانی به شرح وقایع روزهای بازداشتش توسط حفاظت اطلاعات ناجا پرداخت و در پایان بیانیه‌ی دانشجویان دانشگاه تهران و علوم پزشکی در حمایت از دانشجویان دانشگاه مازندران قرائت شد.

با این که قرار بود ضیاءالدین در ساعت ۱۳ امروز از زندان آزاد شود، تا لحظه‌ی مخابره‌ی این خبر هنوز از سرنوشت او اطلاعی در دسترس نیست و مطلع شدیم که عده‌ای از دوستان وی به همراه خانواده‌اش پشت درهای زندان منتظر آزادی پیروزمندانه‌اش هستند. به گفته‌ی پدر ضیاء، قاضی هیچ قرار کفالت یا وثیقه‌ای جهت آزادی وی درخواست نکرده است.

۷. ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۶: تجمع در دانشگاه آزاد گرگان

۸. ۲۹ مهر ۱۳۸۶: بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه مازندران پیرامون قائله ی نشریات پلی تکنیک

۹. ۶ آذر ۱۳۸۶: تجمع در دانشگاه علوم و فنون بابل

۱۰. ۷ آذر ۱۳۸۶: میلاد معینی، بهرنگ زندی و حامد محمدی توسط نیروهای اطلاعاتی ربوده شدند.

۱۱. ۱۰ آذر ۱۳۸۶: بیانیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های مازندران پیرامون 16 آذر روز دانشجو

۱۲.۱۲ آذر ۱۳۸۶: آرش پاکزاد، حسن معارفی، بهرنگ زندی، میلاد معینی و حامد محمدی دستگیر شدند

۱۳. ۱۴ آذر ۱۳۸۶: مراسم روز دانشجو در دانشگاه نوشیروانی بابل

۱۴. ۱۶ آذر ۱۳۸۶: شکنجه ی دانشجویان دستگیر شده ی دانشگاه مازندران

۱۵. ۲۱ آذر ۱۳۸۶: مراسم روز دانشجو در دانشگاه مازندران

۱۶. ۲۱ آذر ۱۳۸۶: دستگیری سارا خادمی و نیما نحوی از دانشجویان دانشگاه مازندران

۱۷. ۲۲ آذر ۱۳۸۶: شوانه مریخی دانشجوی دانشگاه مازندران دستگیر شد!

۱۸. ۲۶ آذر ۱۳۸۶: قائله ی بمب گذاری در دانشگاه نوشیروانی بابل

۱۹. ۳۰ آذر ۱۳۸۶: دانشجویان بازداشتی دانشگاه مازندران آزاد شدند. آرش پاکزاد هنوز در بند و زیر شکنجه است!

۲۰. ۱۵ دی ۱۳۸۶: آرش پاکزاد در هشتمین روز اعتصاب غذا در اطلاعات ساری

۲۱. ۲۴ آذر ۱۳۸۶: دستگیری بیژن صباغ دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی و انتقال وی به بند 209 زندان اوین

۲۲. ۲۶ دی ۱۳۸۶: آرش پاکزاد آزاد شد!

۲۳. ۶ بهمن ۱۳۸۶: خبر شکنجه ی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دستگیر شده

۲۴. ۸ بهمن ۱۳۸۶: بازداشت 7 دانشجوی دانشگاه غیرانتفاعی شمال

۲۵. ۸ بهمن ۱۳۸۶: احضار میلاد معینی، حامد محمدی و بهرنگ زندی به کمیته ی انضباطی

۲۶. ۱۴ بهمن ۱۳۸۶: آرمان رسولی و سه دانشجوی دیگر دانشگاه مازندران به کمیته ی انضباطی احضار شدند

۲۷. ۱۶ بهمن ۱۳۸۶: نادر احسنی دانشجوی فارغ التحصیل دانشگاه مازندران از زندان اوین آزاد شد

۲۸. ۴ اسفند ۱۳۸۶: بیژن صباغ از زندان اوین آزاد شد

۲۹. ۱۵ اسفند ۱۳۸۶: تغییر رئیس دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل

۳۰. ۲۷ اسفند ۱۳۸۶: احضار مجدد میلاد معینی به دادگاه


نوشته شده در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

آزاد شده از اوین

وبلاگ یکی از رفقایی است که از اوین آزاد شده است...


نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

رفیق بیژن صباغ ساعت ۱۵ امروز از بند ۲۰۹ زندان اوین آزاد شد.

قرار بازداشت بیژن صباغ روز سه شنبه ی هفته ی پیش به قرار وثیقه ی ۸۰ میلیون تومانی تبدیل شده بود که با سپردن وثیقه از سوی خانواده اش وی امروز از زندان امنیتی اوین آزاد شد.

هنوز از وضعیت بیژن صباغ هیچ اطلاعی در دست نیست. وی تاکنون با دوستانش در مازندران تماسی نداشته است.

خبرنامه ی فعالین مازندران و دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های مازندران این پیروزی بزرگ و آزادی بیژن صباغ را به جنبش دانشجویی و همه ی مردم آزادی خواه و برابری طلب تبریک می گوید.

زنده باد آزادی

زنده باد برابری


نوشته شده در شنبه چهارم اسفند 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

دانشگاه خانه ی ماست

تا پاي جان آن را حفظ خواهيم كرد

۱ - جنبش دانشجويي در ايران هميشه به عنوان نيرو محركه ي اصلي حركت هاي اجتماعي محسوب مي شده است. تاريخ پنجاه و چند ساله ي مبارزات دانشجويي ايران تا به امروز اثبات كرده است كه تنها زماني جنبش دانشجويي مي تواند به جنبشي مترقي در جامعه تبديل شود كه اهل مسامحه نباشد و به عبارتي خود را از بدنه ي حاكميت مستقل سازد. بايد گفت استقلال راه دانشجو در هر برهه اي از تاريخش كه به دست آمده، توانسته تاثيري جدي بر ساختار سياسي نظام هاي استثمارگر ايران بگذارد.

