تبليغاتX
خبرنامه فعالین مازندران

Entry for February 14, 2008

جلسه بازپرسي میلاد معینی از دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب  در پي احضار وي به دادستانی بابلسر برگزار شد.
دیروز ۲۷ بهمن با حضور میلاد معینی در دادگاه ، آخرین دفاع از وی اخذ شد و اقدام علیه امنیت ملی به او تفهیم شد .وی این اتهام واهی را نپذیرفت و آنرا قبول نکرد

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |
١٦ فوریه روز اعتراض سراسری به جمهوری اسلامی برای آزادی همه دانشجویان زندانی      
همه دانشجویان زندانی باید فورا آزاد شوند !

آزادیخواهان جهان!

زندانی، شکنجه و فشار و دستگیری و تعقیب دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب همچنان ادامه دارد.

درحالی که بیش از ٤٠ نفر از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در زندان ها بسر میبردند، نیروهای امنیتی حکومت اسلامی ایران  ١٠ تن دیگر از یاران ما را در تهران در حالی که جمع شده بودند  تا درباره اقدامات بعدی برای آزادی رفقایشان بحث کنند، دستگیر و روانه زندان اوین کرد. درمشهد، سنندج، مریوان و قزوین و اصفهان به خانه های دانشجویان حمله کرده اند و تعداد دیگری را ربوده اند و روانه زندان کرده اند.   

حکومت اسلامی یاران ما را در حالی که بشدت شکنجه شده اند، به دیگر زندانیان نشان میدهد تا آنها را بترساند. ابراهیم لطف اللهی یکی از دانشجویان زندانی را زیر شکنجه به قتل رسانده اند، پیمان پیران در حالی که پا و کتف راستش را شکسته اند، بهروز کریمی زاده در حالی که بر بدنش جای زخم های عمیق دیده میشده است را بخصوص بارها به نمایش گذاشته اند. نیروهای امنیتی یاران ما را زیر شدیدترین شکنجه ها قرار داده اند تا اتهامات واهی را که به آن ها نسبت میدهند را قبول کنند و در شوهای تلویزیونی کثیف سازمان داده شده از طرف خودشان شرکت کنند. کسانی که جرمی جز دفاع از آزادی و برابری و انسانیت ندارند را میخواهند وادار به قبول اتهامات پوچ رابطه با احزاب اپوزسیون بکنند.  

ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب سخنگو و پرچمدار انسانیت و آزادی و برابری در ایران هستیم. حکومت اسلامی تلاش دارد با سرکوب ما، کل جنبش آزادی و برابری را در ایران سرکوب کند.

حکومت تحت فشارهایی که تاکنون بر او آمده است، وادار به آزادی تعداد کمی از یاران ما با قید وثیقه های بسیار سنگین شده است. حکومت اسلامی پیش از آزادی این عزیزان آنها را زیر شدیدترین فشارها گذاشته است. حکومت تلاش دارد تا بخشی از موفقیت اعتراض ما و شما را با ترساندن و فشار روحی پس بگیرد تا فضای ترس و وحشت را به مبارزه ای که امروز دیگر در سراسر جهان برای آزادی دانشجویان جاری است، تحمیل کند. خانواده های زندانیان را زیر شدیدترین فشارها قرار داده اند.  

مردم آزادیخواه!

ما، دانشجویان زندانی، خانواده های زندانیان و کل جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی امروز بیش از هرزمان دیگری به حمایت های شما محتاج است. فراخوان ٢٢ دسامبر ما برای آزادی دانشجویان زندانی با حمایت های بی نظیر شما روبرو شد.  ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب صمیمانه از تلاش های تاکنونی شما سپاسگذاری میکنیم. آکسیونهای سراسری ٢٨ دسامبر یک پیروزی بزرگ و فراموش نشدنی بود که صدای آزادی خواهان و برابری طلبان ایران را به مردم جهان رساند. این تلاش و مبارزه اما هنوز کافی نیست. یاران ما، دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب هنوز در شکنجه گاه ها بسر میبرند، جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی هنوز زیر فشار دستگاه های امنیتی قرار دارند. این سرکوب را باید شکست داد و ما در این تلاش به یاری شما محتاجیم.

ما به این مناسبت روز ١٦ فوریه را روز اعتراض سراسری به جمهوری اسلامی برای آزادی همه دانشجویان زندانی اعلام میکنیم. همه شما را در هر کجا که هستید فرامیخوانیم که در این روز از هر طریقی که مناسب میدانید، خواهان آزادی فوری همه دستگیر شدگان و توقف فوری سرکوب آزادیخواهان و برابری طلبان شوید.  

آینده از آن ماست!

زنده باد آزادی!

زنده باد برابری!
 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر کشور

 


نوشته شده در شنبه بیست و هفتم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |

احتمال صدور احکام سنگین برای دانشجویان

دیروز درحالی کمیته انضباتی در دانشگاه مازندران برگزار شد که گویا تنها میلاد معینی برای دفاع از خود در برابر اتهامات واهی کمیته سرکوب،در سازمان مرکزی دانشگاه حاضر شد.

رفیق میلاد معینی پس از ۲ساعت انتظار برای حضور در کمیته برای دفاع از خود به او اعلام کردند که امروز او را نمی پذیزند و پرونده ایشان هنوز باز است و برای بررسی های بیشتر باید به جلسه ی هفته ی بعد موکول شود. گویا جلسه با حضور  حلیمی رئیس حراست دانشگاه که عضو کمیته ی انضباتی نمی باشند و نباید در کمیته حضور داشته باشند، برگزار شد.  


نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |

مراسم کلنگ زنی آغاز احداث کارخانه " ایران خودرو خزر " طی مراسمی رسمی  در روز شنبه بيستم بهمن ماه در بابل برگزار شد.

