تبليغاتX
خبرنامه فعالین مازندران

دفتر تحکیم وحدت

سمند نقره ای

و ناکجا آباد سیاسی

 

چندی است که هجمه ی گسترده ای از سوی بسیاری از تریبون های لیبرالی و لیبرال-پرولتری (!) به سمت نیروهای چپ رادیکال آغاز شده است. این هجمه ها که اصولاً از دو طیف فوق الذکر جاری هستند، عمدتاً شامل نقدهای بی پایه و غیر سیاسی به جریان چپ رادیکال و همچنین تهمت ها و گاهاً ناسزاهایی کاملاً لومپنی به اعضای این جریان می شود که برای نمونه میتوان به آخرین شاهکار سایت سلام دموکرات علیه رفقای چپ رادیکال - آقایان سعید حبیبی و عابد توانچه - اشاره کرد. بدیهی است که نوک تیز نقد ما بیشتر به سوی جریانهای مجعولی است که خود را چپ میدانند. جریان تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی به عنوان جریان هایی با افق ضد مردمی و مرده نمی توانند مورد نقد واقع شوند.

هیستری موجود بین خرده فعالین سیاسی جامعه ی دانشگاهی برای گندپراکنی علیه پرسابقه ترین، رادیکال ترین و کارگری ترین جریان چپ موجود در جامعه ی ایران به واقع جای تعمق دارد. آقای بینا داراب زند سردبیر سایت سلام دموکرات درست زمانی هجمه ی رسانه ای اش را علیه چپ رادیکال عریان میکند که جند روز قبل تر، بیانیه ی انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک علیه چپها منتشر شده است. او با فحاشی سعی میکند عابد توانچه و سعید حبیبی را که از تاثیرگذارترین چهره های چپ در دانشگاه بوده اند لومپن خطاب کند و بدین ترتیب مأیوسانه سعی در تخریب جریان چپ رادیکال به نفع دیگر جریان های التقاطی و چپ نما از جمله چپ کارگری، چپ شورایی، چپ انقلابی (بخوانید چپ چریک) و هر چیز دیگر که چپ رادیکال نباشد (!)  دارد.

لومپنیسم سیاسی یعنی پیوستن آقای داراب زند از جبهه ی دموکراتیک به پهنه ی گل و گشاد جنبش چپ (هر چپی که چپ رادیکال نباشد)! بینا داراب زند عزیز که هنوز در تب و تاب پیش از انقلابی "خلق اوکساکا" غوطه میخورد، هنوز نتوانسته طی مقالات بیشمار، کوچک ترین موضع گیری ای را که نشان دهد او طرف داری چه استراتژی، چه تاکتیک و چه جریانی برای به دست گیری قدرت توسط کارگران انقلابی را بکند. او نمونه ی بی طبقگی سیاسی است. چپ رادیکال امروز صدای اعتراضات دانشجویی است و بر خلاف دیگر جریانات چپ دیگر حاضر نیست با جریانات اپوزیسیون حکومتی، دفتر تحکیم وحدت، انجمنهای اسلامی روی خط تحکیم و ... ائتلاف کند. چپ رادیکال با عنوان همگانی «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» مستقل از هر گونه چانه زنی سیاسی برای دست بردن به قدرت سیاسی است و روی پای خود می ایستد. اما برعکس، خوب میدانیم که اگر آقای داراب زند و سمند نقره ای اش نباشد، چند تا از جریانات انحرافی چپ کله پا می شوند و به سرعت منحل می گردند.

چپ شورایی، چپ کارگری و چپ انقلابی با اینکه همه از دل قدرت طلبی بنیانگذارانش نمو یافته اند، اما افقها و پلاتفورم های کاملا متفاوتی دارند. هر چند که این افقها را تنها میشود از معدود بیانیه هایی که روی اینترنت صادر میکنند و اخباری که روی اینترنت میزنند و موضع گیری هایی که روی اینترنت میکنند متوجه شد، اما به نظر نمیرسد که یک نفر یا حتی یک «هیأت تحریریه» بتواند به همه ی این جریانات سمپاتی داشته باشد. این جریانات جریاناتی هستند که دقیقاْ با دنباله روی از خط مشی لیبرال های دانشگاهی، جایشان تنها و تنها روی اینترنت است و بس.