آري بار ديگر در اين مقطع از تاريخ، مبارزات دانشجويي به معناي واقعي شكل گرفته است و اصلا بعيد نبود كه حاكمیت مرتجع، اين جهت گيري اصيل جنبش را كه اينك با پرچم سرخ به اهتزاز در آمده، تاب نياورد. به راستي اينك جهل و علم در تقابل با يكديگرند.

۲ - اكنون بيش از يك ماه از يورش بي سابقه ي نيروهاي امنیتی به دانشگاه ها مي گذرد. براي چندمین بار حاكمیت براي وارونه جلوه دادن حقايق، هجمه ي بي سابقه اي را نسبت به مبارزان دانشجو شروع كرده است. براي نمونه در دانشگاه مازندران به شيوه ي مضحكي، فعالين چپ دانشجويي را با اتهاماتي از قبيل جريحه دار كردن عفت عمومی، بلند بودن صداي موسيقي در منزل شخصي، رابطه ي نامشروع و موارد ديگر كه به زعم عناصر وزارت اطلاعات و امنيت كشور، مي تواند اذهان عمومي را راضي نگه دارد، زنداني كرده اند.

۳ - سناريوي وزارت اطلاعات و امنيت كشور به اين جا ختم نمي شود، ۸ نفر از فعالين دانشگاه مازندران را نزديك يك ماه در سياه چالهاي خود نگه داشتند و آن ها را زير شديدترين شكنجه هاي جسمي و رواني قرار دادند. بي خوابي هاي دادن طولاني، لخت كردن مبارزان دانشجو در سرما، شكنجه با باتوم برقي و شلاق، آويزان كردن از سقف، تهديد خانواده هاي دانشجويان،‌ بازجويي هاي بي وقفه، برپايي دادگاه هاي تفتيش عقايد با اتهامات واهي از قبيل ارتباط با خارج كشور و سوالات مضحكي مانند اين كه چه كتاب هايي خوانده ايد تنها نمونه هایی از شیوه ی برخورد اين مزدوران با دانشجويان مبارز ما در مدت اسارت آنها در بندهاي انفرادي اطلاعات و امنيت رژيم اسلامي بوده است. اين طنزنامه با بمب گذاري توسط عوامل رژيم در دانشگاه صنعتي بابل به صورتی كاملاْ ناشيانه و خنثي كردن آن گوياي اين است كه اين حکومت غيرمردمی هنوز از نظر آرتيست بازي و نقش بازي كردن در سطح آماتوري قرار دارد.

۴ - و اما بازداشت، شكنجه و مقاومت رفيق آرش پاكزاد با اعتصاب غذا، خود حكايت ديگري دارد. ۱۵ روز پيش دستگاه قضايي رژيم حكم آزادي رفيق آرش را از بند انفرادي اطلاعات ساري صادر كرده است. اما عناصر امنيتي رژیم از آزادسازي وي خودداري مي كنند. گويي آن ها ارزش رفيق را دريافته اند و به اين سادگي بازگشت رفيق آرش را به جنبش دانشجويي را برنمي تابند.

اينك ما به عنوان جمعي از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب دانشگاه هاي مازندران اين ستم گري رژيم را محكوم كرده و به حاكميت هشدار مي دهيم در صورتي كه رفيق آرش پاكزاد و ديگر رفقاي زنداني ما را آزاد نكنند، ما نيز به حكم روش قهري خود مبارزاتمان را وارد فاز جديدي خواهيم نمود.

زنده باد آزادي و برابری


نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |
 رفقا بهروز کریمی زاده، مهدی گرایلو، پیمان پیران، مجید اشرف نژاد، سعید حبیبی و عابد توانچه هم اکنون بیش از یک ماه است که در زندان به سر می برند.

 

Abed Tavanchehعابد توانچه که ابتدا در روز 12 آذر توسط اطلاعات سپاه اراک بازداشت شده و چندی پیش آزاد شده بود پنج شنبه ی هفته ی گذشته بار دیگر توسط اطلاعات سپاه دستگیر شده و تاکنون هیچ تماسی با خانواده اش نداشته است. عابد که طی سالهای اخیر بارها توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، این بار نیز کاملاَ به صورت غیرقانونی ربوده شده است. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب اعلام می کنند که وضعیت عابد توانچه بسیار وخیم بوده و احتمال شکنجه ی وی وجود دارد. وی هم اینک در پنجمین روز اعتصاب غذا به سر می برد.Behrooz Karimizadeh

 

بهروز کریمی زاده دانشجوی اخراجی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران که در روز 12 آذر در تقاطع خیابان 16 آذر و انقلاب بازداشت شده است، یکی از شاخص ترین چهره های چپ رادیکال و از رهبران جنبش چپ دانشجویی می باشد. وی چندی پیش از زندان با خانواده ی خود تماس گرفت. وی مدت ها سردبیر نشریه ی دانشجویی خاک و مدیرمسئول نشریه ی دانشجویی پیشرو بوده است که هر دو توقیف شدند. لازم به ذکر است که بهروز از نارسایی شدید کلیوی رنج می برد و ادامه ی بازداشت وی صدمات جبران ناپذیری را از نظر جسمانی برای او به همراه دارد.

 

مهدی گرایلو، فارغ التحصیل نمونه ی فیزیک دانشگاه شریف و دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران است. وی سابقاَ مدیرمسئول نشریه ی دانشجویی پیشاهنگ، عضو هیئت تحریریه نشریه خاک و سردبیر نشریه ی پیشرو بوده است. مهدی نیز از چهره های شناخته شده ی چپ در جنبش دانشجویی می باشد.