از ابتدای سخنرانی وزیر صنایع تعدادی از دانشجویان و نخبگان جوان استان طبق هماهنگی قبلی با اطلاع از اینکه قرار بود در این کارخانه، خودروی چینی (چری) تولید شود ،با بلند کردن پلاکاردهایی نسبت به انعقاد قرارداد نهایی در تاریخ 18/5/1386 با حضور هیئت ایرانی( به ریاست دکتر منطقی در شهر وخور( ووهو) چین بین شرکت چری چین ، ایران خودرو و شرکت سالیتک)  اعتراض کردند.

محتوای این پلاکاردها به شرح زیر بود :

  1357 : شاه باید برود.صنعت مونتاژ نمی خواهیم . صادرات نفت خام باید متوقف گردد.(شعارهای انقلاب) 1386 : شاه رفت .همچنان صنعت ما مونتاژ است . همچنان نفت خام صادرمی کنیم.

 ازدیروز وزیر صنایع : من کلنگ خودروی خارجی را در ایران نمی زنم. تا امروز کلنگ زنی کارخانه خودروی چینی در بابل

 خمینی : ما صنعت مونتاژ نمی خواهیم . !!!

در ادامه وزیر صنایع پس از قرائت متن پلاکاردها از دوستان درخواست کرد که پلاکاردها را جهت تمرکز اذهان پایین بیاورند. همزمان یکی از معترضان درخواست ارائه نظرات کرد که مورد قبول وزیر واقع شد و در پایان جلسه و در حضور مدعوین ، نماینده معترضان اهم مطالبات خود را که در طی ده ها ساعت جلسات هم اندیشی با مسئولان امر، مصاحبه های تخصصی و مطالعات میدانی از طرف دانشجویان نخبه استان در موسسه توسعه و فناوری جمع آوری شده بود ارائه شد.

 لازم به ذکر است که قرارداد با طرف چینی در تاریخ 18/5/86 امضا شده بود و حتی بنر های خودروی چری در سطح بابل نصب شده بود که روز قبل از مراسم کلنگ زنی 19/11/86 بنرها جمع و مسئولان استانی و شهرستانی در روز مراسم کلنگ زنی مدعی بودند که قرارداد با شرکت چینی لغو شده است و قرار است تا یک سال بعد با افتتاح فاز اول پروژه ، خودروی ملی در بابل تولید شود.


نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |

 

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |
 

رفیق نادراحسنی امروز صبح پس از دو ماه اسارت آزاد شد.رفیق نادر با وثیقه ۱۰۰ ملیون تومانی آزاد شده است.نادر قرار بود که دیروز از اوین ساعت ۵ عصر آزاد شود اما مسئولین که بیماری دیگر آزاری و منتظر نگه داشتن خانواده در سرما برای آنها لذت دارد امروز صبح او را آزاد کردند.آزادی رفیق نادر احسنی را به جنبش دانشجویی ایران وخانواده ی او تبریک می گوییم.به امید آزادی رفیق بیژن ودیگر رفقای دربند.


نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |
تحکیم وحدت. لیبرال ها:وقتی مدعیان جنبش دانشجویی به آغوش حاکمیت باز می گردند.

 

مقاله ی زیر از رفیق کاوه عباسیان است در جواب به حرکت سازشکارانه ی دفتر تحکیم وحدت ولیبرال های دانشگاه تهران.در حالتی که رفقای آزادی خواه وبرابری طلب در زیر شکنجه دارند خورد می شوند این طرف تر آقایان خود را با این حرکت که به زعم آن ها تاکتیک است زیر سوال می برند.در حالتی که رفیق بیژن در زیر شکنجه مقاومت می کند اینان از ترس حاکمیت بیانیه ی سازشکارانه می نویسند.

 

۱۳بهمن ۱۳۸۶

Saturday, 02 February 2008

 

دفتر تحکیم وحدت و لیبرال ها این بار هم در برابر خشم دانشجویان معترضی که این بار دیگر هیچ توهمی نسبت به جریان های سازش کارندارند نتواستند سکوت کنند

 ولی این بار این هر دو با صدور دو بیانیه سازش کارانه خطاب به دانشجویان و حاکمیت مهر پایان تاریخ مصرف خود را با قدرت هر چه تمام بر پیشانی خود حک کردند.  

اکنون و در این شرایط حساس که جنبش دانشجویی در آستانه ی یک تولد دیگر قرار گرفته، لازم است که در قبال چنین بیانیه ها و چنین موضع گیری هایی خطاب به جنبش دانشجویی به نکاتی چند اشاره شود، باشد تا کمکی باشد در راه شناخت هر چه بهتر ماهیت جریان های جدا از جنبش واقعی دانشجویان معترض. 

در روزهای اخیر که خشم دانشجویان دانشگاه تهران نسبت به مسائل صنفی و سیاسی منجر به برگزاری چندین تجمع اعتراضی قدرتمند در کوی دانشگاه و در پی آن دخالت گارد ویژه ضد شورش و ورود آن به کوی دانشگاه و در گیری با دانشجویان شد، دفتر تحکیم وحدت و لیبرال های دانشگاه تهران اقدام به صدور دو بیانیه کردند که در آن ها دانشجویان را دعوت به آرامش کرده، آنان را از دادن شعار های سیاسی بر حذر داشته، اندکی به حال مامورین زخمی شده ی گارد ویژه دل سوزاندند و البته همچون همیشه برای پایان یافتن ماجرا دست به دامان دولتمردان شدند

نکته ای که در این میان بیش از هر چیز دیگر به چشم می خورد شباهت بیش از اندازه ی این دو بیانیه با یکدیگر و وجود نکات مشابه بسیاری است که پیش از هر چیزی دال بر موضع گیری یکسان دو جریان به ظاهر متفاوت در قبال یک مسئله ی مشترک است. و همانا این نکته به راستی این واقعیت را بیش از پیش بر ما آشکار می کند که ماهیت واقعی یک اندیشه را تنها در موضع گیری و عملش در پیچ های سیاسی مهم و تاریخی می توان درک کرد نه درافاده ها و  لفاظی های هر از چند گاهانه در باب دموکراسی و حقوق بشر. موضع گیری اخیر این دو جریان حاکی از این بود که جریانات راست هر چند که در جامعه ای با شرایط عادی ادای اپوزیسیون منتقد دولت را در آورند و نیز دائما در حال سر و کله زدن با یکدیگر باشند، به محض اینکه در مقابل یک جنبش اجتماعی رادیکال و میلیتانت قرار بگیرند به سادگی هر چه تمام یکدیگر را و نیز دولت حامیشان را سخت در آغوش گرفته و در برابر ستمدیدگان جامعه صف آرایی می کنند و این برای دانشجویان و مردم ایران به راستی یک نشانه است از این اصل که تمام جناح های سهیم در قدرت و تمام اپوزیسیون راست در ایران در نهایت به یک چیز منجر خواهد شد و آن هم تداوم نظم سرمایه دارانه و ادامه ی خفقان و سرکوب در این کشور است.

