تبليغاتX
خبرنامه فعالین مازندران

روز  ۱۱ آذرماه۱۳۸۶ که چیزی به ۱۶ آذر یادواره شهدای دانشجوی دانشگاه تهران نمانده بود دانشجویان ازادیخواه و برابری طلب خود را آماده می کردند تا در این روز فریاد حق طلبانه خود را بر علیه ظلم و استبداد و اختناق به گوش جهانیان برسانند، اما  حکومت جمهوری اسلامی ایادی خود را آماده کرده تا با تمام توان دانشجویان آزادیخواه را سرکوب کند. در ۱۱ آذرماه  دستگیری بیش از ۳۰ تن از دانشجویان آغاز گردید.


نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 توسط | لينك ثابت |

رفيق بيژن را آزاد كنيد!

بيژن صباغ ثاني دانشجوي دانشكده ي فني بابل  سردبیر نشریه توقیف شده طوفان و عضو هیئت تحریریه نشریه توقیف شده ی شورا بوده است که پس از 8روز از بازداشت وي توسط نيروهاي امنيتي در تهران هنوز هيچ تماسي با خانواده خود نگرفته است و از وضعيت جسماني وي هيچ اطلاعي در دست نيست.

نيروهاي امنيتي يك روز پس از بازداشت او با يورش به منزل پدري وي تمامي كتاب ها، cdها و كيس كامپيوتر او را ضبط كردند. در ضمن تمامي كتابها و حتي لوازم شخصي  وي از جمله لباس هاي بيژن و همخانه هايش را نيز در منزل دانشجويي بابلسر در جريان دستگيري آرش پاكزاد در 12 ارديبهشت ضبط كردند.

بنا بر اخبار رسيده ابراهيم لطف اللهی دانشجوي دانشگاه پيام نور سنندج كه در 16 دي ماه بازداشت شد در زندان زير شكنجه و رفتار قرون وسطائي دستگاه سركوب جانش را از دست داد و احتمال شكنجه ي بيژن و ديگر دانشجويان نيز بسيار زياد است لازم به ذكر است كه بيژن صباغ در فروردين ماه همين سال توسط نيروهاي امنيتي در مقابل درب ورودي دانشكده فني در جلوي چشمان دهها دانشجو ربوده شده بود و اينبار خطر آن است كه با وي رفتاري وحشيانه تر داشته باشند.

خانواده هاي اين دانشجويان همچنان در بي خبري بسر مي برند ،مادر «نادر احسني فارغ التحصيل دانشگاه مازندران» در اثر فشار هاي ناشي از نگراني و بي خبري دچار حمله ي قلبي شده است . رژيم همچنان دست از اعمال قرون وسطائي خود دست بر نداشته و دانشجوياني كه هيچ جرمي جز آزادي خواهي و برابري طلبي ندارند را از ابتدائي ترين حقوق خود محروم مي كند و به آنان حتي اجازه ي تماس با خانواده ي خود را نمي دهند .

ما دانشجويان آزاي خواه و برابري طلب دانشگاه هاي مازندران قوياً اعلام مي كنيم تا آزادي بيژن، نادر و ديگر دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب ساكت نخواهيم نشست.


نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 توسط | لينك ثابت |

    ما دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب سراسر کشور٬ رفیق کاوه عباسیان را بعنوان سخنگوی رسمی خود اعلام میکنیم. رفیق کاوه عباسیان از چهره ها و رهبران شناخته شده جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در ایران است. تلاشهای نیروهای امنیتی برای دستگیری او تاکنون با شکست مواجه شده است. رفیق کاوه عباسیان در کنار بسیاری دیگر از رهبران دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که هم اکنون در زندان هستند٬ از بنیانگذاران این جنبش بوده است. رفیق کاوه عباسیان دانشجوی رشته سینما دانشگاه هنر و از سردبیران نشریه توقیف شده خاک بوده است.

آدرس تماس با رفيق كاوه: kaveh.abbasian@gmail.com

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های سراسر کشور


نوشته شده در یکشنبه سی ام دی 1386 توسط | لينك ثابت |

گستاخي رژيم و تعرض به دانشجويان همچنان ادامه دارد!

 

مصي شيرواني را آزاد كنيد!

مصطفي (مصي) شيرواني شاعر و نويسنده آزادي خواه و برابري طلب 24دي توسط نيروهاي امنيتي در يكي

از خيابان هاي تهران ربوده شد وتاكنون خبري مبني بر سلامت وي در دست نيست .

 

 بنا به خبر منتشر شده درخبرنامه آزادی برابری  علي كانطوري نيز توسط نيروهاي امنيتي در يكي از خيابان هاي قزوين ربوده شد.

 

 

 

همچنين بنا به گزارشخبرنامه آزادی برابری  يكي از دانشجويان كرد كه در روز 16 دي بازداشت شد در سنندج زير شكنجه ي دستگاه سركوب جانش را از دست داد.

                               ************************************

تعيين وثيقه ي سنگين براي آزادي تعدادي از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب

قرار وثيقه ي100 ميليون توماني براي رفيق ايلناز(ويكتوريا) جمشيدي  کمیته‌ی پی‌جوی آزادی دانشجویان دربند


نوشته شده در شنبه بیست و نهم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

  به نام انسان، آزادی و برابری

 

در هر سپيده ي البرز

نزديكتر شويم

اينان هراسشان ز يگانگي ماست.

 

آزادي خواهان و برابري طلبان جهان بپاخيزيد. امروز استبداد دهها تن از بهترين رفقايمان ، سرخ ترين ستاره هايمان را در اوين محبوس كرده و آنان را تحت شديدترين شكنجه ها قرار داده است. اكنون تعداد دانشجوياني كه توسط دستگاه سركوب به دليل برگزاري روز دانشجو دستگير شدند به 60 نفر رسيده است. هنوز خانواده های تعدادي از رفقا از جمله نادر احسني ، مهدي گرايلو، سعيد حبيبي ،پيمان پيران و مجيد اشرف نژاد با فرزندان خود ملاقات نكرده و هنوز از سلامت اين رفقا و ديگر دانشجوياني كه طي روزهاي اخير بازداشت شده اند خبري نداريم.

جمهوري اسلامي در ادامه ی سناريوی كثيف خود عليه دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب 24 دي ماه 15 تن ديگر از بهترين رفقايمان از جمله بيژن صباغ دانشجوي دانشگاه مازندران را بازداشت كرده و به بهانه هاي واهي از جمله اقدام عليه امنيت ملي عزيزانمان را روانه ي سلول هاي انفرادي كرده است .

ما دانشجويان آزادي خواه وبرابري طلب مازندران اعلام مي كنيم ؛ اگر امنيت ملي، امنيت شما مزدوران مستبد است آري ما عليه امنيت شما خونخواران اقدام خواهيم كرد و اگر رفقاي ما را هرچه سريع تر آزاد نكنيد همانطور كه قبلا هشدار داده ايم فاز جديد مبارزه ي خود را آغاز خواهيم كرد.

هشدار ما را جدي بگيريد !

ما تا آزادي تمامي دانشجويان در بند هرگز ساكت نخواهيم نشست ، ما را از سركوب و بازداشت شما ترس و واهمه اي نيست با بازداشت هر يك نفر از بدنه ي جنبش دانشجوئي آزادي خواه و برابري طلب دهها تن ديگر به اين جنبش مي پيوندند و روزي ، شما را به زانو در خواهند آورد.

ما امروز به خود مي باليم كه شما را به چنان هراسي انداخته ايم كه از قدرت جنبش آزادي خواه و برابري طلب به خود مي لرزيد و مجبورتان كرديم تا چهره ي كريهتان، چهره ي واقعي خود را بار ديگر به مردم ايران و جهان نشان دهيد. ما به رفقاي در بند افتخار مي كنيم چون مي دانيم كه زير چكمه هاي استبداد تسليم نخواهند شد و همچنان پايدار خواهند بود . به شما ، رژيم سركوب اعلام مي كنيم : فرياد دانشگاه پادگان نيست، نه به جنگ ، انسانيت و آزادي خواهي و برابري طلبي ما از ديوارهاي اوين شما بلند تر است .

 

بپاخيزيم تا خشت خشت اوين را از جا بركنيم!