 

Mehdi Gerailoo پیمان پیران، فعال سرشناس سیاسی چپ، در جریان کوی دانشگاه در تیر 1378 بارها توسط نیروهای امنیتی وزارت اطلاعات و سپاه بازداشت شده و چندین سال از عمرش را در زندان گذراند. وی پس از مدتی پناهندگی در کشور سوئیس، چندی پیش به ایران بازگشت تا به روند مبارزه ی طبقاتی ادامه دهد. پیمان پس از مراسم روز دانشجو در 13 آذر امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و اکنون در یند 325 زندان اوین به سر می برد و تاکنون هیچ تماسی با بیرون از زندان نداشته است. خانواده ی وی که در سوئد زندگی می کنند به روند غیرقانونی بازداشت وی اعتراض دارند.

 

سعید حبیبی که مدت ها دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت بوده و سپس به دلیل فشارهای رهبری این جریان مجبور به ترک تشکیلات دفتر تحکیم وحدت شده بود، در روز 11 آذر هنگام مراجعت از محل کارش در خودروی شخصی اش دستگیر شده و به زندان اوین منتقل شد. سعید نیز در بند 325 زندان اوین (بند سپاه) به سر می برد و تاکنون هیچ تماسی با خانواده اش نداشته است. Majid Ashrafnejad

 

مجید اشرف نژاد، دانشجوی دانشگاه تربیت دبیر رجایی و عضو اسبق انجمن اسلامی این دانشگاه نیز در روز 13 آذر و در هنگام برگزاری مراسم روز دانشجو از داخل دانشگاه تهران ربوده شده و به زندان اوین منتقل شد. او از رهبران برجسته ی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب می باشد. مجید نیز در بند 325 زندان اوین به سر می برد.

 

بنا بر آخرین اخباری که به دست ما رسیده همه ی این دانشجویان در زندان اعتصاب غذا کرده بودند و از ادامه ی این اعتصاب غذای آنها هیچ اطلاعی در دست نیست، اما خبر اعتصاب غذای رفیق عابد توانچه قطعی است.

 

Saeed Habibi زندانیان بند 325 زندان اوین تحت بدترین شرایط روحی و جسمانی قرار دارند. تعدادی از این دانشجویان هنوز با خانواده هایشان تماسی نگرفته اند. همچنین آرش پاکزاد نیز در زندان اطلاعات ساری در اعتصاب غذا به سر می برد.

 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب از ادامه ی روند بازداشت تعدادی از رهبران این جنبش اظهار نگرانی کرده و خواستار آزادی فوری همه ی آنها از زندان های امنیتی هستند.

 

 Peyman Piran, Behrooz Karimizadeh, Majid Ashrafnejad

 


نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

یکی بود یکی نبود

 

قصه ما اینبار قصه خودماست. نه قصه دیو و پری نه قصه روح و شبح. قصه دردها، رنج های خودمونه. قصه سختی ها و تلاشها، قصه شکست ها و سرخوردگی ها. قصه نفتی که باید پولش تو جیب ما می رفت. قصه تحصیلی که حق رایگان هر کسی بود. قصه ظالمی که باید جاش تو کتابا بود. قصه آزادی که مثل هوا سهم همه ما بود.

 

قصه خَر زدن، شب زنده داری، شب خواب دانشگاه تهران دیدن، پول یامفت تو جیب قلم چی ریختن، بزرگ شدن و ریش و پشم در آوردن، فکر کردن به فکر نکردن، آق مهندس و خانم دکتر شدن و... و سر آخر از باتلاق قصه های دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان سر در آوردن.

 

قصه زندگی که می خواستیم و نداریم، قصه خواسته هایی که یه روزی حقمون بود و الان آرزو.

 

ما نه می خواستیم بکشیم نه کشته بشیم. نه بسوزیم و نه سوخته بشیم. ما نمی خوایم با فرو رفتن سرمون توی کوهی از ورقهای موهوم، بذاریم تا هر کی هرچی رو میخواد ببره. قصه ما قصه کسایی که هم هست که مثل ما دانشجو بودن و با این مشکلا کنار نیومدن و تو هر مناسبت و هر جایی که می تونستن این مشکلات رو فریاد زدن، 16 آذر، 18 تیر و... تهران، اصفهان، علامه شیراز، امیرکبیر، مازندران و...

 

ما نمی خواهیم توی اتاقی بخوابیم که سهمش واسه هر نفر از سهم هر گوسفند توی طویله از جاش کمتره و غذایی رو بخوریم که خودمون واسه مرغای توی مرغداریمون بد می دونیم.

 

اگه یه گوسفند بع بع کنه باهاش کاری رو که با ما موقع بیان خواسته هامون می کنن، نمی کنن.

 

ما نه زیاده می خوایم و نه دیکتاتور. فقط میگیم چرا وقتی خودمون تو فقر و بدبختی هستیم پول سرمایه ملی ما سر از ونزوئلا، اکوادور، گینه بیسائو، لبنان، فلسطین و... در میاره. اونم فقط واسه جمع کردن یه سری کل و کور به عنوان هم پیمان و حامی.

 

چرا وقتی خودمون واسه کمترین درخواست آزادی، با هزار تا چماق و مشت و لگد هزار و یک ارگان و نهاد بسیج، پلیس، حراست و... استخونامون نرم می شه، باید از نبود آزادی بیان توی گوانتانامو حرف بزنیم.

چرا وقتی خودمون باید از بین هزار تا میله گرد و آجر و تیرچه با خطر مرگ در اثر سقوط مصالح از خوابگاه به سر کلاس بریم، باید واسه کوبا و سودان مدرسه بسازیم.

 

چرا وقتی همه مشاغل دولتی رو سهمیه بسیج و شاهد و ایثارگر و حراستو... قبضه کرده، باید به آرزوی رسیدن به یک شغل و درآمد بخور نمیر پول بابهه رو خودکار کنیم و بریزیمش توی جزوه ها.