چپ رادیکال مجرای اصلی تحرکش را بین توده های مردم می بیند. طبقه ی کارگر نخستین متحد استراتژیک چپ رادیکال است. چپ رادیکال، رسانه های جمعی را تنها ابزاری برای پیشبرد اهدافش میداند. چپ رادیکال از دل نقد چپ سنتی (همان چیزی که این روزها در قالب چیزی به نام چپ انقلابی به وجود آمده) و همچنین تلاش برای ساختن جهانی بهتر و امن تر برای زیست بشر رشد یافته و پلاتفورم تحرک آن، اتحاد همه ی جنبشهای مترقی جامعه از جمله جنبش کارگری، دانشجویی و زنان است.

بدین وسیله، ما اعضای تحریریه خبرنامه فعالین مازندران، برائت خود را از همه ی این تهمت ها و ناسزا ها (که هر خواننده ای تنها با رویت گوشه ای از آنها میتواند پی به مضحک بودنشان ببرد) که از سوی انجمنهای اسلامی، دفتر تحکیم وحدت و سایت هایی از جمله سلام دموکرات و ... پخش میشوند، اعلام مینماییم و پاسخ اصلی را واگذار میکنیم به رفقایی که به طور جزئی تر زیر این تهمت ها قرار گرفته اند. (نک. نوشته ی رفیق توانچه در مورد این اتهامات و هویت این جریانات) در ضمن اعلام میکنیم که چپ رادیکال هوچی گر نیست که نیاز داشته باشد به حماقت های برخی دوستان در اینترنت پاسخ دهد. انقلاب در خیابانها رقم میخورد.

تحریریه خبرنامه فعالین مازندران


نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

پايگاه اينترتي «تبيان» اعلام كرده است كاربران اينترنتي مي‌توانند مطالب اين پايگاه اسلامي را بر روي تلفن همراه خود مشاهده و از سرويس‌هاي مختلف آن استفاده كنند.
امكان مشاهده مطالب سايت از طريق سرويس gprs برروي تلفن همراه، به وسيله بخش فني سايت ايجاد شده است. البته از آنجايي كه تنها سرويس gprs توسط اپراتور اول تلفن همراه (ايرانسل) ارايه مي‌شود، در حال حاضر تنها مشتركين ايرانسل مي‌توانند از طريق گوشي موبايل خود به پايگاه اينترتي تبيان مراجعه كنند.

اين پايگاه اعلام كرده است: به زودي اين سرويس توسط شركت ارتباط سيار (همراه اول) نيز ارايه خواهد شد و محدوده وسيع‌تري از كاربران مي توانند سايت تبيان را از طريق گوشي موبايل خود مشاهده كنند و براي صرفه جويي در هزينه، نسخه موبايل بسيار كم حجم‌تر از نسخه اصلي سايت طراحي شده و تنها دسترسي به آن از طريق موبايل امكان‌پذير است.


نوشته شده در چهارشنبه سی ام آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |


نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

مدیر کل هماهنگی امور اقتصادی استانداری مازندران با بیان این مطلب که هم اکنون 110 هزار بیکار مطلق ، 55 درصد شهری ، 45 درصد روستايی در استان وجود دارد گفت : هر سال 45 هزار نیروی جویای کار به نیروهای جویای کار استان اضافه می شود . 

**********

شمال نیوز: مديركل بازسازي و حوادث غير مترقبه مازندران گفت: ظهر امروز مناطق جنگلي دوآب شهرستان سوادكوه طعمه حريق شد.

بهزاد پورمحمد در سوادكوه افزود: اين آتش سوزي در مناطق صعب‌العبور منطقه دوآب سوادكوه به وقوع پيوسته است.


نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |
 

سایت حکومتی فردا:محمود احمدی نژاد در جریان سفر اخیر خود به استان خراسان جنوبی در جمع مرددم بیرجند در سخنانی که بخشی از آن توسط خبرگزاری های رسمی منتشر نشد به شدت به "کسانی که شیوه ی مردمی دولت و رییس جمهور را تمسخر می کنند"انتقاد کرد .

احمدی نژاد در بخشی از سخنان خود فهم این افراد را کمتر از بزغاله توصیف کرد!!!


نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان 1386 توسط | لينك ثابت |
بنابر نظر سنجی جدید،حمله به ایران از طرفداران کمی در اروپا برخوردار است.

به گزارش سرویس بین الملل «فردا» و به نقل از بلومبرگ، یک نظرسنجی که در 5 کشور اروپایی و آمریکایی صورت گرفته است؛ نمایانگر حمایت کم از استفاده از گزینه های نظامی علیه ایران برای توقف برنامه هسته ای ایران است.