زنده باد آزادي

زنده باد برابري


دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب دانشگاههاي مازندران


نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

سرانجام پس از پی گیری های سرسختانه خانواده های دانشجویان بازداشتی جدید، دیروز در مقابل زندان اوین به آنها اعلام شد که فرزندانشان مانند دانشجویان بازداشتی سری اول در بند 209 اوین به سر می برند. تا کنون هیچ گونه تماسی از طرف فرزندانشان با خانواده ها گرفته نشده و هم چنان هیچ مقام مسئولی نیز با این خانواده های نگران تماس نگرفته است.


نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

 

خانواده رفقای دستگیر شده در روز  دوشنبه گذشته با مراجعه به مراجع قضایی تاکنون هیچ خبری از آنها به دست نیاورده اند. نیروهای امنیتی به بازرسی منازل رفقا امین قضایی و سروش دشتستانی و بیژن صباغ پرداخته اند و کیس های کامپیتور٬ کتاب و دستنوشته ها و سی دی های این عزیزان را با خود برده اند

اخباری از کنترل محلات معینی که نیروهای امنیتی فکر میکنند در آنجا میتوانند دانشجویان دیگری را دستگیر کنند به دست ما رسیده است.

صف دانشجویان آزادیخاوه و برابری طلب٬ صفی به وسعت تمام ایران است. نیروهای امنیتی حکومت کور خوانده اند اگر فکر میکنند با دستگیری رفقای ما میتوانند مانع گسترش صف ما شوند 


نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم دی 1386 توسط | لينك ثابت |
 

فراخوان به دانشجویان و دانش آموزان ایران  

دانشجویان و دانش آموزان عزیز!
نیروهای سرکوب و اختناق، تحمل شنیدن صدای آزادی و برابری از دانشگاه ها را ندارند. آنها به خیال خود میخواهند با حمله به دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب صدای آزادیخواهی را خفه کنند و خواست برابری انسان ها را سرکوب کنند....

 


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

رفقای ما را آزاد کنید!

اسامی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلبی که ۲۴ دی بازداشت شدند.

۱- بیژن صباغ  

۲- بیتا صمیمی زاد  

۳ -مرتضی اصلاحچی 

 ۴ - آناهیتا حسینی

۵ - مرتضی خدمتلو

۶ -  امین قضائی

 ۷ - سروش دشتستانی

۸ - بهزاد باقری

۹ - سروش ثابت 

۱۰ - محمد پور عبدالله


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

آزادیخواهان گرامی

در شرایطی که دیروز مجددا دست های سیاه ارتجاع رفقای دیگری را ربود و به زندان افکند٬ در شرایطی که دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب روانه زندان ها میشوند٬ تحصن شما در این سرمای سوزان به ما و خانواده های یاران دربند٬ امید و شوقی بیشتر برای آزادی رفقا  داد. از طرف همه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به شما درود میفرستیم. تلاش انسانی شما برای آزادی یاران دربندمان باید مرتجعین زندان بان را وادار به آزادی زندانیان بکند.

شما را در کنار خود میبینیم. ما را در کنار خود بنینید. تلاش آزادی خواهی و برابری طلبی مرزی نمیشناسد. با موج جدید دستگیری رفقا٬ باید تلاش برای آزادی آنها را هزار برابر کرد

درود بر شما

زنده باد آزادی

زنده باد برابری

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه های ایران

٢٥ دی ١٣٨٦

 سایت آزادی برابری


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

رفیق آرش پاکزاد آزاد شد!

آرش پاکزاد دانشجوی علوم اجتماعی بابلسرکه ۱۲ آذر در منزل شخصی در بابلسر بازداشت شده بود ، بعد ار ظهر دیروز از زندان بابل آزاد شد . وی در طی این مدت در بازداشتگاه وزارت اطلاعات در بابلسر بوده است که چند روز پیش به زندان بابل منتقل شد و پس از قرار دادن وثیقه ای ۲۰ میلیون تومانی دیروز۲۵ دی ماه آزاد شد.

آزادی رفیق آرش را به جنبش دانشجوئی ،تمامی آزادی خواهان و برابری طلبان جهان و خانواده ی گرامی اش تبریک می گوییم. به امید آزادی رفیق بیژن و سایر رفقای دانشجوی دربند.

زنده باد آزادی      زنده باد برابری


نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386 توسط | لينك ثابت |
 

بیژن صباغ دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل به همراه چند تن دیگر از دانشجویلان آزادیخواه و برابری طلب دیگر دیروز دوشنبه ۲۴ دی توسط نیروهای اطلاعات دستگیر شد.بیژن صباغ فروردین ماه امسال هنگام ورود به دانشگاه در مقابل چشم دانشجویان توسط نیروهای اطلاعات ربوده شد که اعتراض دو هفته ای دانشجویان بابل و بابلسر را به همراه داشت. 

هم اکنون دانشجویان دانشگاه بابل و بابلسر آمادگی خود را برای حمایت از بیژن صباغ و بقیه ی دانشجویان اعلام کردند.


نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

نیروهای اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی دیروز دوشنبه ۲۴ دی ماه تعداد زیادی از فعالین دانشجویان ازادیخواه و برابری طلب را در تهران دستگیر کردند. ظاهرا رفقا سروش دشتستانی، امین قضائی و بیژن صباغ جزو دستگیر شدگان هستند. از سرنوشت رفقای دستگیر شده ما هنوز اطلاعی در دست نیست.

 

نیروهای اطلاعاتی رژیم جمهوری اسلامی فکر میکنند با دستگیریهای وسیع فعالین جنبش دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب میتوانند به این حرکت خاتمه دهند. اما خود دست اندرکاران اطلاعاتی رژیم تاکنون متوجه شده اند که ابعاد جنبش آزادیخواهی و برابری طلبی در دانشگاه و در جامعه عظیم تر از آن است که بتوان آن را با چند دستگیری پایان داد. امروز رزیم خود شاهد است که اگر بخواهد به حرکت دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب پایان دهد باید دهها هزار نفر را در دانشگاههای کشور دستگیر کند و روانه زندان سازد. باید میلیونها مردم کارگر و زحمتکش که دقیقا خواستار آزادی و برابری هستند را روانه زندان کند. ما  اطمینان میدهیم که مبارزه دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب با قدرت ادامه مییابد و جای هر دستگیر شده را هزاران آزادیخواه و برابری طلب جدید پر خواهد کرد. اطمینان میدهیم که در مقابل این سرکوبگریها و در دفاع از رفقای زندانی، صف ما پرجمعیت تر خواهد شد.

 

ما همه مردم ایران را به دفاع از رفقای دستگیر شده مان فرامیخوانیم. نباید گذاشت بهترین فرزندان این کشور که خواهان آزادی و برابری و رفاه و آسایش برای همه مردم بودند و برای آن تلاش میکردند، راهی شکنجه گاه های رژیم شوند. رفقای ما باید فورا ازاد شوند.  

 


نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط | لينك ثابت |
بنابر اخبار رسیده آرش پاکزاد دانشجوی جامعه شناسی دانشگاه مازندران از زندان اداره ی اطلاعات ساری به زندان بابسر منتقل شده است.گویا قول آزادی آرش پاکزاد در مقابل دریافت وثیقه ای سنگین به خانواده اش داده شده است و در صورت پذیرفته شدن وثیقه امروز بعد از ظهر این دانشجو آزاد می شود.
نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

بهمن احمدی امویی


1- قیمت نان در برخی از مناطق شمال کشور به ویژه استان های مازندران و گلستان با بیش از 200 درصد افزایش روبرو شده است . هر چند برخی خبرها حکایت از افزایش 700درصدی دارد. گفته شده که برخی از شهروندان این دو استان هر قطعه نان را تا 500 توان نیز خریده اند . صف های بسیار طولانی در مقابل نانوایی ها در سرمای زیر صفر درجه ، امان مردم را بریده است .

2- دولت برای کاهش نگرانی مردم از نبود وگرانی شدید نان در این دو استان ، دیروز جمعه 20 آذر ماه ، نان مورد نطر این دو استان را از تهران تامین کرد . وقتی شهروندان تهرانی به روال همیشه برای تهیه نان روزانه خود به فروشگاه ها مراجعه کردند با" نداریم" روبرو شدند . پیگیری ها نشان داد که بخش بسیاری از نان تهران برای مردم مازندران و گیلان فرستاده شده است .