 

چرا وقتی دانشگاههای روزانه و دولتی ما روز به روز آب میره و جاش 100 تا دانشگاه غیرانتفاعی و شبانه و... جوونه می زنه، فریاد احقاق عدالت خواهی؟؟ و مهرورزی؟؟ بزنیم.

 

چرا ما نباید جیکمون در نیاد و ارگانهای دست نشونده هر کاری میخوان بکنن و هر مراسمی رو بهم بزنن.

آقای رئیس جمهور، برقی که از انرژی هسته ای حاصل می شه به درد هیچی نمی خوره وقتی نونی نیست که زیر چراغ روشن شده از این برق خورده بشه.

 

حرف اگه حساب نیست حتما چوب و چماق پلیس و اطلاعات و بسیج و ... حسابه.

 

آقای رئیس جمهور تویی که تو دانشگاه کلمبیا هوو شدی چرا اونجا جیکت در نیومد ولی امیرکبیر رو خفه کردی.

 

میدی بچه های دانشگاه اصفهان، اهواز، تبریز، مازندران، شیراز، تهران... (بازم بگم؟!) رو بزنن و ببندنو خفه کنن، اونوقت اونجا حرف از آزاد ترین دانشگاهها می زنی.

 

آهای ایهاالناس اینه تلفظ آظادی اشتباه ننویسین

 

آظادی یهنی دوربین مداربسته، حراست، اطلاعات، شنود، باتوم، گاز اشک آور، الگانس، زندان شکنجه.

آظادی یعنی: درس خوندن و بی کار ول گشتن، وام فارغ التحصیلی گرفتن و گدای مقروض شدن.

آظادی یعنی کتاب ممنوع، نشریه ممنوع، حرف ممنوع، آظادی یعنی اگه خواستن، تخم کنی حتی اگه خروس باشی.

راستی گفته بودم که بچه های دانشگاه های دیگه چه کار کردن؟ نگفتم؟!؟

اون بی ادبا خواستن مراسم 16 آذر بگیرن. ببین بی شرمی تا کجا؟!!! تا بگن ما آزادی می خوایم حق زیستن می خوایم. رفاه می خوایم برابری می خوایم. اونوقت معلمای آظادچون دیدن سواد اینا کمه بردنشون تو سلولای انفرادی اطلاعات که راحتتر ارشادشون کنن و ازشون امتحان بگیرن، ببین یاد گرفتن آظادی رو درست بنویسن. بعضی هاشون از تنبلی اعتصاب غذا کردن، بعضی هاشون که مامانی بودن، گفتن ماماناشون 1 ماه ازمون خبر ندارن یه زنگ بهشون بزنیم. ولی معلمان آظادی فقط ارشادشون کردنو....

می خوای داستانشو کامل بدونی برو تو وبلاگهایی که زیر نوشتیم ولی یه موقع شما بی ادب نشین.

حالا واسه راحتی کار معلمای آظادی خودتون 100 بار از روی این کلمه بنویسین و این نامه رو بدین به بعدی که اونم بخونه و بنویسه و حاجتشو بگیره.

 

آظادی، آظادی، آظادی، آزادی...  

 

(البته فکر نکنم نیاز داشته باشیم چون انگار خوب ارشاد شدیمو جیکمون در نمی آد مگه نه؟!!

 

انگار خیلی خوشت اومد که رفتی صفحه بعد پس حالا با اینا حال کن:

 

1- دستگیری 5 تن از دانشجویان دانشگاه مازندران به طرز وحشیانه چند روز قبل از 16 آذر

2- دستگیری یکی از دانشجویان دختر دانشکده جامعه شناسی مازندران در خوابگاه

3- اعتصاب غذای دانجویان اصفهان در جهت لغو احکام جدید کمیته انضباطی

4- اعلان اعتراض دانشجویان بابل به وضعیت نا مناسب غذا با واژگون کردن ظرفهایشان در سلف

5- پیروزی دانشجویان معترض به احکام جدید کمیته انضباطی دانشگاه اصفهان و لغو این احکام

6- اعتصاب غذای یکی از دانشجویان در بند

7- حکم کمیته انضباطی برای یکی از دانشجویان فعال فردوسی مشهد

و...

 

و آدرس وبلاگها:

www.azady-barabary.net

www.13azar.blogspot.com

www.ma-na-man.blogfa.com


نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

آرش پاکزاد چند روز پیش در حالی با خانواده ی خود ملاقات کرد که به سختی قادر به ایستادن بود. ظاهراْ اداره ی اطلاعات ساری رفیق آرش پاکزاد را تحت شدیدترین شکنجه های غیر انسانی قرار داده و روز به روز بر شکنجه های خود می افزاید. این در حالی است که حکم آزادی آرش پاکزاد صادر و ابلاغ شده است، اما آرش در حالی با خانواده اش ملاقات کرد که قادر به راست ایستادن نبود.

لازم به ذکر است که مامورین اطلاعاتی برای مخفی نگه داشتن آثار شکنجه از بدن آرش، ملاقات ها را در درون خودرو برنامه ریزی می کنند تا آثار شکنجه بر بدن آرش مشهود نباشد.


نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

رفیق آرش پاکزاد، دانشجوی ترم آخر دانشگاه مازندران امروز هشتمین روز اعتصاب غذای خود را در اداره ی اطلاعات ساری سپری می کند.

در ملاقاتی که خانواده ی وی در روزهای گذشته با وی داشته اند، وضع جسمانی وی را اسفبار توصیف کرده اند و بسیار نگران حال او بوده اند.