بنابر این گزارش، نظرسنجی «هریس» نشان می دهد 8 درصد از پاسخ گویان در فرانسه، 7 درصد در آلمان، 8 درصد در ایتالیا و 8 درصد در اسپانیا، یازده درصد در انگلستان و 21 درصد در آمریکا؛ به استفاده از زور علیه ایران اعتقاد دارند.

در عین حال، تلاشهای دیپلماتیک برای جلوگیری از هسته ای شدن ایران در فرانسه 50 درصد، 51 درصد در آلمان، 52 درصد در ایتالیا، 53 درصد در اسپانیا، 44 درصد در انگلستان و 36 درصد در آمریکا طرفدار دارد.

در بخشی دیگر از این نظر سنجی، 90 درصد فرانسوی ها مانند 75 درصد آلمان و 82 درصد ایتالیا ها و 84 اسپانیا ها و 82 درصد انگلیسی ها و 67 درصد آمریکایی؛ حامی خروج نیروهای نظامی از عراق هستند.

این نظرسنجی برای تلویزیون 24 فرانسه و روزنامه هرالد تریبیون از 3 تا 15 اکتبر از بین 6645 نفر 16 تا 64 ساله در 6 کشور فوق صورت گرفته است. درصد خطای این نظرسنجی اعلام نشده است.


نوشته شده در جمعه هجدهم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

 

    پدر، پدر کارگر چشم انتظار چه هستی ؟

    که زراندوزان

    شامی به تو و فرزندانت خیرات کنند ؟

    که بت پرستان

    در آن دنیا منجیت شوند ؟

    که حیوان صفتان

    برای زن و فرزند بیمارت دل بسوزانند ؟

   «که ببرها از سر مهربانی

    دعوت تان کنند که دندانهاشان را بکشید ؟»

    آری کارگر؛ چشم انتظار این هستی ؟

 

                      پدر کارگر مشتت را گره کن

                      زنجیرهایت را پاره کن

                      فریادت را سر ده

                      گلوی سرمایه را پاره کن!

 

 

    پدر تلوزیون را رها کن

    مگر از یانگوم چه می آموزی

    که چگونه نوکری کنی!؟

   چرا به قلب بیمارت نگاه نمی کنی

   چرا به کلیه سنگ سازت

   چرا به حواس پرتت

   چرا به چشمان ضعیفت

   چرا به پای آسیب دیده ات

   چرا به پینه های دستت

   نگاه نمی کنی؟ هان ! چرا ؟

 

   پدر چرا نینا را نمی خوانی

   چرا خوشه های خشم و خرمگس را نمی خوانی؟

   کارگر سرمایه ِ مارکس را بخوان

   کارگر چه باید کرد لنین را بخوان

 

                    پدر کارگر مشتت را گره کن

                    زنجیرهایت را پاره کن

                    فریادت را سر ده

                    گلوی سرمایه را پاره کن!

                   

   تو چرا یک گوشه نشستی

   مادر چرا بی حوصله ای

   دیابت را بهانه مکن

   فشار خون را بهانه مکن

   انگشت قطع شده از قند بالا

   شکم گرسنه را بهانه مکن

   آینده ی فرزندان را بهانه مکن

   بلند شو !

   آن مزخرفات را به کناری رها کن

   من به تو سواد آموختم تا

   آزادی زنان را بخوانی

   مادر

   بلند شو !

   بایست !

                پدر کارگر را یاری کن

                مشتت را گره کن

                زنجیرهایت را پاره کن

                فریادت را سر ده

                گلوی سرمایه را پاره کن!

 

 تو دگر چه می گویی فرزند

    تو چرا چنین خاموشی

    مگر از دروست چه می آموزی ؟

    که چگونه بهتر در خدمت سرمایه باشی ؟

    که چگونه پدر و مادرت کارگرت را استثمار کنند؟

   که چگونه بدون آنکه آنان بفهمند لهشان کنند؟

   فرزندکارگر در چه توهمی به سر میبری

   مگر به کجا خواهی رسید در این کاست پنهان

  به کجا ؟

 

                      کارگر فردا، مشتت را گره کن

                      زنجیرهایت را پاره کن

                      فریاد خونینت را سر ده

                      گلوی سرمایه را جر ده

                      چرخ استثمار را له کن

                      ریشه ی سرمایه  را بخشکان.

 

میلاد معینی - http://faryadekhonin.blogfa.com

 


نوشته شده در پنجشنبه هفدهم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

عبدالله عباسی جوان استاد معماری دانشگاه شهید رجایی و فعال سیاسی آذزبایجانی که ازتاریخ 28/5/86در بند 209 زندان اوین به سر می برد زیر شکنجه مامورین وزارت اطلاعات دچار سکته شده و نیاز فوری به پزشک دارد.