·       هر دوی این بیانیه ها مشکلاتی که منجر به ایجاد فضای اعتراضی در دانشگاه و بروز اعتراضاتی از این دست شده است را مربوط به تعدادی ار مسئولین در دولت نهم می دانند. یعنی در واقع تمام نا برابری ها و سرکوب های اخیر را صرفا مربوط به تعدادی شخصیت می داند که گویی با کنار رفتن آن ها تمام مشکلات بشریت در ایران حل خواهد شد. ولی آیا می توان اذهان دانشجویان آگاه امروز را از تمام سرکوب هایی که در دوران حاکمیت روسای مشارکتی شان بر جنبش دانشجویی اعمال شد پاک کرد. آیا کسی فراموش می کند که حادثه تلخ ١٨ تیر ١٣٧٨ در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی اتفاق افتاد. نگاه جزئی نگر جریانات  راست چه از نوع چه از نوع لیبرالی و چه از نوع تحکیمی همیشه سعی در آن دارد که تناقضات بنیادی حکومت را به مسائل جزئی ربط دهد و از این طریق کلیت نظام و روابطی که بازتولید کننده ی نابرابری ها هستند را انکار کند. 

·       این نه صرفا مسئولین فعلی دانشگاه تهران و وزارت علوم بلکه حکومت جمهوری اسلامی است که این اتفاقات را می آفریند. ما نه فقط در بهمن ٨٦ و خرداد ٨٥ بلکه در خرداد ٨٢ و تیر ٧٨ هم شاهد ورود نیروهای نظامی و لباس شخصی به کوی دانشگاه و ضرب و شتم وحشیانه ی دانشجویان بودیم و این فقط حوادث دانشگاه است. کارگران ستمدیده ای که از فرط گرسنگی جان می دهند را چه می کنید؟ آیا آن هم فقط در دوره ی احمدی نژاد بوده است؟ آیا کشتار کارگران خاتون آباد در دوره ی آقای خاتمی را می توان فراموش کرد؟      

       جالب اینجاست که وقتی دانشجویان برای بیان خواسته هایشان از جمله آزادی دانشجویان زندانی تجمعات اعتراضی برگزار می کنند، هر دوی این جریان ها همچون همیشه از برخوردهای خشن دانشجویان ابراز نگرانی کرده و آنان را  دعوت به آرامش می کنند. به راستی که این موضع گیری شاهکاری است که که قابلیت ثبت در کتاب لطیفه های تاریخی را دارد. گارد ویژه ضد شورش که تا بن دندان مسلح است همراه با ماشین های زره پوش به دانشجویان حمله ور می شود، آنگاه در این میانه عده ای پیدا می شوند که دانشجویان را از اعمال خشن برحذر می دارند. این یک واقعیت طبیعی است که دانشجویی بی دفاعی که در محل زندگی خود مورد حمله ی نیروهای مسلح به گاز فلفل و باتوم و سنگ و چماق و میل گرد شده به هر طریقی که می تواند از جان خود دفاع کند. جریان دفتر تحکیم وحدت و لیبرال های دانشگاه تهران در حالی خود را دانشجویی می دانند که در جریان حمله ی گارد ویژه ی ضد شورش به دانشجویان به جای حمایت از دانشجویان زخمی و بازداشتی به دفاع از نیروهای سرکوب گر برخواسته و در کمال وقاحت از زخمی شدن چند مامور گارد ویژه ابراز نگرانی می کنند. آیا به راستی قرار بر این است که همیشه دانشجویان سرکوب شوند و دم نزنند؟ گویا این آرزوی همیشگی دفتر تحکیم وحدت و لیبرال ها و در کل جریان راست است که هر گاه دانشجویان خواست های واقعی و رادیکال خود را فریاد بزنند با سرکوبی وحشیانه مواجه شوند چرا که به راستی هرگاه که هر جنبشی به سمت فریاد زدن خواست های واقعی خود  برود ناخودآگاه کلیت نظم سرکوب گر را نشانه گرفته است.  

·       در این بین جالب اینجاست که لیبرال های دانشگاه تهران که گویا خود را بسیار پیشروتر از دفتر تحکیم هم می دانند بیانیه ای به مراتب عقب مانده تر و راست گرایانه تر از بیانیه تحکیم صادر کرده اند. دفتر تحکیم وحدت با تمام راست گرایی سیاسی و دخالت دست های حکومتیان در آن، در بیانیه ی اخیر خود هیچ گاه رسما دانشجویان را به پرهیز از شعارهای سیاسی فرانخوانده و هیچ گاه حکومتیان را از نصایح خیرخواهانه ی خود بهره مند نکرده است و این هر دو کارهایی هستند که لیبرال های دانشگاه تهران انجام داده اند. دانشجویان را از سر دادن شعارهای سیاسی و برخوردهای خشن برحذر داشته و هوار کشیده اند که فقط به مسائل صنفی بپردازید و از همه جالب تر اینجاست که برای ختم قائله دست به دامان حوزویان به قول خود آزاده شده اند. آیا به راستی هم چنان کسی در دانشگاه وجود دارد که نداند هر خواسته ی صنفی برای دانشجویان تبدیل به یک خواسته ی سیاسی می شود؟ و آیا هنوز کسی هست که نداند هر خواسته ی صنفی در این کشور به صورت خود به خود یک خواسته ی سیاسی است؟ آیا اینکه دانشجویان خواهان آزاد شدن هم دانشگاهیانشان باشند تا این اندازه برای لیبرال ها دردناک است؟ آری این بار هم آقایان لیبرال همچون همیشه به جای حمایت از خواست های واقعی دانشجویان به آغوش حاکمان پناه برده و آنان را به رفتارهای مسئولانه و دولتمردانه دعوت کردند غافل از آنکه جمهوری اسلامی در این روزها در حال نشان دادن مسئولانه ترین و دولتمردانه ترین رفتار خود است که همانا رفتارهای مسئولانه و دولتمردانه در دولت های سرمایه داری چیزی جز سرکوب جنبش های اصیل اجتماعی نیست. با این حال، چنین موضع گیری ای از سوی لیبرال های دانشگاه تهران چندان برای ما عجیب و غیر منتظره نبود، این همان جزئی نگری همیشگی لیبرال هاست که این بار هم به شکلی بی شرمانه بروز پیدا کرده است. 