3-غیر از نان ، در این دو استان شیر و تخم مرغ و بسیاری دیگر از مایحتاج مردم نایاب شده است . هر دانه تخم مرغ 500 تومان در شهرهای مختلف مازندران و گلستان به فروش می رسد . این همه هرج و مرج به خاطر برف و تداوم سرما و یخ زدگی جاده ها عنوان می شود . اما این ظاهر قضیه است .

4-قرار بود سال گذشته فاز های 9 و 10 پارس جنوبی به بهره برداری برسد . از این دو فاز روزانه 50 میلیون متر مربع گاز به خطوط لوله سراسر کشور و برای صادرات تزریق می شد . اما این اتفاق نیافتاد . دلیل آن نبود سرمایه ، کنار رفتن سرمایه گذاران خارجی به دلایل سیاسی و موضوع تحریم ها است . هر چند دولت احمدی نژاد خبر از افزایش مداوم سرمایه گذاری های خارجی در تمام بخش های اقتصاد ایران به ویژه نفت و گاز را می دهد ، اما در عمل اتفاقاتی می افتد که همه سرمایه گذاری های رویایی دولت نهم را نقش بر اب می کند .

5- از سوی دیگر این دولت که قادر به افزایش بخش عرضه نبود، به دلیل ناپختگی و سوء مدیریت قسمت تقاضا را بالا برد . آن هم با اجباری کردن دو گانه سوز کردن خودروها . حالا هم خودروها با مشکل سوخت و گاز مایع مواجه اند و هم فشار گاز در خطوط لوله سراسر کشور کاهش یافته و همه در حول و هراس سرما گرفتارند . بنا به گفته مدیر شرکت ملی گاز حداقل 500 هزار خانوار ایرانی در استان های شمالی در معرض افت فشار و یا قطعی گاز قرار دارند . تازه این مربوط به هفته قبل است و موج جدید سرما با شدت بیشتری در راه است .

6- فاجعه اقتصادی مشکل کمبود گاز و سوء مدیریت به این دو سه مورد ختم نمی شود . هم اکنون سه هفته است که صنایع مختلف کشور به دلیل کمبود گاز و گرانی شدید گازوئیل و کمبود آن با توقف خط تولید روبرو هستند . اما از آنجا که به نطر دولت مردان احمدی نژاد، فعلا صنایع ضرورت توجه ندارد و برای اینکه مانع نگرانی مردم و احتمالا اعتراض آنها شوند ، گاز همه صنایع را به نفع مصرف خانگی کاهش و یا قطع گاز کردند .

7- اوضاع به حدی بحرانی است که رئیس دولت با عجله به مازندران و گلستان سفر کرده و قول داده تا دو سه روز دیگر یعنی تا دو شنبه و سه شنبه همه چیز نرمال خواهد شد . از این بابت شانس آوردیم که شیر لوله گاز و گازوئیل در اختیار دولت است و گرنه معلوم نبود بنا به منطق فکری احمدی نژاد، چه کسی و یا کدام مافیا و باند وگروهی باعث این بلوای نان و گاز شده اند .

8-در این وانفسا ساده ترین راه برای کاهش مصرف ، تعطیلی همه فعالیت های اقتصادی و نگاه داشتن مردم در همانجایی که هستند ، تشخیص داده شده است . یکی از نخستین جاهایی که از این تصمیمات ضربه می خورد مدارس و دانشگاه ها است . بر اساس این تصمیم ، اگر ما ملتی بودیم که در عرض جغرافیای بالاتری قرار می داشتیم ، همگی بیسواد می ماندیم .

9- به هرحال این سرنوشت مردم ایران است . گرفتار سوء مدیریتی که باید تابستان در هراس قطع برق و تقلا و دست و پنجه نرم کردن با گرما باشند و در زمستان با نبود گاز و سرما . طنز تلخ این دور باطل هم این است که در تابستان بیشتر مواقع برق مناطق گرم و جنوبی کشور قطع می شود و در زمستان هم گاز مناطق سرسیر و شمال.


نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

دانشگاه خانه ی ماست

تا پاي جان آن را حفظ خواهيم كرد

۱ - جنبش دانشجويي در ايران هميشه به عنوان نيرو محركه ي اصلي حركت هاي اجتماعي محسوب مي شده است. تاريخ پنجاه و چند ساله ي مبارزات دانشجويي ايران تا به امروز اثبات كرده است كه تنها زماني جنبش دانشجويي مي تواند به جنبشي مترقي در جامعه تبديل شود كه اهل مسامحه نباشد و به عبارتي خود را از بدنه ي حاكميت مستقل سازد. بايد گفت استقلال راه دانشجو در هر برهه اي از تاريخش كه به دست آمده، توانسته تاثيري جدي بر ساختار سياسي نظام هاي استثمارگر ايران بگذارد.

آري بار ديگر در اين مقطع از تاريخ، مبارزات دانشجويي به معناي واقعي شكل گرفته است و اصلا بعيد نبود كه حاكمیت مرتجع، اين جهت گيري اصيل جنبش را كه اينك با پرچم سرخ به اهتزاز در آمده، تاب نياورد. به راستي اينك جهل و علم در تقابل با يكديگرند.

۲ - اكنون بيش از يك ماه از يورش بي سابقه ي نيروهاي امنیتی به دانشگاه ها مي گذرد. براي چندمین بار حاكمیت براي وارونه جلوه دادن حقايق، هجمه ي بي سابقه اي را نسبت به مبارزان دانشجو شروع كرده است. براي نمونه در دانشگاه مازندران به شيوه ي مضحكي، فعالين چپ دانشجويي را با اتهاماتي از قبيل جريحه دار كردن عفت عمومی، بلند بودن صداي موسيقي در منزل شخصي، رابطه ي نامشروع و موارد ديگر كه به زعم عناصر وزارت اطلاعات و امنيت كشور، مي تواند اذهان عمومي را راضي نگه دارد، زنداني كرده اند.

۳ - سناريوي وزارت اطلاعات و امنيت كشور به اين جا ختم نمي شود، ۸ نفر از فعالين دانشگاه مازندران را نزديك يك ماه در سياه چالهاي خود نگه داشتند و آن ها را زير شديدترين شكنجه هاي جسمي و رواني قرار دادند. بي خوابي هاي دادن طولاني، لخت كردن مبارزان دانشجو در سرما، شكنجه با باتوم برقي و شلاق، آويزان كردن از سقف، تهديد خانواده هاي دانشجويان،‌ بازجويي هاي بي وقفه، برپايي دادگاه هاي تفتيش عقايد با اتهامات واهي از قبيل ارتباط با خارج كشور و سوالات مضحكي مانند اين كه چه كتاب هايي خوانده ايد تنها نمونه هایی از شیوه ی برخورد اين مزدوران با دانشجويان مبارز ما در مدت اسارت آنها در بندهاي انفرادي اطلاعات و امنيت رژيم اسلامي بوده است. اين طنزنامه با بمب گذاري توسط عوامل رژيم در دانشگاه صنعتي بابل به صورتی كاملاْ ناشيانه و خنثي كردن آن گوياي اين است كه اين حکومت غيرمردمی هنوز از نظر آرتيست بازي و نقش بازي كردن در سطح آماتوري قرار دارد.

۴ - و اما بازداشت، شكنجه و مقاومت رفيق آرش پاكزاد با اعتصاب غذا، خود حكايت ديگري دارد. ۱۵ روز پيش دستگاه قضايي رژيم حكم آزادي رفيق آرش را از بند انفرادي اطلاعات ساري صادر كرده است. اما عناصر امنيتي رژیم از آزادسازي وي خودداري مي كنند. گويي آن ها ارزش رفيق را دريافته اند و به اين سادگي بازگشت رفيق آرش را به جنبش دانشجويي را برنمي تابند.

اينك ما به عنوان جمعي از دانشجويان آزادي خواه و برابري طلب دانشگاه هاي مازندران اين ستم گري رژيم را محكوم كرده و به حاكميت هشدار مي دهيم در صورتي كه رفيق آرش پاكزاد و ديگر رفقاي زنداني ما را آزاد نكنند، ما نيز به حكم روش قهري خود مبارزاتمان را وارد فاز جديدي خواهيم نمود.