بدین وسیله ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه مازندران، ادامه ی بازداشت آرش پاکزاد را در سلول های انفرادی وزارت اطلاعات محکوم کرده و اعلام می کنیم که در صورت آزاد نشدن این دانشجو در آینده ی بسیار نزدیک، احتمال بروز عارضه های جسمانی برای این دانشجو قوت بیشتری می یابد. آرش، تنها دانشجویی است که طی دستگیری های اخیر، در شهرستان بازداشت شده و هنوز آزاد نشده است.

لازم به ذکر است که پایان نامه ی آرش پاکزاد توسط یکی از دوستان و استادانش تکمیل شده و ارائه شده است.

آرش پاکزاد را آزاد خواهیم کرد.


نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

وبلاگ آزادی برابری به نشانی زیر انتقال یافت:

http://www.azady-barabary.net


نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

تجمع در مقابل دادسرای دادگاه انقلاب

اطلاعیه‌ی خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده‌ی مراسم روز دانشجو(13 آذر)

یک ماه گذشت. ماه شب و روزهای سخت و سرد مقابل اوین، ماه توهین های سرباز نگهبان و تهدید های بازجو، ماه تهمت ها و وعده های بی اساس، ماه شب های اشک و غم، فریاد و خشم. ما این سو و فرزندانمان آن سوی دیوارهای زندان اوین، در سلول های انفرادی تاریک و سرد. همان داستان تکراری چشم بند و بازجویی شبانه و بی خوابی و ضرب و شتم و ... .

فرزندان دانشجوی ما، به جرم سر دادن ندای آزادیخواهی و برابری طلبی در روزی و جایی که متعلق به خودشان است حتی بدون امکان ملاقات با وکلا و خانواده هایشان تحت شدید ترین فشارها قرار دارند و ما خانواده ها در نگرانی و بی اطلاعی کامل از وضعیت آنها، و این همه در میان بایکوت شدید از سوی رسانه ها و مطبوعات کشور.

ما پس از گذشت این زمان طولانی تنها راه رساندن صدای استمداد خود را تجمع در مقابل دادسرای دادگاه انقلاب در روز شنبه 15 دی ماه ساعت 11 صبح میدانیم، تا صدایمان را از این سوی دیوارهای سرد و خاکستری اوین به گوش فرزندانمان برسانیم، تا بدانند که تنها نیستند، که این سو خانواده‌هایشان، دوستانشان و تمامی انسان های آزاده در کنارشان هستند و تا رهایی کامل شان از پا نمی نشینند.

کمیته‌ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند

11/10/1386

http://13azar.blogspot.com


نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

دیروز خانواده آرش پاکزاد در رابطه با پیگری آزادی فرزندشان با نماینده دکتر زرافشان در لابی یکی از هتل های ساری ملاقات کردند که این ملاقات از جانب عوامل اطلاعات کاملن تحت کنترل شدید و از نزدیک بود.


آرش پاکزاد هنوز در سلول انفرادی بسر می برد و دریغ از کوچکترین توجه نسبت به حکم دادستانی جهت آزادی با وثیقه وی. امروز چهارمین روز است که آرش پاکزاد در اعتصاب غذا بسر می برد. و طبق گفته خانواده وی حال جسمانی او به هیچ وجه مصاعد نمی باشد.


نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

 


نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

 

برخلاف اخباری که در برخی رسانه ها از جمله بی بی سی در مورد آزادی همه ی دانشجویان دانشگاه مازندران منتشر می شود، بدین وسیله اعلام می کنیم که رفیق آرش پاکزاد هنوز در بازداشت اداره ی اطلاعات ساری به سر می برد و هنوز هیچ اطلاعی در مورد وضعیت وی در دست نیست. وی با خانواده اش هیچ تماسی نداشته است و شنیده ها حاکی از برخورد فیزیکی شدید با دانشجویان چپ بازداشت شده در مازندران می باشد.

از ۸ نفر دانشجوی بازداشت شده در دانشگاه مازندران، آرش پاکزاد هنوز در بند است و بقیه با سپردن وثیقه و تا زمان اعلام زمان برگزاری دادگاه آزاد شده اند. لازم به ذکر است که رفیق حامد محمدی پس از ۲۳ روز بازداشت تحت بدترین شرایط چندی پیش آزاد شده و پس از آن رفقای دیگر هم آزاد شده اند اما از وضعیت آرش پاکزاد هنوز هیچ اطلاعی در دست نیست.

تا آزادی آخرین دانشجوی در بند آرام نخواهیم نشست...

نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

 

نه هرگز شب را باور نکردم
چرا که
در فراموشی دهلیزش
به امید دریچه ای دل بسته بودم.


از دیر باز جنبش دانشجویی بعنوان پرچم دار آزادی خواهی و برابری طلبی همچون خاری در چشم حکومت های زیاده خواه و دیکتاتور بوده است. قیام مِی 1968 فرانسه به عنوان سمبل مقاومت و مبارزات دانشجویی همواره بر پیشانی تاریخ می درخشد. در ایران نیز مبارزات دانشجویی قدمتی دیرینه دارد. از مبارزات محصلان مدارس در دوران مشروطه گرفته تا اعتراضات و مقاومت های دوران پهلوی. پس ار انقلاب نیز اعتراضات و فعالیتهای دانشجویی همواره رکنی از ارکان آزادی خواهی و برابری طلبی بوده است. اگر 16 آذر 1332 با به خاک و خون کشیده شدن همسنگرانمان در تقویم تاریخ روز دانشجو رقم خورده اما بی شک قطرات خون 18 تیر 1378 هرگز از سینه مبارزات دانشجویی این سرزمین پاک نخواهد شد. به خاک و خون کشیدنی که گویا تنها بر سر تصاحب ریش تراشی بیش نبوده؟!!!!!


هر چند 16 آذر کماکان روز دانشجو و سمبل آزادی خواهی است و 3 قطره خون چکیده شده بر این صفحه از تاریخ هرگز زدوده نمی شود. اما این پایانی بر خروش دانشجو نبوده و نخواهد بود.