·       جدای از بررسی محتوای این دو بیانیه باید گفت که در واقع این یک پایان برای جریانات راست و سازشکار در دانشگاه محسوب می شود. دفتر تحکیم وحدت به عنوان قدیمی ترین ابزار دخالت جناح های حکومتی در دانشگاه و لیبرال ها به عنوان حلقه ی منفردی که از همان ابتدا دچار سازش های پیاپی با جریانات مختلف شده بودند، با صدور این بیانیه ها مرگ خود را در جنبش دانشجویی به صورت رسمی اعلام کردند. کما اینکه مدت هاست مرگشان برای جنبش دانشجویی ثابت شده است و نشان داده اند که نه تنها نماینده ی خواسته های سیاسی بلکه نماینده ی خواسته های صنفی آنان نیز نیستند. 

دفتر تحکیم وحدت به عنوان جریانی دست ساز حکومت که از همان ابتدای پیدایش برای سرکوب جنبش دانشجویی آفریده شد هیچ گاه این وظیفه ی تاریخی اش را فراموش نکرده و با کرنش های دائمی به بارگاه حکومت اسلامی همیشه تعلق خاطر خود را به نظم سرکوب گر موجود ثابت کرده است. هم چنین لیبرال های دانشگاه تهران نیز پرونده ی سازش ها و ائتلاف هایشان با جریان ها، طیف ها و شخصیت های مختلف راست برای همگان آشکار است و دیگر برای دانشجویان معترض شکی باقی نمانده است که این حلقه نه تنها هیچ ربطی به جنبش دانشجویی و خواسته های واقعی دانشجویان ندارد بلکه در صورت نیاز به سادگی تمام در صف نیروهای حاکمیت می هم ایستد. این هر دو جریان امروز بیش از هر زمان دیگری در پیشگاه جنبش دانشجویی ضعف و حقارت خود را به اثبات رسانده اند. در این بین دفتر تحکیم وحدت که در جریان بازداشت ها و سرکوب گسترده ی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب نه تنها از آنان حمایت نکرده بلکه با دولتمردان غیور جمهوری اسلامی وارد لابی و بده بستان بر سر این مسئله شده بود، سرسپردگی خود را پیشاپیش اعلام کرده بود ولی امروز و با صدور علنی این دو بیانیه تکلیف جنبش دانشجویی با این دو جریان به راستی مشخص شد. 

اگر آنان جنبش دانشجویی را در موقعیتی لرزان می بینند، دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب جنبش دانشجویی را در آستانه ی تولدی دوباره می دانند. اگر آنان دانشجویان را به آرامش دعوت می کنند، دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب اعتراضات خود را با برگزاری تجمعات چند هزار نفره اعلام می کنند. اگر آنان دانشجویان را از سر دادن شعارهای سیاسی برحذر می دارند، فریاد دانشجوی زندانی آزاد باید گردد خیابان امیرآباد را به لرزه در میآورد و اگر آنان برای اعضای مجروح گارد ویژه دل می سوزانند دانشجویان معترض آزادیخواه و برابری طلب در برابر تجاوز آشکار گارد ویژه ضد شورش به محل زندگیشان قهرمانانه مقاومت می کنند. 

آری این است قدرت جنبش دانشجویی و قدرت شعار آزادی و برابری، این است حمایت بی نظیر دانشجویان  آزادیخواه و برابری طلب از یاران دربندشان و این است صف متحد دانشجویانی که هیچ توهمی نسبت به هیچ جناحی در حاکمیت ندارند و شکی نداشته باشید که زین پس هیچ سرسپرده ای را یارای آن نخواهد بود که در برابر جنبش دانشجویی به سخن سرایی هایی از این دست بپردازد


نوشته شده در دوشنبه پانزدهم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |
احضار دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب به کمیته ی انضباطی همچنان ادامه دارد! بنا بر اخبار رسیده آرمان رسولی دانشجوی دانشکده کشاورزی ساری و سه تن دیگر از دانشجویان دانشگاه مازندران نیز به کمیته ی سرکوب احضار شدند. رفیق آرمان در روز20 آذر در دانشگاه بابلسر چند دقیقه قبل از تجمع بازداشت شد.
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |
قهرمانان سرخ به راهتان ادامه دهید...

 

 

وضعیت جسمی رفقا پیمان پیران.بهروز کریمی زاده.سعید حبیبی و مهدی گرایلو برای اعتراف تلویزیونی گرفتن وخیم گزارش می شود.این حرکت حاکمیت یاداور شکنجه ی رفیق سعید سلطانپور و صفر قهرمانیان برای ورود به گروه سپاس است.اتفاقی که هیچ گاه اتفاق نیفتاد.قهرمانان سرخ به راهتان ادامه دهید.


نوشته شده در شنبه سیزدهم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |

رفیق بیژن را آزاد کنید!

 


نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |
  ارتجاع ننگت باد!