زنده باد آزادي و برابری


نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |
مردم بابل در اعتراض به قطعی گاز در این شهرستان دیروز پنج شنبه ۱۹ اسفند در مقابل ساختمان فرمانداری تجمع کردند.

هم اکنون بیشتر شهرهای مازندران دچار قطعی گاز شده است.حال اینکه در خبرها ی صدا و سیمای جمهوری اسلامی اشاره ای به آن نشده است.در شهرهای مختلف به خصوص شهرستان قائمشهر مرگ چند نفر به خاطر سرما و نداشتن سوخت و وسیله ی گرمازا گزارش شده است.


نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

در سايت ببينيد : کمیته هماهنگی دانشگاه بابل

طبق اخباری که حدود یک ساعت پیش از قائمشهر به دست ما رسیده بعد از چند روز قطعی گاز و شدت پیدا کردن سرما مردم قائمشهر از ساعتی قبل در مقابل فرمانداری تجمع کرده با شکستن درب و شیشه های ساختمان وارد فرمانداری شدند.

هم اکنون خیابان های ساری نیز توسط مرذم معترض بسته شده است.

اخبار تکمیلی همراه با عکس متعاقباْ فرستاده خواهد شد.


نوشته شده در پنجشنبه بیستم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان تا ۲۳ بهمن تعطیل اعلام شد.

در بیان دلیل تعطیلی، عزاداری های محرم دلیل اصلی اعلام شده است و نه قطع گاز و در پی آن قحطی نان و غذا و گرما. و مسوولین دانشجویان را مجبور به تخلیه خوابگاه تا پایان هفته نمودند. لازم به ذکر است استان گلستان و مازندران از ۲ هفته قبل دچار قطع گاز می باشند و این در حالیست که احمدی نژاد و وزیر نفت قطع گاز را یک بلف رسانه ای اعلام نموده و گویا آن را زاده ی توهم مردم دانسته اند.


نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |
با وجود گذشت یک ماه از بازداشت دانشجویان ماموران اطلاعاتی همچنان آمد و شد دانشجویان را به داخل دانشگاه مازندران کنترل میکنند.این ماموران حتی در روز پنج شنبه که دانشگاه به حالت نیمه تعطیل قرار دارد وروزهای بارانی و برفی دانشجویان را در ورودی دانشگاه تحت نظر دارند و حتی در ساختمان کلاسهای درس دانشکده ها نیز مشاهده شدند.در ضمن ماموران زنی که سارا خادمی را در داخل و نیز در سرویس دانشگاه  تحت تعقیب قرار داده و اقدام به دستگیری اش در داخل خوابگاه کرده اند همچنان در حال گشت زنی در داخل محوطه ی دانشگاه و سالن کلاسهای دانشکده های مختلف  هستند.این ماموران به دانشجویان عادی به خاطر لباس و نحوه ی پوششان تذکر می دهند و همین امر اعتراض و نارضایتی بسیاری از دانشجویان دختر را از وضع حاکم بر دانشگاه بر انگیخته است.همینطور حراست دانشگاه مازندران اقدام به درست کردن کابین در محل  برگزاری نمایشگاههای دانشکده ی هنر و معماری با وجود اعتراض شدید دانشجویان این دانشکده در روز سخنرانی رییس دانشگاه در این دانشکده کرده است و فضای این نمایشگاهها بوسیله ی کابینهای حراست اشغال شده است.
نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط | لينك ثابت |
 رفقا بهروز کریمی زاده، مهدی گرایلو، پیمان پیران، مجید اشرف نژاد، سعید حبیبی و عابد توانچه هم اکنون بیش از یک ماه است که در زندان به سر می برند.

 

Abed Tavanchehعابد توانچه که ابتدا در روز 12 آذر توسط اطلاعات سپاه اراک بازداشت شده و چندی پیش آزاد شده بود پنج شنبه ی هفته ی گذشته بار دیگر توسط اطلاعات سپاه دستگیر شده و تاکنون هیچ تماسی با خانواده اش نداشته است. عابد که طی سالهای اخیر بارها توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود، این بار نیز کاملاَ به صورت غیرقانونی ربوده شده است. دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب اعلام می کنند که وضعیت عابد توانچه بسیار وخیم بوده و احتمال شکنجه ی وی وجود دارد. وی هم اینک در پنجمین روز اعتصاب غذا به سر می برد.Behrooz Karimizadeh

 

بهروز کریمی زاده دانشجوی اخراجی دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران که در روز 12 آذر در تقاطع خیابان 16 آذر و انقلاب بازداشت شده است، یکی از شاخص ترین چهره های چپ رادیکال و از رهبران جنبش چپ دانشجویی می باشد. وی چندی پیش از زندان با خانواده ی خود تماس گرفت. وی مدت ها سردبیر نشریه ی دانشجویی خاک و مدیرمسئول نشریه ی دانشجویی پیشرو بوده است که هر دو توقیف شدند. لازم به ذکر است که بهروز از نارسایی شدید کلیوی رنج می برد و ادامه ی بازداشت وی صدمات جبران ناپذیری را از نظر جسمانی برای او به همراه دارد.

 

مهدی گرایلو، فارغ التحصیل نمونه ی فیزیک دانشگاه شریف و دانشجوی کارشناسی ارشد ژئوفیزیک دانشگاه تهران است. وی سابقاَ مدیرمسئول نشریه ی دانشجویی پیشاهنگ، عضو هیئت تحریریه نشریه خاک و سردبیر نشریه ی پیشرو بوده است. مهدی نیز از چهره های شناخته شده ی چپ در جنبش دانشجویی می باشد.

 

Mehdi Gerailoo پیمان پیران، فعال سرشناس سیاسی چپ، در جریان کوی دانشگاه در تیر 1378 بارها توسط نیروهای امنیتی وزارت اطلاعات و سپاه بازداشت شده و چندین سال از عمرش را در زندان گذراند. وی پس از مدتی پناهندگی در کشور سوئیس، چندی پیش به ایران بازگشت تا به روند مبارزه ی طبقاتی ادامه دهد. پیمان پس از مراسم روز دانشجو در 13 آذر امسال توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و اکنون در یند 325 زندان اوین به سر می برد و تاکنون هیچ تماسی با بیرون از زندان نداشته است. خانواده ی وی که در سوئد زندگی می کنند به روند غیرقانونی بازداشت وی اعتراض دارند.

 

سعید حبیبی که مدت ها دبیر تشکیلات دفتر تحکیم وحدت بوده و سپس به دلیل فشارهای رهبری این جریان مجبور به ترک تشکیلات دفتر تحکیم وحدت شده بود، در روز 11 آذر هنگام مراجعت از محل کارش در خودروی شخصی اش دستگیر شده و به زندان اوین منتقل شد. سعید نیز در بند 325 زندان اوین (بند سپاه) به سر می برد و تاکنون هیچ تماسی با خانواده اش نداشته است. Majid Ashrafnejad

 

مجید اشرف نژاد، دانشجوی دانشگاه تربیت دبیر رجایی و عضو اسبق انجمن اسلامی این دانشگاه نیز در روز 13 آذر و در هنگام برگزاری مراسم روز دانشجو از داخل دانشگاه تهران ربوده شده و به زندان اوین منتقل شد. او از رهبران برجسته ی دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب می باشد. مجید نیز در بند 325 زندان اوین به سر می برد.

 

بنا بر آخرین اخباری که به دست ما رسیده همه ی این دانشجویان در زندان اعتصاب غذا کرده بودند و از ادامه ی این اعتصاب غذای آنها هیچ اطلاعی در دست نیست، اما خبر اعتصاب غذای رفیق عابد توانچه قطعی است.

 

Saeed Habibi زندانیان بند 325 زندان اوین تحت بدترین شرایط روحی و جسمانی قرار دارند. تعدادی از این دانشجویان هنوز با خانواده هایشان تماسی نگرفته اند. همچنین آرش پاکزاد نیز در زندان اطلاعات ساری در اعتصاب غذا به سر می برد.

 

دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب از ادامه ی روند بازداشت تعدادی از رهبران این جنبش اظهار نگرانی کرده و خواستار آزادی فوری همه ی آنها از زندان های امنیتی هستند.