به ذهن هیچ کس هم خطور نمی کرد فاجعه ای که گارد شاهنشاهی در دانشگاه تهران به ارمغان نهاد تنها پس از 46 سال تکرار شود و باز سنگفرش دانشگاه به خون برادرانمان رنگین شود. 18 تیر 78 فریاد آزادی خواهی دانشجویان را در اوج به گوش جهانیان خواهد رساند.


فاجعه 18 تیر 78 مهر تاییدی بود بر استقلال جنبش دانشجویی. کسانی که انگشت در گوش فریاد دانشجو را نمی شنویدند حال که با سد عظیم دانشجو در مسیر تمامیت خواهی و استبداد خود رو به رو شدند آن را بر نتافتند و دیوانه وار به آن یورش برده آن را به خاک و خون کشیدند.


و از آن روز به تاثیر شگرف این جنبش در لایه های مختلف جامعه پی بردند و هر لحظه در پی تخریب، تهدید و سرکوب آن برآمدند و با بی شرمی تمامی فجایع زنجیره واری را پی ریزی نمودند فجایعی همچون فاجعه دانشگاه تبریز، فاجعه دانشگاه علامه، فاجعه پلی تکنیک، فاجعه دانشگاه فردوسی، دانشگاه گیلان، دانشگاه اهواز، شیراز و... .


دیگر آنان می دانستند با سرکوب جنبش دانشجویی همزمان با سرکوب جنبشهای اجتماعی همچنان تک سوار این میدان بی رقیبند. جنبش دانشجویی که از زخم های بسیار بر پیکر خود نحیف و رنجور بود همچنان همچون راست قامتان تاریخ ایستاده بود و اکنون پایگاهی اجتماعی تر همچون حلقه زنجیری تمامی حلقه های جنبش اجتماعی را گرد هم آورده بود. دیگر دانشجویان تنها فریاد، دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد را بر فضای مه گرفته شهر رخوت زده نمی افشاندند. اکنون دست در دست جنبش های کارگری، جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی، خواستی مشترک را فریاد می زدند.


فریادی که لرزه بر بنیان بی عدالتی و خفقان می انداخت. دیگر با قطع شاخه ای 100 شاخه جوانه می زند و با قطع هر درختی 1000 نهال سر بر می آورد. خروش هزاران کارگر، معلم، زن به همراه دانشجویان مو بر تن هر کاخ نشینی سیخ می کرد. تنها راه حل کاخ نشینان چه بود؟! سرکوب، خفقان و تلاش برای گسستن حلقه های این زنجیر. بمباران خبری آغاز شد و سیل اتهامات به همراه حبس، شکنجه و تحقیر آغاز گردید. آنان می دانستند که حلقه پیوند دهنده این جنبش ها چیزی نیست جز جنبش دانشجویی و باز هم بازداشت و شکنجه و تهدید و تعلیق و اخراج و بازداشت و شکنجه و تهدید و اخراج و... . با استفاده از حربه اخراج و تعلیق از تحصیل تلاش گسترده ای جهت حذف دانشجویان مبارز از صف جنبش دانشجویی آغاز گردید و شمار دانشجویان ستاره دار به تعداد ستاره های آسمان رسید. با توجه به در دست داشتن انحصاری بلندگوهای خبری، اخبار منحرف و دروغ پراکنده می شد. دانشجویان به اسم اراذل و اوباش زندانی، شکنجه و گاها به پای چوبه دار می رفتند و با توجه به عدم وجود تریبون آزاد جهت اطلاع رسانی مناسب توانستند تا حدودی جریان افکار عمومی را به سمت و سوی دلخواه خود سوق داده همزمان اقدام به مبارزه با این جریانات خودجوش دانشجویی، کارگری و ... نمایند.


اینان ترسشان از یگانگی ماست. وقتی اسانلو، رئیس سندیکای اتوبوسرانی تهران، با حمایت و اتحاد کارگران و دانشجویان آزاد می گردد. وقتی که جنبش دانشجویی در کنار جنبش زنان فریاد برابری و عدالت و حذف تبعیض جنسی را بر می آورد. وقتی دانشجویان به حمایت از معلمین، این قشر مظلوم، می ایستند و در کنار آنان به زندان منتقل می شوند وقتی با بازداشت غیر قانونی هزاران دانشجو از گوشه کنار کشور بپا می خیزند دیگر چه جای درنگ است که هر لحظه دُری است گهر بار چکمه برپا کردن و به زندان افکندن را تاخیر گناهی نابخشودنی. وقتی محمود احمدی نژاد با حضور در دانشگاه پلی تکنیک آنگونه با نقد برا و بی پرده رو به رو می گردد زنگ خطری است برای یک سرکوب عمومی و اینگونه می گردد که حماسه پلی تکنیک رخ می دهد و به حمایت از این فریاد دیگر دانشگاهها در زیر فشار و سرکوب سیستم پادگانی مسلط بر دانشگاه و جامعه سر بر می آورند.


و در آذر ماه 1386 ما شاهد سرکوب روز افزون و فزاینده دانشجویان در جای جای کشور می باشیم و مهر مهرورزی بر سینه خونین دانشجویان، کارگران، معلمان و زنان داغ بسته است. توقیف نشریات دانشجویی، توقف در اعطا امتیاز نشریات تا پس از 16 آذر، سیل عظیم بازداشتها در مازندران، اراک و تهران که چیزی بالغ بر 35 نفر از برادران ما را راهی سلولهای انفرادی حبس و شکنجه کرده است.