بنا بر اخبار موثق رفیق بیژن صباغ تحت شدیدترین شکنجه های جسمی قرار دارد.رفیق بیژن از فعالین سیاسی و اجتماعی چپ دانشگاه مازندران است که هم اکنون از طرف یک تیم بازجویی که از اطلاعات ساری به اوین فرستاده شده است مورد بازجویی و سخت ترین شکنجه ها قرار دارد.هم چنین قرار بازداشت رفیق نادر احسنی به قرار وثیقه ۱۰۰ ملیون تومانی تبدیل شد.صدور وثیقه هایی با ارقام نجومی نشان از دید وسیع اقتصادی مسئولان قضایی دارد.


نوشته شده در پنجشنبه یازدهم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |
اتحاد بزرگ ترین دشمن ها را از پا در می آورد.(لئون تروتسکی)

پس از دستگیری گسترده ی دانشجویان چپ در سراسر ایران و نگه داشتن رهبران عملی وتئوریک این جنبش در اوین وزارت اطلاعات وامنیت به خیال خود و به گفته ی محسنی اژه ای وزیز اطلاعات و امنیت توانسته است ریشه ی مارکسیست ها را بخشکاند اما جدای از این گفته های واهی وزیر که مزخرفاتی بیش نیست زیرا پیش از آن بختیارها نصیری ها ری شهری ها وفلاحیان ها ویونسی ها نه با اعدام های خونینشان ونه با شکنجه وتهدیدهایشان موفق به اتمام پروژه ی چپ در ایران نشده اند بحث ضرورت عملی اتحاد اکنون بیش از پیش مطرح می شود در واقع تجمع لیبرال ها در دانشگاه تهران در حمایت از دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب در بند وبیانیه های آن ها در همین راستا ونیز حرکات دانشجویان آزادیخواه دانشگاه تهران که دارد وارد چهارمین شب خود می شود وبار دیگر پس از ۸ سال پای نیروهای امنیتی را به صحن دانشگاه تهران کشاند مشخص می کند که جدای از پای های مادی این جنبش وخصلت طبقاتی آن این دانشجویان به این نتیجه دست یافته اند که تنها از راه سرنگونی ارتجاع است که میتوان به خواسته ای انسانی رسید و همین مورد باعث تعدیل بحث این گروه در مورد حمله ی خارجی شده است و جنبش آن ها را در مورد این مساله به خطوط ما در مورد حمله ی خارجی نزدیک می کند. آن چه در این بین اکنون مطرح است اتحاد نیروهای اجتماعی ست که پایه های مادی آن ها ریشه در جنبش سر نگونی با اتکا به رادیکالیسم اجتماعی دارد است.ضرورت اتحاد می تواند جمهوری اسلامی را هر چه زودتر از پا در بیاورد در واقع دانشجویان آزادی خواه باید بدانند که تنها با تکیه بر شعار نه به جنگ ونه به استبداد داخلی می توانند این موتور انقلاب را گرم تر کنند شعاری که برای اولین بار از سوی دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب مطرح شد. زنده باد رادیکالیسم اجتماعی.


نوشته شده در چهارشنبه دهم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |

بنا بر اخبار رسیده  بهرنگ زندی ، میلاد معینی و حامد محمدی به کمیته ی سرکوب احضار شدند. این خبر زمانی به این دانشجویان اعلام شد که می بایست روز قبل به کمیته انظباتی مراجعه می کردند.

در ضمن حامد محمدی نیز از این هفته ممنوع الامتحان شده است .رفیق حامد که پس از آزادی از زندان رژیم در جلسات امتحان خود حاضر می شد این هفته از حضور وی درجلسه امتحان جلوگیری کردند . همچنین ترم قبل نیز رفیق حامد به دلیل شرکت در تجمع ۷اسفند و سخنرانی در اعتراض دانشجویان نسبت به دستگیری بیژن صباغ در فروردین ماه ، چند روزی ممنوع  الورد شده بود و از حضور وی در ذانشگاه ممانعت می شد.


نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |

امروز بالاخره پس از 58 روز بی خبری خانواده ی نادر احسنی با فرزند خود ملاقات کردند. این خانواده در طی این 58 روز هیچ گونه تماس یا ملاقاتی با فرزندشان نداشتند و در بی خبری کامل به سر می بردند.


همچنین خبرها حاکی از آن است که خانواده بیژن صباغ نیز دیروز با رفیق بیژن ملاقات کردند.


نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |
خبرهای رسیده حاکی از آن است که ۷ نفر دیگر از دانشجویان طیف چپ که در یک خانه در دریا کنار گرد هم آمده بودند ربوده  شدند.این دانشجویان که ضاهرا از دانشجویان دانشگاه شمال آمل و دانشگاه آزاد اسلامی هستند در کاری مشترک اقدام به پخش بیانیه های دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در دانشگاه های یاد شده نمودند.در ضمن پس از گذشت تقریبا یک هفته از خبر بازداشت این دانشجویان هنوز خبری مبنی بر تائید بازداشت این افراد و اینکه توسط چه نهادی و یا در کجا بازداشت هستندُدر دست نیست. لذا از دوستانی که از این افراد خبر جدیدی دارند و یا آنها را می شناسند تقاضا می کنیم که در صورت اطلاع ما را در جریان بگذارند.