 

 Peyman Piran, Behrooz Karimizadeh, Majid Ashrafnejad

 


نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

یکی بود یکی نبود

 

قصه ما اینبار قصه خودماست. نه قصه دیو و پری نه قصه روح و شبح. قصه دردها، رنج های خودمونه. قصه سختی ها و تلاشها، قصه شکست ها و سرخوردگی ها. قصه نفتی که باید پولش تو جیب ما می رفت. قصه تحصیلی که حق رایگان هر کسی بود. قصه ظالمی که باید جاش تو کتابا بود. قصه آزادی که مثل هوا سهم همه ما بود.

 

قصه خَر زدن، شب زنده داری، شب خواب دانشگاه تهران دیدن، پول یامفت تو جیب قلم چی ریختن، بزرگ شدن و ریش و پشم در آوردن، فکر کردن به فکر نکردن، آق مهندس و خانم دکتر شدن و... و سر آخر از باتلاق قصه های دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان سر در آوردن.

 

قصه زندگی که می خواستیم و نداریم، قصه خواسته هایی که یه روزی حقمون بود و الان آرزو.

 

ما نه می خواستیم بکشیم نه کشته بشیم. نه بسوزیم و نه سوخته بشیم. ما نمی خوایم با فرو رفتن سرمون توی کوهی از ورقهای موهوم، بذاریم تا هر کی هرچی رو میخواد ببره. قصه ما قصه کسایی که هم هست که مثل ما دانشجو بودن و با این مشکلا کنار نیومدن و تو هر مناسبت و هر جایی که می تونستن این مشکلات رو فریاد زدن، 16 آذر، 18 تیر و... تهران، اصفهان، علامه شیراز، امیرکبیر، مازندران و...

 

ما نمی خواهیم توی اتاقی بخوابیم که سهمش واسه هر نفر از سهم هر گوسفند توی طویله از جاش کمتره و غذایی رو بخوریم که خودمون واسه مرغای توی مرغداریمون بد می دونیم.

 

اگه یه گوسفند بع بع کنه باهاش کاری رو که با ما موقع بیان خواسته هامون می کنن، نمی کنن.

 

ما نه زیاده می خوایم و نه دیکتاتور. فقط میگیم چرا وقتی خودمون تو فقر و بدبختی هستیم پول سرمایه ملی ما سر از ونزوئلا، اکوادور، گینه بیسائو، لبنان، فلسطین و... در میاره. اونم فقط واسه جمع کردن یه سری کل و کور به عنوان هم پیمان و حامی.

 

چرا وقتی خودمون واسه کمترین درخواست آزادی، با هزار تا چماق و مشت و لگد هزار و یک ارگان و نهاد بسیج، پلیس، حراست و... استخونامون نرم می شه، باید از نبود آزادی بیان توی گوانتانامو حرف بزنیم.

چرا وقتی خودمون باید از بین هزار تا میله گرد و آجر و تیرچه با خطر مرگ در اثر سقوط مصالح از خوابگاه به سر کلاس بریم، باید واسه کوبا و سودان مدرسه بسازیم.

 

چرا وقتی همه مشاغل دولتی رو سهمیه بسیج و شاهد و ایثارگر و حراستو... قبضه کرده، باید به آرزوی رسیدن به یک شغل و درآمد بخور نمیر پول بابهه رو خودکار کنیم و بریزیمش توی جزوه ها.

 

چرا وقتی دانشگاههای روزانه و دولتی ما روز به روز آب میره و جاش 100 تا دانشگاه غیرانتفاعی و شبانه و... جوونه می زنه، فریاد احقاق عدالت خواهی؟؟ و مهرورزی؟؟ بزنیم.

 

چرا ما نباید جیکمون در نیاد و ارگانهای دست نشونده هر کاری میخوان بکنن و هر مراسمی رو بهم بزنن.

آقای رئیس جمهور، برقی که از انرژی هسته ای حاصل می شه به درد هیچی نمی خوره وقتی نونی نیست که زیر چراغ روشن شده از این برق خورده بشه.

 

حرف اگه حساب نیست حتما چوب و چماق پلیس و اطلاعات و بسیج و ... حسابه.

 

آقای رئیس جمهور تویی که تو دانشگاه کلمبیا هوو شدی چرا اونجا جیکت در نیومد ولی امیرکبیر رو خفه کردی.

 

میدی بچه های دانشگاه اصفهان، اهواز، تبریز، مازندران، شیراز، تهران... (بازم بگم؟!) رو بزنن و ببندنو خفه کنن، اونوقت اونجا حرف از آزاد ترین دانشگاهها می زنی.

 

آهای ایهاالناس اینه تلفظ آظادی اشتباه ننویسین

 

آظادی یهنی دوربین مداربسته، حراست، اطلاعات، شنود، باتوم، گاز اشک آور، الگانس، زندان شکنجه.

آظادی یعنی: درس خوندن و بی کار ول گشتن، وام فارغ التحصیلی گرفتن و گدای مقروض شدن.

آظادی یعنی کتاب ممنوع، نشریه ممنوع، حرف ممنوع، آظادی یعنی اگه خواستن، تخم کنی حتی اگه خروس باشی.

راستی گفته بودم که بچه های دانشگاه های دیگه چه کار کردن؟ نگفتم؟!؟

اون بی ادبا خواستن مراسم 16 آذر بگیرن. ببین بی شرمی تا کجا؟!!! تا بگن ما آزادی می خوایم حق زیستن می خوایم. رفاه می خوایم برابری می خوایم. اونوقت معلمای آظادچون دیدن سواد اینا کمه بردنشون تو سلولای انفرادی اطلاعات که راحتتر ارشادشون کنن و ازشون امتحان بگیرن، ببین یاد گرفتن آظادی رو درست بنویسن. بعضی هاشون از تنبلی اعتصاب غذا کردن، بعضی هاشون که مامانی بودن، گفتن ماماناشون 1 ماه ازمون خبر ندارن یه زنگ بهشون بزنیم. ولی معلمان آظادی فقط ارشادشون کردنو....

می خوای داستانشو کامل بدونی برو تو وبلاگهایی که زیر نوشتیم ولی یه موقع شما بی ادب نشین.

حالا واسه راحتی کار معلمای آظادی خودتون 100 بار از روی این کلمه بنویسین و این نامه رو بدین به بعدی که اونم بخونه و بنویسه و حاجتشو بگیره.

 

آظادی، آظادی، آظادی، آزادی...  

 

(البته فکر نکنم نیاز داشته باشیم چون انگار خوب ارشاد شدیمو جیکمون در نمی آد مگه نه؟!!

 

انگار خیلی خوشت اومد که رفتی صفحه بعد پس حالا با اینا حال کن:

 

1- دستگیری 5 تن از دانشجویان دانشگاه مازندران به طرز وحشیانه چند روز قبل از 16 آذر

2- دستگیری یکی از دانشجویان دختر دانشکده جامعه شناسی مازندران در خوابگاه

3- اعتصاب غذای دانجویان اصفهان در جهت لغو احکام جدید کمیته انضباطی

4- اعلان اعتراض دانشجویان بابل به وضعیت نا مناسب غذا با واژگون کردن ظرفهایشان در سلف

5- پیروزی دانشجویان معترض به احکام جدید کمیته انضباطی دانشگاه اصفهان و لغو این احکام

6- اعتصاب غذای یکی از دانشجویان در بند

7- حکم کمیته انضباطی برای یکی از دانشجویان فعال فردوسی مشهد

و...

 

و آدرس وبلاگها:

www.azady-barabary.net

www.13azar.blogspot.com

www.ma-na-man.blogfa.com


نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

آرش پاکزاد چند روز پیش در حالی با خانواده ی خود ملاقات کرد که به سختی قادر به ایستادن بود. ظاهراْ اداره ی اطلاعات ساری رفیق آرش پاکزاد را تحت شدیدترین شکنجه های غیر انسانی قرار داده و روز به روز بر شکنجه های خود می افزاید. این در حالی است که حکم آزادی آرش پاکزاد صادر و ابلاغ شده است، اما آرش در حالی با خانواده اش ملاقات کرد که قادر به راست ایستادن نبود.

لازم به ذکر است که مامورین اطلاعاتی برای مخفی نگه داشتن آثار شکنجه از بدن آرش، ملاقات ها را در درون خودرو برنامه ریزی می کنند تا آثار شکنجه بر بدن آرش مشهود نباشد.


نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

رفیق آرش پاکزاد، دانشجوی ترم آخر دانشگاه مازندران امروز هشتمین روز اعتصاب غذای خود را در اداره ی اطلاعات ساری سپری می کند.

در ملاقاتی که خانواده ی وی در روزهای گذشته با وی داشته اند، وضع جسمانی وی را اسفبار توصیف کرده اند و بسیار نگران حال او بوده اند.

بدین وسیله ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه مازندران، ادامه ی بازداشت آرش پاکزاد را در سلول های انفرادی وزارت اطلاعات محکوم کرده و اعلام می کنیم که در صورت آزاد نشدن این دانشجو در آینده ی بسیار نزدیک، احتمال بروز عارضه های جسمانی برای این دانشجو قوت بیشتری می یابد. آرش، تنها دانشجویی است که طی دستگیری های اخیر، در شهرستان بازداشت شده و هنوز آزاد نشده است.

لازم به ذکر است که پایان نامه ی آرش پاکزاد توسط یکی از دوستان و استادانش تکمیل شده و ارائه شده است.

آرش پاکزاد را آزاد خواهیم کرد.


نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

مقامات امنیتی از ملاقات آرش پاكزاد و وكيلش جلوگیری کردند. آرش پاکزاد تنها دانشجوی دستگیر شده در شهرستان است که تا به حال آزاد نشده است.

دكتر زرافشان روز يكشنبه (8/10/86) از تهران وارد ساري شد اما اجازه ي ملاقات با موكلش به وي داده نشد. زرافشان كه شديداً به قضاياي پيش آمده بر سر آزادي آرش معترض بود به مأمورين تاكيد كرد كه اگر حتي يك كپي از مدارك تأييد آزادي آرش در دست داشت به راحتي از اين مسئله نمي گذشت.

اطلاعاتي ها با نهايت بي شرمي ادعاي پشيماني كردند و از آزاد كردن آرش سر باز زدند.

وي به ناچار همان شب ملاقاتي با خانواده آرش در لابي هتل محل اقامتش ترتيب داد و از وضعيت جسمي و روحي آرش جويا و به اين صورت از اعتصاب غذاي موكلش باخبر شد.

نكته جالب توجه كنترل محسوس اين ملاقات بود. بطوريكه عوامل اطلاعات بصورت كاملاً علني و در لابي هتل اقدام به استراق سمع و كنترل اعمال و رفتار ملاقات كنندگان كردند.

اما موضوع نگران كننده اعتصاب غذاي آرش است. هم اكنون ۶ روز از اين موضوع مي گذرد و وضعيت جسمي آرش لحظه به لحظه وخيم تر مي شود.


نوشته شده در جمعه چهاردهم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

وبلاگ آزادی برابری به نشانی زیر انتقال یافت:

http://www.azady-barabary.net


نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

امروز پنجمین روز است که آرش پاکزاد در اعتصاب غذا به سر میبرد و اطلاعات ساری هم چنان از آزاد کردن وی سرباز می زند. قابل ذکر است که آرش پاکزاد شدیدا از عارضه ی چسبندگی نخاعی رنج می برد و با این حال نهاد های امنیتی بازداشت کننده ی وی با آگاهی از این مسئله به مدت یک هفته رفیق آرش را در یک سلول با طول یک متر در یک متر نگه داشته بودند که این مسئله عارضه نخاعی وی را تشدید کرده است. گفتنی است که با وجود آزاد شدن تمام بازداشت شدگان شهرستان ها رفیق آرش پاکزاد همچنان در بند است و علی رغم صدور حکم دادستانی اطلاعات ساری از پذیرفتن وثیقه سرباز میزند.


نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

تجمع در مقابل دادسرای دادگاه انقلاب

اطلاعیه‌ی خانواده‌های دانشجویان دستگیر شده‌ی مراسم روز دانشجو(13 آذر)

یک ماه گذشت. ماه شب و روزهای سخت و سرد مقابل اوین، ماه توهین های سرباز نگهبان و تهدید های بازجو، ماه تهمت ها و وعده های بی اساس، ماه شب های اشک و غم، فریاد و خشم. ما این سو و فرزندانمان آن سوی دیوارهای زندان اوین، در سلول های انفرادی تاریک و سرد. همان داستان تکراری چشم بند و بازجویی شبانه و بی خوابی و ضرب و شتم و ... .

فرزندان دانشجوی ما، به جرم سر دادن ندای آزادیخواهی و برابری طلبی در روزی و جایی که متعلق به خودشان است حتی بدون امکان ملاقات با وکلا و خانواده هایشان تحت شدید ترین فشارها قرار دارند و ما خانواده ها در نگرانی و بی اطلاعی کامل از وضعیت آنها، و این همه در میان بایکوت شدید از سوی رسانه ها و مطبوعات کشور.

ما پس از گذشت این زمان طولانی تنها راه رساندن صدای استمداد خود را تجمع در مقابل دادسرای دادگاه انقلاب در روز شنبه 15 دی ماه ساعت 11 صبح میدانیم، تا صدایمان را از این سوی دیوارهای سرد و خاکستری اوین به گوش فرزندانمان برسانیم، تا بدانند که تنها نیستند، که این سو خانواده‌هایشان، دوستانشان و تمامی انسان های آزاده در کنارشان هستند و تا رهایی کامل شان از پا نمی نشینند.

کمیته‌ی پی جوی آزادی دانشجویان دربند

11/10/1386

http://13azar.blogspot.com


نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

دیروز خانواده آرش پاکزاد در رابطه با پیگری آزادی فرزندشان با نماینده دکتر زرافشان در لابی یکی از هتل های ساری ملاقات کردند که این ملاقات از جانب عوامل اطلاعات کاملن تحت کنترل شدید و از نزدیک بود.


آرش پاکزاد هنوز در سلول انفرادی بسر می برد و دریغ از کوچکترین توجه نسبت به حکم دادستانی جهت آزادی با وثیقه وی. امروز چهارمین روز است که آرش پاکزاد در اعتصاب غذا بسر می برد. و طبق گفته خانواده وی حال جسمانی او به هیچ وجه مصاعد نمی باشد.


نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |
شماری از شهروندان استان مازندران شامگاه گذشته در اعتراض به قطع و افت فشار گاز، در مقابل ادارات گاز شهرهای خود تجمع کردند.

شهروندان قائمشهر نیز در اعتراض به قطع شدن جریان گاز در این شهرستان پیش از ظهر دیروز مقابل فرمانداری این شهرستان تجمع كردند. در این تجمع مردم ضمن اعتراض شدید نسبت به قطع گاز در فصل سرما از مسوولان خواستند تا هرچه سریع‌تر نسبت به رفع این مشكل اقدام کنند.

رییس شركت گاز شهرستان قائمشهر اعلام کرده است که طی دو روز گذشته حدود 30 درصد مشتركان گاز شهرستان قائمشهر با قطعی گاز روبه‌رو شده‌اند. او همچنین قطع گاز بیمارستان ولیعصر قائمشهر را نیز تأیید کرده است.

مقام های شرکت ملی گاز جمهوری اسلامی گفته اند که قطع گاز در اين نواحی، به دنبای کاهش ۵۰ درصدی واردات گاز از ترکمنستان به وقوع پيوسته است.

به گفته مدير گازرسانی شرکت گاز ايران، احتمالأ خواست ترکمنستان مبنی بر افزايش قيمت گاز، يکی از عوامل موثر در اين کاهش صادرات بوده است.


نوشته شده در سه شنبه یازدهم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

 


نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

 

برخلاف اخباری که در برخی رسانه ها از جمله بی بی سی در مورد آزادی همه ی دانشجویان دانشگاه مازندران منتشر می شود، بدین وسیله اعلام می کنیم که رفیق آرش پاکزاد هنوز در بازداشت اداره ی اطلاعات ساری به سر می برد و هنوز هیچ اطلاعی در مورد وضعیت وی در دست نیست. وی با خانواده اش هیچ تماسی نداشته است و شنیده ها حاکی از برخورد فیزیکی شدید با دانشجویان چپ بازداشت شده در مازندران می باشد.