در پایان نیز قائله مراسم 16 آذر در دانشگاه منابع طبیعی گرگان که چیزی جز پوزخندی تلخ بر آن نتوان بست از یک سو گواه ضعف و نا توانی آنان در مقابله با این جنبش خود جوش و آزادی خواه است و از سوی دیگر نشانه گر موج جدید هجوم علیه دانشجویان که با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری افزایش می یابد تا با این وسیله پیش از رسیدن به آن زمان با حذف نیروهای فعال، منتقد و رادیکال از دانشگاه ها، این مکان به عنوان محیطی بی خطر در انتخابات تنها وجود و نه حضور داشته باشد. دولت مهرورز با حذف قلدرمابانه یک یک منتقدان و معترضان عملکردش، راه را برای تداوم و تثبیت قدرت خود هموار می کند تا با یک انتخابات فرمایشی دیگر تسلط خود را بر اریکه قدرت استمرار دهد.


اداره پادگانی دانشگاه ها که از استقلال دانشگاه جز یک شوخی بی مزه چیزی باقی نگذاشته است. آخرین حربه به کار گرفته شده اش سرکوب می باشد. در چنین وضع اسف بار اقتصادی و سیاسی کشور، دخالت و اعمال فشار در بدیهی ترین حقوق انسانها زمانی برای اداره کشور باقی نمی گذارد. وقتی تمامی قوای خود را به کنترل گفتار و کردار و پندار و خورد و خوراک و پوشش و گویش انسانها صرف می کنند. وقتی متر کردن مانتوی زنان، اعلام میزان آرایش آنان و نوع پوشش افراد ارجح بر تمامی امور است. وقتی عواملی چند اجیر می گردند تا زمان ورود و خروج دانشجویان دختر را به صحن امن !!! خوابگاه ساعت زنند دیگر چه جای التماس آزادی از اینان است.


وقتی که حراست به عنوان متولی حفظ آرامش و امنیت خود چیزی جز ابزار مخل امنیت و آسایش نیست دیگر توقعی گزاف است انسان بودن.


 در اینجا می خواهیم و نه خواستار موارد زیر در کلیه دانشگاههای کشور می باشیم:


1- آزادی بی قید و شرط کلیه فعالین سیاسی و دانشجویی و تخلیه کلیه زندانها از زندانیان سیاسی، مخالفین دانشجویی، کارگری، زنان و دیگر جنبش های اجتماعی
2- حذف هرچه سریعتر سیستم پلیسی و امنیتی از دانشگاهها و جامعه
3- حذف نگاه پادگانی به دانشگاهها و حفظ استقلال آنها
4- لغو تمامی احکام انضباطی فعالین دانشجویی اعم از اخراج و یا تعلیق
5- پایان فعالیت کلیه ارگانها، نهادها و تشکل های وابسته به بیرون از دانشگاه در محیط آن
6- ایجاد محیط مشارکتی در برنامه ریزی و اداره دانشگاهها توسط دانشجویان و تایید نظر آنان بر روند اداره دانشگاه
7- ایجاد شرایطی برابر برای دانشجویان ذختر و پسر در کلیه موارد اعم از آموزشی، صنفی و فرهنگی و اجتماعی و حذف تبعیض جنسی و مصادیق آن همچون تفاوت میان ورود و خروج به خوابگاه و میزان آزادی در نوع پوشش.
هم اکنون که شما به فکر امتحانات پایان ترم خود هستید گروهی از دوستان شما پشت دیوارهای زندان در انتظار آینده ای نا معلوم به سر می برند


از طرف 500 نفر از دانشجویان دانشگاه منابع طبیعی گرگان


نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

در پی تماس تلفنی دادستان بابل با خانواده آرش پاکزاد و اعلام اینکه آنها می توانند با آوردن وثیقه وی را آزاد کنند، خانواده آرش با در دست داشتن سند به آنجا مراجعه کرده اند. پس از انجام مراحل اداری و تأئید سند، و مراجعه به بازداشتگاه به آنها گفته شده که در فلان خیابان منتظر بمانند. پس از ساعتی انتظار، خانواده وی جویای وضعیت شده اند و مجددا به آنها گفته شده که به فلان میدان بروند و منتظر بمانند. اما پس از چند ساعت انتظار در هوای سرد هیچ خبری نشده است. خانواده وی دوباره وضعیت را جویا شده اند و با این پاسخ بی رحمانه مواجه شده اند که امروز دیگر ساعت اداری پایان یافته و بهتر است که آنها هم بروند. ظاهرا شکنجه های روحی خانواده ها نیز همزمان با آزار دانشجویان در بند بخشی از برنامه ی مسوولان در رابطه با این پرونده ها است. آرش پاکزاد هنوز در بازداشتگاه است.


نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

نیما نحوی دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که پس از مراسم ۱۶ آذر در بابلسر دستگیر شده بود و در طی این مدت در بازداشت وزارت اطلاعات در ساری بوده است، ساعت ۱ بامداد امروز (دوشنبه) از زندان بابل آزاد شد.

امروز دوستان نیما نحوی در دانشگاه بابل از او استقبال گرمی کرده و دانشجویان در سطح دانشگاه شیرینی پخش کردند.

ما هم آزادی نیما نحوی را به جنبش دانشجویی تبریک گفته و اطلاع می دهیم که جنبش تا آزادی بقیه ی یارانمان ادامه دارد.

زنده باد آزادی و برابری!

 


نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

رفیق عابد توانچه آزاد شد!

خبرنامه آزادی برابری


نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

مدتی است که وبلاگی تحت عنوان «کمیته هماهنگی دانشگاه بابل» شروع به کار کرده و تبدیل به یکی از سخنگویان «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» شده است.

همچنین اخبراْ این وبلاگ اقدام به انتشار یک بیانیه از سوی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب زده است که میتوانید آن را این جا بخوانید. بدین وسیله ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام می کنیم که گردانندگان این وبلاگ برای ما مشخص نیستند و این وبلاگ از نظر ما هیچ رسمیتی ندارد.

در ضمن امیدواریم که گردانندگان این وبلاگ از این پس هیچ پستی از سوی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب منتشر نکنند.