اسامی بازداشت شدگان به شرح زیر می باشد:

1) مرتضي باقري

2) پيمان برارنيا

 3) احمد مرادي

4) ارشيا هاشمي

5) ايلناز آذري

 6) ياسر مندي

 7) زهره سالاري


نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |
رفیق نادر احسنی هنوز در بند است

نادر را به جرم نامعلومی در روز ۱۱ آذر هنگامی که برای گذاشتن زباله به بیرون رفته بود با همان لباس راحتی خانه دستگیر کردند،بعد از ساعت ها بی خبری خانواده اش از عدم مراجعتش به خانه ماموران اطلاعاتی در راستای همان سناریوی تکراری که به آن ها دیکته شده بود به منزل پدری نادر احسنی ریختند وپس از ۲ ساعت بازرسی،کیس کامپیوتر،کتاب ها و نوشته های رفیق را ضبط کردند وسپس با جواب نا معلومی که نادر اوین است وبه دادسرای انقلاب مرجعه کنید خانواده ی نادر را نزدیک به ۲ ماه است در خلا وحشتناک بی خبری قرار داده اند،این آخرین خبری است که هنوز از رفیق نادر احسنی داریم.پس از تماس رفیق سعید حبیبی با خانواده اش،نگرانی ها هر چه بیشتر در مورد رفیق نادر احسنی و وضعیت او رو به افزایش است،بعد از ۲ ماه نادر حتی نتوانسته است یک تماس کوچک با خانواده اش بگیرد.کدام مسئول می تواند جوابگوی این ذلت باشد؟جنابان جمهوری اسلامی ایران از تضعیف حقوق بشر وسکوت مجامع جهانی در مورد این فاجعه ی انسانی را محکوم می کنند در حالی که خود حتی اجازه ی یک تماس تلفنی را به انسانی که هنوز جرم او مشخص نیست وبازداشت او کاملا غیر قانونی ست را نمی دهند؟نادر از دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلبی بود که همانند سایر دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب خواهان احقاق حقوق برابر انسانی و رفع ستم واستثمار بود،رفیق نادر پس از فارغ التحصیل شدن از دانشگاه مازندران تمام تلاش خود را در راه تربیت وآموزش کودکان کار در کوره پزخانه های تهران به کار برد.ما دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب ایران با همدردی با خانواده ی این رفیق،نگرانی خود را از وضعیت نا معلوم رفیق نادر احسنی اعلام می داریم وخواستار آزادی هر چه سریعتر رفیق نادر احسنی و دیگر رفقای در بند هستیم.

 


نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |

همه دانشجویان زندانی باید فورا آزاد شوند !

 

آزادیخواهان جهان!

زندانی، شکنجه و فشار و دستگیری و تعقیب دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب همچنان ادامه دارد.

درحالی که بیش از ٤٠ نفر از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب در زندان ها بسر میبردند، نیروهای امنیتی حکومت اسلامی ایران  ١٠ تن دیگر از یاران ما را در تهران در حالی که جمع شده بودند  تا درباره اقدامات بعدی برای آزادی رفقایشان بحث کنند، دستگیر و روانه زندان اوین کرد. درمشهد، سنندج، مریوان و قزوین و اصفهان به خانه های دانشجویان حمله کرده اند و تعداد دیگری را ربوده اند و روانه زندان کرده اند.  

حکومت اسلامی یاران ما را در حالی که بشدت شکنجه شده اند، به دیگر زندانیان نشان میدهد تا آنها را بترساند. پیمان پیران در حالی که پا و کتف راستش را شکسته اند، بهروز کریمی زاده در حالی که بر...

 

نوشته شده در یکشنبه هفتم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |

 

طبق اخبار ی که به دست ما رسیده است٠ رفقای زندانی بشدت زیر فشار بوده و هستند، شکنجه های جسمی شدید برای گرفتن به اصطلاح اعتراف از دانشجویان زندانی بشدت در جریان است٠ مامورین زندان، بازجو ها در  تلاشند که تحت فشار رفقای زندانی را به قبول هر آنچه که خودشان میخواهند وادار کنند٠ پیمان پیران بشدت وضع جسمی بدی دارد، پایش را شکسته اند، سعید حبیبی هنوز در تک سلولی و زیر شدید ترین شکنجه ها است، بهروز کریمی زاده زخم های متعددی بر بدن دارد٠ وضع جسمی بسیاری از زندانیان چنان وخیم است که بارها به بیمارستان منتقل شده ا ند٠ رفقای جدیدی که باز داشت شده اند، امین قضایی ، سروش دشتستانی، بیژن صباغ و دیگران زیر شکنجه و فشار رژیم هستند٠ 

همه این ها در حالی است که روزانه ماموران امنیتی حکومت در تماس با خانواده های یاران زندانی، آن ها را تهدید میکنند٠ مستقیما با کمیته پی جویی تماس گرفته شده است و اخطار داده اند که اگر انعکاس اخبار را متوفق نکنند، سراغ آن ها هم میایند!

همه این ها به ما فقط ترس رژیم را نشان میدهد٠ دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب چیزی جز خواست مردم را اعلام نکرده اند٠ این پرچمی بود که ما به همراه همه یاران زندانی برافراشتیم، هیچ فشاری چه در داخل زندان و چه بیرون آن، دیگر جلوی ما را نخواهد گرفت٠ تظاهرات دیروز در کوی داانشگاه تنها یک نمونه از آن است٠ حکومت تلاش دارد تا با سرکوب شدید ما جا را برای بازی یاران خود در دانشگاه باز نگه دارد٠ کور خوانده اند! یارانشان قبلا برای ما و همه دانشجویان امتحان پس داده اند! 

هر به اصطلاح اعترافی که رژیم با شکستن دست و پای رفقای ما در زندان به آن ها تحمیل کند، هر زخمی که بر پیکر یاران ما برای قبول باصطلاح جرمی واردشود، تنها عزیزی و عشق ما و دانشجویان را به زندانیان بیشتر میکند٠ اعتراف به آن چیزی که خود حکومت مایل به شنیدن آن است با شکستن دست و پا  و شکنجه، تنها پوچی منطق آنها برای مبارزه با ما را نشان میدهد! 

راه دیگری نیست! یا باید دامنه اعتراض و وجود دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب را گسترش داد، یا اینکه خفه شد و به امتحان پس داده های منقدین نیم بند حکومت قناعت کرد! ما مدتهاست که راه اول را انتخاب کرده ایم!

 


نوشته شده در شنبه ششم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |
 

 تا آخر ايستاده ايم !

مصي(مصطفي)شيرواني

 

به تمام نهادها-سازمان ها-تشكل ها  
 و انسان هاي شرافتمند

رفقا!فكر نمي كنم تكذيب خبر بازداشت من در حاليكه هنوز بيش از 40 تن از رفقاي قهرمانمان در زندان هاي جمهوري اسلامي به سر مي برند كسي را خوشحال كند.