از ۸ نفر دانشجوی بازداشت شده در دانشگاه مازندران، آرش پاکزاد هنوز در بند است و بقیه با سپردن وثیقه و تا زمان اعلام زمان برگزاری دادگاه آزاد شده اند. لازم به ذکر است که رفیق حامد محمدی پس از ۲۳ روز بازداشت تحت بدترین شرایط چندی پیش آزاد شده و پس از آن رفقای دیگر هم آزاد شده اند اما از وضعیت آرش پاکزاد هنوز هیچ اطلاعی در دست نیست.

تا آزادی آخرین دانشجوی در بند آرام نخواهیم نشست...

نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

 

نه هرگز شب را باور نکردم
چرا که
در فراموشی دهلیزش
به امید دریچه ای دل بسته بودم.


از دیر باز جنبش دانشجویی بعنوان پرچم دار آزادی خواهی و برابری طلبی همچون خاری در چشم حکومت های زیاده خواه و دیکتاتور بوده است. قیام مِی 1968 فرانسه به عنوان سمبل مقاومت و مبارزات دانشجویی همواره بر پیشانی تاریخ می درخشد. در ایران نیز مبارزات دانشجویی قدمتی دیرینه دارد. از مبارزات محصلان مدارس در دوران مشروطه گرفته تا اعتراضات و مقاومت های دوران پهلوی. پس ار انقلاب نیز اعتراضات و فعالیتهای دانشجویی همواره رکنی از ارکان آزادی خواهی و برابری طلبی بوده است. اگر 16 آذر 1332 با به خاک و خون کشیده شدن همسنگرانمان در تقویم تاریخ روز دانشجو رقم خورده اما بی شک قطرات خون 18 تیر 1378 هرگز از سینه مبارزات دانشجویی این سرزمین پاک نخواهد شد. به خاک و خون کشیدنی که گویا تنها بر سر تصاحب ریش تراشی بیش نبوده؟!!!!!


هر چند 16 آذر کماکان روز دانشجو و سمبل آزادی خواهی است و 3 قطره خون چکیده شده بر این صفحه از تاریخ هرگز زدوده نمی شود. اما این پایانی بر خروش دانشجو نبوده و نخواهد بود.


به ذهن هیچ کس هم خطور نمی کرد فاجعه ای که گارد شاهنشاهی در دانشگاه تهران به ارمغان نهاد تنها پس از 46 سال تکرار شود و باز سنگفرش دانشگاه به خون برادرانمان رنگین شود. 18 تیر 78 فریاد آزادی خواهی دانشجویان را در اوج به گوش جهانیان خواهد رساند.


فاجعه 18 تیر 78 مهر تاییدی بود بر استقلال جنبش دانشجویی. کسانی که انگشت در گوش فریاد دانشجو را نمی شنویدند حال که با سد عظیم دانشجو در مسیر تمامیت خواهی و استبداد خود رو به رو شدند آن را بر نتافتند و دیوانه وار به آن یورش برده آن را به خاک و خون کشیدند.


و از آن روز به تاثیر شگرف این جنبش در لایه های مختلف جامعه پی بردند و هر لحظه در پی تخریب، تهدید و سرکوب آن برآمدند و با بی شرمی تمامی فجایع زنجیره واری را پی ریزی نمودند فجایعی همچون فاجعه دانشگاه تبریز، فاجعه دانشگاه علامه، فاجعه پلی تکنیک، فاجعه دانشگاه فردوسی، دانشگاه گیلان، دانشگاه اهواز، شیراز و... .


دیگر آنان می دانستند با سرکوب جنبش دانشجویی همزمان با سرکوب جنبشهای اجتماعی همچنان تک سوار این میدان بی رقیبند. جنبش دانشجویی که از زخم های بسیار بر پیکر خود نحیف و رنجور بود همچنان همچون راست قامتان تاریخ ایستاده بود و اکنون پایگاهی اجتماعی تر همچون حلقه زنجیری تمامی حلقه های جنبش اجتماعی را گرد هم آورده بود. دیگر دانشجویان تنها فریاد، دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد را بر فضای مه گرفته شهر رخوت زده نمی افشاندند. اکنون دست در دست جنبش های کارگری، جنبش زنان و دیگر جنبش های اجتماعی، خواستی مشترک را فریاد می زدند.


فریادی که لرزه بر بنیان بی عدالتی و خفقان می انداخت. دیگر با قطع شاخه ای 100 شاخه جوانه می زند و با قطع هر درختی 1000 نهال سر بر می آورد. خروش هزاران کارگر، معلم، زن به همراه دانشجویان مو بر تن هر کاخ نشینی سیخ می کرد. تنها راه حل کاخ نشینان چه بود؟! سرکوب، خفقان و تلاش برای گسستن حلقه های این زنجیر. بمباران خبری آغاز شد و سیل اتهامات به همراه حبس، شکنجه و تحقیر آغاز گردید. آنان می دانستند که حلقه پیوند دهنده این جنبش ها چیزی نیست جز جنبش دانشجویی و باز هم بازداشت و شکنجه و تهدید و تعلیق و اخراج و بازداشت و شکنجه و تهدید و اخراج و... . با استفاده از حربه اخراج و تعلیق از تحصیل تلاش گسترده ای جهت حذف دانشجویان مبارز از صف جنبش دانشجویی آغاز گردید و شمار دانشجویان ستاره دار به تعداد ستاره های آسمان رسید. با توجه به در دست داشتن انحصاری بلندگوهای خبری، اخبار منحرف و دروغ پراکنده می شد. دانشجویان به اسم اراذل و اوباش زندانی، شکنجه و گاها به پای چوبه دار می رفتند و با توجه به عدم وجود تریبون آزاد جهت اطلاع رسانی مناسب توانستند تا حدودی جریان افکار عمومی را به سمت و سوی دلخواه خود سوق داده همزمان اقدام به مبارزه با این جریانات خودجوش دانشجویی، کارگری و ... نمایند.


اینان ترسشان از یگانگی ماست. وقتی اسانلو، رئیس سندیکای اتوبوسرانی تهران، با حمایت و اتحاد کارگران و دانشجویان آزاد می گردد. وقتی که جنبش دانشجویی در کنار جنبش زنان فریاد برابری و عدالت و حذف تبعیض جنسی را بر می آورد. وقتی دانشجویان به حمایت از معلمین، این قشر مظلوم، می ایستند و در کنار آنان به زندان منتقل می شوند وقتی با بازداشت غیر قانونی هزاران دانشجو از گوشه کنار کشور بپا می خیزند دیگر چه جای درنگ است که هر لحظه دُری است گهر بار چکمه برپا کردن و به زندان افکندن را تاخیر گناهی نابخشودنی. وقتی محمود احمدی نژاد با حضور در دانشگاه پلی تکنیک آنگونه با نقد برا و بی پرده رو به رو می گردد زنگ خطری است برای یک سرکوب عمومی و اینگونه می گردد که حماسه پلی تکنیک رخ می دهد و به حمایت از این فریاد دیگر دانشگاهها در زیر فشار و سرکوب سیستم پادگانی مسلط بر دانشگاه و جامعه سر بر می آورند.


و در آذر ماه 1386 ما شاهد سرکوب روز افزون و فزاینده دانشجویان در جای جای کشور می باشیم و مهر مهرورزی بر سینه خونین دانشجویان، کارگران، معلمان و زنان داغ بسته است. توقیف نشریات دانشجویی، توقف در اعطا امتیاز نشریات تا پس از 16 آذر، سیل عظیم بازداشتها در مازندران، اراک و تهران که چیزی بالغ بر 35 نفر از برادران ما را راهی سلولهای انفرادی حبس و شکنجه کرده است.


در پایان نیز قائله مراسم 16 آذر در دانشگاه منابع طبیعی گرگان که چیزی جز پوزخندی تلخ بر آن نتوان بست از یک سو گواه ضعف و نا توانی آنان در مقابله با این جنبش خود جوش و آزادی خواه است و از سوی دیگر نشانه گر موج جدید هجوم علیه دانشجویان که با نزدیک شدن به انتخابات ریاست جمهوری افزایش می یابد تا با این وسیله پیش از رسیدن به آن زمان با حذف نیروهای فعال، منتقد و رادیکال از دانشگاه ها، این مکان به عنوان محیطی بی خطر در انتخابات تنها وجود و نه حضور داشته باشد. دولت مهرورز با حذف قلدرمابانه یک یک منتقدان و معترضان عملکردش، راه را برای تداوم و تثبیت قدرت خود هموار می کند تا با یک انتخابات فرمایشی دیگر تسلط خود را بر اریکه قدرت استمرار دهد.