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های ایران


نوشته شده در شنبه یکم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

میلاد معینی دانشجوی مردم شناسی دانشگاه مازندران امروز آزاد شد. میلاد معینی و 7 تن دیگر از دانشجویان بازداشت شده در مازندران تحت بازجویی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی بوده اند. پیش بینی می شود دیگر دانشجویان بازداشت شده ی دانشگاه مازندران نیز به زودی آزاد شوند.


نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

به نام انسان، عدالت و آزادی

جمهوری اسلامی در حال طرح سناریوی جدیدی علیه همه ی فعالین سیاسی و اجتماعی در ایران است. پس از حادثه ی چاپ نشریات موهن و انتساب آن ها به دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و زندانی کردن سه تن از آنان، ظاهراْ اکنون نوبت دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب است.

طی هفته های اخیر، بیش از ۴۲ تن از دانشجویان چپ گرای دانشگاه های سراسر کشور دستگیر شده و به بهانه های مختلف از جمله برگزاری تجمعات غیرقانونی، مسائل منکراتی، پخش مواد مخدر و مشروبات الکلی و ... به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شده اند و در شهرستان ها نیز (از جمله در بابلسر) این دانشجویان همچنان تحت بازجویی اطلاعات ناجا به سر می برند.

سناریوی سرکوب دانشجویان چپ در حالی با قوت تمام پی گرفته می شود که جمهوری اسلامی از جانب اتحادیه اروپا و جامعه ی جهانی شدیداْ تحت فشار است و تحریم های اقتصادی روزافزون بر دولت ایران، کمر اقشار ستم دیده و ضعیف جامعه را می شکند. تمام فشار دولت های غربی بر ایران بلاواسطه بر روی مردم همیشه در ستم ایران، کارگران، دانشجویان و فعالین عرصه ی اجتماع وارد می شود.

در مازندران هم طی هفته های پیش ۸ دانشجو قبل و پس از مراسم روز دانشجو بازداشت شده اند و اینک از سرنوشت هیچ یک اطلاعی در دست نیست. چه کسی باور می کند ۸ دانشجوی فعال یک دانشگاه (آن طور که برخی نیروهای امنیتی طی اطلاعیه هایشان اعلام کرده اند) به دلیل روابط نامشروع دستگیر شده؟ از سرنوشت هیچ یک از این دانشجویان که در بابل و بابلسر دستگیر شده اند هیچ اطلاعی در دست نیست. دانشگاه مازندران اعلام کرده است که با این دانشجویان به شدت برخورد انضباطی خواهد کرد. لازم به ذکر است اولین دانشجویی که در جریان این سناریوی جمهوری اسلامی دستگیر شده و زندانی شده است، حامد محمدی دانشجوی اقتصاد دانشگاه مازندران بوده است.

این خود بیانگر این است که اطلاعات استان مازندران پیشگام طرح پروژه های امنیتی دولت علیه دانشجویان است. لذا بر خود می دانیم که جنبش دانشجویی را از خطر بزرگ تری که قرار است دامنگیر همه ی فعالین دانشجویی شود مطلع سازیم.

در هفته ای که گذشت، در خلال برگزاری نمایشگاه کاریکاتوری از سوی بسیج دانشجویی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، یک عدد بمب دست ساز آتشزا با قابلیت کنترل از راه دور کشف شد. یکی از دانشجویان برق و الکترونیک دانشگاه با کشف این بمب که روی چادر یکی از غرفه ها نصب شده بود، مورد را به اطلاع مسئولین دانشگاه رساند.

کشف این بمب در دانشگاه مازندران در حالی که طی روزهای پیش ۴۲ تن از رفقای ما بازداشت شده اند و اتهام اولیه ی همه ی آنان اقدام علیه امنیت ملی است، نشان از آغاز موج پرونده سازی های جدید و این بار بسیار سنگین تر علیه این دانشجویان است. این مطلب را سایت های مرتبط با جریانات تندروی راست از جمله رجانیوز، یاالثارات الحسین و روزنامه ی کیهان نیز تایید کرده اند. بر همگان روشن است که یک گروه تروریستی هرگز برای بمب گذاری در یک دانشگاه، بمب دستساز خود را روی چادر یک نمایشگاه به گونه ای نصب نمی کند که هر رهگذری بتواند آن را ببیند و گزارش دهد.

دانشجویان و مردم ایران!

بر ماست که این توطئه ی شوم دیکتاتورهای مرتجع را بر همگان بنمایانیم و نشان دهیم که جنبش دانشجویی با دستگیری حتی صدها تن از فعالینش از پای نخواهد افتاد. اتهام «عضویت در گروهک های تروریستی» احتمالاْ آخرین برگ برنده ی حاکمیت برای ریشه کنی صدای اعتراضات مردمی است. امیدواریم رسوا کردن این پروژه ها از این پس در دستور کار همه ی نیروهای مترقی و تحول طلب اجتماع قرار گیرد.

به دستگاه سرکوب نیز هشدار می دهیم که ما تا آخرین قطره ی خون در راه آزادی خواهی و برابری طلبی مبارزه خواهیم کرد و در این راه، دانشگاه را که همیشه پایگاه تحولات رادیکال بوده است، ترک نخواهیم کرد.

زنده باد آزادی!
زنده باد برابری!

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های مازندران


نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

هفته گذشته یک بمب آتش زا روی سقف برزنتی نمایشگاه کاریکاتور بسیج که در جنب ساختمان برق برگزار شده بود کشف شد.این بمب توسط یکی از دانشجویان از بالای ساختمان برق مشاهده شد و مسئولین بسیج دانشگاه پس از بررسی متوجه شدند که شی مربوطه یک بمب آتش زاست.این بمب مجهز به کنترل از راه دور بوده است.گفته می شود وزارت اطلاعات و حرا