در واقع تكذيب بهانه اي است تا بتوانم با مبارزان راه آزادي و برابري از رفقاي دربندم سخن بگويم!

قبلا بايد از تاخير زيادي كه در تكذيب خبر بازداشت ايجاد شد از تمام رفقا رسانه ها و مخصوصا مادرم و خانواده ام كه دراين مدت رنج زيادي را متحمل شده اند عذرخواهي كنم.

پس از يورش شبانه ي ماموران وزارت اطلاعات به رفقا و درحاليكه من و 2نفر از رفقا در خارج از خانه ي محاصره شده!بوديم يكي از رفقاي داخل خانه در تماس تلفني مرادر جريان محاصره و يورش قرار داد و ...همان شب پس از اينكه رفقا و رسانه ها را در جريان خبريورش قرار داديم محل زندگي مان را تغيير داديم اما صبح روز بعد در خيابان مورد حمله قرار گرفتيم كه پس از خلاصي از چنگ ماموران به خاطر شرايط بد روحي و عدم امنيت جاني مجبور شديم به حاشيه ي تهران و به جايي پناهنده شويم!كه هيچ دسترسي به اينترنت و اخبار و...نداشتيم.به هرحال من روز شنبه در جريان خبر بازداشت خودم قرار گرفتم  و در تماس با سايت آزادي برابري خبر را تكذيب كردم كه به خاطر مشكلات فني رفقا موفق به كار كردن آن نشدند.

آزاديخواهان و انسانهاي شريف!

قريب 2 ماه از بازداشت گسترده ي دانشجويان چپ دانشگاه هاي ايران مي گذرد.دراين مدت جمهوري اسلامي نه تنها به افكار عمومي و اعتراضات جهاني توجهي نكرده است بلكه با شبيخون گسترده اي تعداد 12 تن از رفقاي ديگرمان را به اسارت گرفته است!بسياري از رفقاي زنداني در اين مدت تحت شرايط وحشتناك و در سلول انفرادي به سر برده اند.رفقا سعيد حبيبي-نادر احسني و پيمان پيران هنوز هيچ ارتباطي با خانواده هايشان برقرار نكرده اند.رفيق بيتا صميمي زاد روز قبل از بازداشت در بيمارستان بستري بوده است.محمد پورعبدالله از سردردهاي مزمن و سينوزيت رنج ميبرد.رفيق امين قضايي از مشكلات قلبي وريوي در عذاب اسيت.رفقا بهروز كريمي زاده-پيمان پيران وبسياري ديگر نيز مشكلات متعددي دارند كه سلول انفرادي و فشارهاي زندان آنان را در معرض آسيب هاي جدي و خطرناك قرار داده است.

آزاديخواهان و برابري طلبان!

سوال من از شما اين است كه در اين مدت براي آزادي دانشجويان دربند چه كرده ايد؟از چه راهي و چگونه جمهوري اسلامي را تحت فشار قرار داده ايد؟تا چه اندازه افكار عمومي و مجامع بين المللي رادر جريان سركوب شديد و بي سابقه ي فعالين دانشجويي طيف چپ در ايران قرار داده ايد؟پخش خبر و تكان دادن سر به نشانه ي اظهار تاسف براي ما و رفقاي دربندمان هيچ ارزشي ندارد.مجيد اشرف براي رسانه ها فقط يك اسم است؟صدرا پير حياتي و آناهيتا حسيني و محمد پور عبدالله نيز همچنين.60 نفر بازداشتي براي رسانه ها فقط يك رقم است !دراين ميان اما هيچ كس نمي داند كه در اين مدت چه بر سر ما و رفقايمان آمده است؟كسي نمي داند كه پس از 45 روزاز بازداشت هاي اوليه چرا و چگونه به محل زندگي رفقايمان حمله شده است و 12 دانشجوي چپ انساندوست و شريف ديگر راهي اوين شده اند؟در تمام اين روزها تك تك مارا تحت تعقيب قرار داده اند و زندگي مان را به هم ريخته اند.رفيق علي كانطوري را همزمان با يورش هاي تهران در خيابان هاي قزوين مي ربايند و ما بعداز 1 هفته خبردار مي شويم!

رفقايي كه هنوز ! بازداشت نشده ايم به شكلي مخفيانه زندگي مي كنيم و به خاطر عدم امنيت جاني و روحي هر چندروز بايد محل زندگيمان را تغيير دهيم.به گفته ي پدر رفيق روزبه ما در فضايي به شدت كافكايي زندگي مي كنيم!

آزاديخواهان جهان!به ما و رفقاي دربندمان كمك كنيد!

جمهوري اسلامي براي سركوب دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب شمشيرش را از رو بسته است و با خيالي راحت و خونسردانه دارد تك تك ما را از خيابان ها مي ربايد.شبانه به محل زندگي مان يورش مي آورد و با محاصره ي نظامي!رفقايمان را به شكلي فله اي بازداشت و روانه ي اوين مي كند.

دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب ايران تحت شديد ترين و ظالمانه ترين فشاروسركوب قرار دارند و تمام مدعيان حقوق بشري و دولت هاي به ظاهر آزاديخواه اروپايي به سكوت ننگين و غير انساني خود ادامه مي دهند و به فكر قراردادهاي نفتي خود با ايران هستند!

از تمام آزاديخواهان جهان ميخواهيم كه به دانشجويان دربند كمك كنند.نگذاريد جمهوري اسلامي با خيالي آسوده به سركوب هاي خود ادمه دهد.به ميدان بياييد و از فرزندان قهرمان و آزاديخواه خود كمك كنيد.دانشجويان آزاديخواه و برابري طلب ايران پاك ترين- شريف ترين-شجاع ترين و پيشروترين فرزندان اين مملكتند.جرم رفقاي ما فقط و فقط آزاديخواهي و برابري طلبي است.دفاع از شرافت انساني و مقام شامخ انسان.