اداره پادگانی دانشگاه ها که از استقلال دانشگاه جز یک شوخی بی مزه چیزی باقی نگذاشته است. آخرین حربه به کار گرفته شده اش سرکوب می باشد. در چنین وضع اسف بار اقتصادی و سیاسی کشور، دخالت و اعمال فشار در بدیهی ترین حقوق انسانها زمانی برای اداره کشور باقی نمی گذارد. وقتی تمامی قوای خود را به کنترل گفتار و کردار و پندار و خورد و خوراک و پوشش و گویش انسانها صرف می کنند. وقتی متر کردن مانتوی زنان، اعلام میزان آرایش آنان و نوع پوشش افراد ارجح بر تمامی امور است. وقتی عواملی چند اجیر می گردند تا زمان ورود و خروج دانشجویان دختر را به صحن امن !!! خوابگاه ساعت زنند دیگر چه جای التماس آزادی از اینان است.


وقتی که حراست به عنوان متولی حفظ آرامش و امنیت خود چیزی جز ابزار مخل امنیت و آسایش نیست دیگر توقعی گزاف است انسان بودن.


 در اینجا می خواهیم و نه خواستار موارد زیر در کلیه دانشگاههای کشور می باشیم:


1- آزادی بی قید و شرط کلیه فعالین سیاسی و دانشجویی و تخلیه کلیه زندانها از زندانیان سیاسی، مخالفین دانشجویی، کارگری، زنان و دیگر جنبش های اجتماعی
2- حذف هرچه سریعتر سیستم پلیسی و امنیتی از دانشگاهها و جامعه
3- حذف نگاه پادگانی به دانشگاهها و حفظ استقلال آنها
4- لغو تمامی احکام انضباطی فعالین دانشجویی اعم از اخراج و یا تعلیق
5- پایان فعالیت کلیه ارگانها، نهادها و تشکل های وابسته به بیرون از دانشگاه در محیط آن
6- ایجاد محیط مشارکتی در برنامه ریزی و اداره دانشگاهها توسط دانشجویان و تایید نظر آنان بر روند اداره دانشگاه
7- ایجاد شرایطی برابر برای دانشجویان ذختر و پسر در کلیه موارد اعم از آموزشی، صنفی و فرهنگی و اجتماعی و حذف تبعیض جنسی و مصادیق آن همچون تفاوت میان ورود و خروج به خوابگاه و میزان آزادی در نوع پوشش.
هم اکنون که شما به فکر امتحانات پایان ترم خود هستید گروهی از دوستان شما پشت دیوارهای زندان در انتظار آینده ای نا معلوم به سر می برند


از طرف 500 نفر از دانشجویان دانشگاه منابع طبیعی گرگان


نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

در پی تماس تلفنی دادستان بابل با خانواده آرش پاکزاد و اعلام اینکه آنها می توانند با آوردن وثیقه وی را آزاد کنند، خانواده آرش با در دست داشتن سند به آنجا مراجعه کرده اند. پس از انجام مراحل اداری و تأئید سند، و مراجعه به بازداشتگاه به آنها گفته شده که در فلان خیابان منتظر بمانند. پس از ساعتی انتظار، خانواده وی جویای وضعیت شده اند و مجددا به آنها گفته شده که به فلان میدان بروند و منتظر بمانند. اما پس از چند ساعت انتظار در هوای سرد هیچ خبری نشده است. خانواده وی دوباره وضعیت را جویا شده اند و با این پاسخ بی رحمانه مواجه شده اند که امروز دیگر ساعت اداری پایان یافته و بهتر است که آنها هم بروند. ظاهرا شکنجه های روحی خانواده ها نیز همزمان با آزار دانشجویان در بند بخشی از برنامه ی مسوولان در رابطه با این پرونده ها است. آرش پاکزاد هنوز در بازداشتگاه است.


نوشته شده در پنجشنبه ششم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |
بنابر اخبار رسیده شوانه مریخی دانشجوی علوم اجتماعی دانشگاه مازندران که پیش تر از زندان وزارت اطلاعات ساری به زندان بابلسر منتقل شده بود دیروز یکشنبه دوم مهر با قرار وثیقه ای چهار میلیون تومانی آزاد شد.در حال حاضر  آرش پاکزاد تنها دانشجوی دربند دانشگاه مازندران می باشد.
نوشته شده در سه شنبه چهارم دی 1386 توسط | لينك ثابت |

نیما نحوی دانشجوی دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که پس از مراسم ۱۶ آذر در بابلسر دستگیر شده بود و در طی این مدت در بازداشت وزارت اطلاعات در ساری بوده است، ساعت ۱ بامداد امروز (دوشنبه) از زندان بابل آزاد شد.

امروز دوستان نیما نحوی در دانشگاه بابل از او استقبال گرمی کرده و دانشجویان در سطح دانشگاه شیرینی پخش کردند.

ما هم آزادی نیما نحوی را به جنبش دانشجویی تبریک گفته و اطلاع می دهیم که جنبش تا آزادی بقیه ی یارانمان ادامه دارد.

زنده باد آزادی و برابری!

 


نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

رفیق عابد توانچه آزاد شد!

خبرنامه آزادی برابری


نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

مدتی است که وبلاگی تحت عنوان «کمیته هماهنگی دانشگاه بابل» شروع به کار کرده و تبدیل به یکی از سخنگویان «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» شده است.

همچنین اخبراْ این وبلاگ اقدام به انتشار یک بیانیه از سوی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب زده است که میتوانید آن را این جا بخوانید. بدین وسیله ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اعلام می کنیم که گردانندگان این وبلاگ برای ما مشخص نیستند و این وبلاگ از نظر ما هیچ رسمیتی ندارد.

در ضمن امیدواریم که گردانندگان این وبلاگ از این پس هیچ پستی از سوی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب منتشر نکنند.

دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه های ایران


نوشته شده در شنبه یکم دی 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |
» معرفی یک وبلاگ جدید
» وحید ولی زاده: شانزدهم آذر، قلب‏ها و مشت‏ها
» فوت دو دختر دانشجوی دانشگاه مازندران در خوابگاه دانشجویی
» گزارش مراسم 16 آذر دانشگاه مازندران
» تحصن در پلي تكنيك ادامه دارد
» سقوط یک دانشجو از آسانسور خوابگاه و تجمع هشت ساعته ی دانشجویان
» بازداشت چند تن از دانشجویان دانشگاه اصفهان
» قسمتی از دست نوشته های زندان رفیق عابد توانچه!
» مرگ يك كارگر گنبدی در هنگام تخريب ساختمان
» صدور 1سال حبس تعزیری برای حامد محمدی
» تجمع اعتراضی در استان گیلان!
» رفیق داوود باقری همچنان در زندان است!
» ضرب وشتم رفیق عابد توانچه
» مرگ 3 کارگر قائمشهري به علت خفگي در چاه
» احضار دانشجوی دانشگاه صنعتی بابل به دادگاه
» صدور 16 ترم تعليق از تحصيل و 30احضاريه براي دانشجويان تربيت معلم حصارك كرج
» تعداد دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب بازداشتی به 6 نفر رسید!
» تغییر آدرس سایت رسمی دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب
» تدفین شهدای گمنام در دانشگاه های مازندران
» آزادی برابری فیلتر شد!
» به دنبال قطع 15 ساعته برق در محله ستار بابل، اهالي اين محله مقابل اداره برق اين شهرستان تجمع كردند.
» رکود صنایع بعد از انقلاب
» دامداران در دام؛ نگاهي به بحران صنعت دام و دامپروري در مازندران
» اگر قلبتان برای آزادی میتپد، دست در دست ما بگذارید!
» درخواست بیش از 1400 نفر از فعالین دانشجویی، فرهنگی و اجتماعی برای آزادی داوود باقری
» بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه مازندران
» حامد محمدی به دادگاه انقلاب احضار شد!
» احضار 6 دانشجوي بابل به دادگاه
» 169مصوبه غير قانوني در شوراي شهر قائمشهر
» قتل دانشجوي 25 ساله در نوشهر