جنبش پيشرو چپ دانشجويي چنان نظام سرمايه داري را به وحشت انداخته است

كه به يورش هاي شبانه و ربودن هاي خياباني سعي در سركوب آن و ايجاد فضاي رعب و وحشت براي منفعل كردن فعالين آن دارد.مطالبات راديكال ما مطالبهي تمام كارگران-زنان-معلمين و زحمت كشان ايران است.جنبش ما در پيوند عميق اش با جنبش راديكال زنان و كارگران افق رهايي و برابري تمام انسان ها را رقم مي زند.هدف دانشجويان چپ ايران رهايي زنان از آپارتايد ارتجاعي جنسيي - مبارزه ي بي امان با فقر و گرسنگي - اختلافات وحشتناك طبقاتي-تن فروشي زنان-ديكتاتوري و خفقان و هرگونه فضاي سياه و غير انساني است.

ما به رغم اين هجمه ي سنگين و يورش هاي پي درپي جمهوري اسلامي ذره اي از آرمان هايمان كوتاه نخواهيم آمد.ما فاشيست هاي 2 خردادي و برادران مشاركتي و كارگزاراني نيستيم كه با يك تشرعقب نشيني كنيم و به سهممان از قدرت و دلارهاي نفتي قانع شويم.ما محسن آرمين و سعيد حجاريان و جلايي پور و كروبي نيستيم كه بر سر كرسي هاي مجلس و دولت چانه زني كنيم.ما از نسل آناني هستيم كه  در راه آزادي و برابري كوچكترين هراسي از مرگ هم نداشتند.

ما در تمام جرم هاي رفقاي در بندمان شريك هستيم.اگر آزاديخواهي و برابري طلبي جرم است ما همه مجرميم.من در تمام جرم هاي بيتا صميمي زاد شريك هستم.من همدست محمد پور عبدالله و علي كانتوري هستم.در تمام جرم هايي كه آناهيتا –امين-سروش-مرتضي-بهزاد و بيژن مرتكب شده اند من نيز همراهشان بوده ام!

ضمن دعوت دوباره از تمام آزاديخواهان جهان به دفاع همه جانبه و گسترده از دانشجويان دربند با يارانمان پيمان ميبنديم كه تا آخرين نفس در راه آزاديشان تلاش كنيم .زنده باد برابري

خبرنامه آزادی برابری


نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |

بالاخره پس ازگذشت یک هفته بی خبری خانواده ها از بازداشت دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب در 24 دی ماه دیروز تعدادی ازآنها با خانواده های خود تماس گرفتند و آنها را از بی خبری در آوردند. بیژن صباغ و سروش دشتستانی از جمله آنان بودند. ولی هم چنان سایر دانشجویان هنوز تماسی نگرفته اند و خانواده های آنها نیر در نگرانی و اضطراب به سر می برند


نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |

بنا بر اخبار رسيده امروز صبح گاز برخي از مناطق قائمشهر قطع و بسياري مناطق با افت فشارگاز روبرو شدند.برخلاف اظهارت مسئولين مبني بر رفع مشكل گاز رساني به مناطق شمالي ، همچنان ساكنين اين نواحي با قطعي و افت فشار گاز روبرو هستند


نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |

رفیق انوشه آزادبر آزاد شد!

Click image to open!

بنا بر اخبار رسیده  انوشه آزادبر به همراه روزبه صف شکن و محسن غمین با قرار وثیقه ی سنگین دیروز آزادشد. آزادی این رفقا را به خانواده ی گرامی شان و تمام آزادی خواهان و برابری طلبان تبریک می گوئیم.

ما دانشجویان آزادی خواه وبرابری طلب دانشگاه های مازندران از تمامی جنبش ها می خواهیم از پای ننشیند و حمایت خود را تا آزادی کامل دانشجویان دربند ادامه دهند. 

زنده بادآزادی

زنده باد برابری


نوشته شده در دوشنبه یکم بهمن 1386 توسط | لينك ثابت |
» دامداران در دام؛ نگاهي به بحران صنعت دام و دامپروري در مازندران
» اگر قلبتان برای آزادی میتپد، دست در دست ما بگذارید!
» درخواست بیش از 1400 نفر از فعالین دانشجویی، فرهنگی و اجتماعی برای آزادی داوود باقری
» بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه مازندران
» حامد محمدی به دادگاه انقلاب احضار شد!
» احضار 6 دانشجوي بابل به دادگاه
» قتل دانشجوي 25 ساله در نوشهر
» 169مصوبه غير قانوني در شوراي شهر قائمشهر
» تهدید دانشجویان شرکت کننده در تحصن 5 تیر دانشجویان دختر دانشگاه مازندران
» بیانیه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاههای تهران: شورش در خیابان
» روند پیگیری نساجی مازندران راکد مانده است.
» توقیف خودروهای حامل بانوان بد پوشش در مازندران
» تحصن دانشجویان دختر دانشگاه مازندران
» احضار رفیق بیژن صباغ به دادگاه
» خودکشی یک دانشجوی دختر بعد از حضور در دفتر حراست
» تجمع اعتراضی در دانشگاه زنجان
» کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران: تهدید به اتهام ارتداد وحکم اعدام دانشجویان آزاد شده از زندان از
» آتش سوزی در جنگل های گلستان
» بازداشت ایمان رضایی، یک شاعر جوان در آمل
» تجمع كارگران كارخانه ريسندگي خاور رشت
» کمبود آب آشامیدنی برای 146 روستای گیلان
» احضار رفیق سارا خادمی به دادگاه انقلاب
» نيمي از روستاهاي کلاله آب آشاميدني ندارند
» تحصن و اعتصاب غذای دانشجویان تربیت معلم کرج
» خسارت سرما را ندادند!خشکسالی را هم نمی دهند!
» اخراج معاون وزير علوم به جرم روابط نامشروع
» حريری ها 5 ماه است حقوق نگرفته اند!
» كشاورزان گيلاني راه وزير را بستند!
» مقاله ای از رفیق بهروز کریمی زاده
» رفیق علی کانتوری آزاد شد