خانواده عباسی جوان در جریام ملاقات با وی متوجه آثار شکنجه روی بدن وی شده اند و به گفته برادرش وی حدود 30 کیلوگرم کاهش وزن پیدا کرده است.

عباسی جوان به برادرش اطلاع داده که در جریان بازجویی و زیر شکنجه بازجویان وزارت اطلاعات دچار سکته شده و نیاز فوری به پزشک دارد.  
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386 توسط | لينك ثابت |

این نامه دلمشغولی های رفیق عابد توانچه است که موجد آن بیانیه ی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر علیه طیف چپ دانشگاه ها بوده است که از وبلاگ شخصی وی آورده شده است.

 

 

 

سعید تو می گوئی نه ! اما خودت نگاه کن به این آشفته بازار. به این غورباقه های ابوعطا خوانی که که هنوز آب سربالا نرفته صدایشان گوش فلک را کر کرده است. به تمام این اتهامات وارونه. به عوض شدن جای شاکی و متهم.

 می بینی سعید؟ یکی را پول مسموم کرده ، دیگری را شهرت ، دیگری را حماقت و آن یکی را کینه ها و عقده ها. من می دانم سعید . تو هم می دانی. همه ی آنانکه باید بدانند می دانند. ما خوب می دانیم. خوبتر از هر کس دیگر. ما ریشه ها را دیده ایم ، بی ریشه گی ها را هم . چرا نه سعید؟ چرا باید ساکت بود؟ چرا باید سکوت کرد و خون جگر خورد؟ آیا حتی اگر اسلام سیاسی هم نابود شود با این جماعت می توان ساخت و چیزی را ساخت؟ تو می گوئی زمان مرد را از نامرد تمیز می دهد ولی من می ترسم سعید! می ترسم که در این زمان نامردان مردان را از دم تیغهاشان بگذرانند و تو باز هم می گوئی نه.

سعید ما زیر و زبر تحکیم را می شناسم. تمام زد و بندهایش ، تمام بی اخلاقیهایش ، تمام آخورهایش و تمام قربانی هایش را. مگر نه اینکه ما بیشتر ار هر کسی کثافتکاری سیاسی اینها را علیه خود دیده ایم. باز هم باید ساکت باشیم ببینیم و دم نزنیم؟

من نویسنده ی تک تک بیانیه های سفارشی را می شناسم. من خشت یه خشت افکاری که این کاخ حماقت را آراسته اند می شناسم. چرا ما نباید بگوئیم که در این بازار مکاره چه می گذرد؟

 

سعید باید ساکت بود و دید چگونه کسانی که حرمتی برای انسان ، حقیقت ، برابری و آزادی قائل نیستند در پناه نامها مخفی شوند و حلوای دانشجویان دربندی را بخورند که زمانی به رفتارهای کثیف اینان معترض بودند؟ باید بیانیه های جعلی را دید ، تقلب در صندوقها را دید ، محفل تخت طاووس را دید ، سمپاشیها را دید، زد و بندهای با حراست و کمیته ی انظباطی را دید ، سازشکاریها را دید ، کد دادن ها را دید و آخورها را دید و باز ساکت بود؟ سعید می دانی کسی که مقاله ی  « دست مریضاد *بوش را نوشت » را در پلی تکنیک علم کرد و مسخره ی همگان شد امروز کارش به جائی کشیده که  فرمان مقابله با چپ می دهد و طرح احمقانه ی 16 آذر لیبرالها را طراحی کرده؟

 

پدر خواندگان تحکیمی از حقوق بشر، آزادی بیان ، آزادی خواهی و ... حرف می زنند و آن وقت تو از احضارهای پیاپیت  چیزی می گوئی و می خواهی من نگویم که مدرک بازجویم برای اثبات ارتباط من با سندیکای شرکت واحد ، نشریه نوچه ی فلان تحکیمی رفراندومی بود؟ می خواهی که من از نگویم هنگامی که یک یک انجمنی های پلی تکنیک را گرفتند و مجموعه بی صاحب ماند ، کسی آمد به لطف e_mail ای که از مجموعه دزدیده بود بیانیه جعل کرد و خط راه انداخت؟ می خواهی من نگویم طیفی که پنج نفر از اعضای انجمن را به خاطر همین میل از مجموعه اخراج کردند هم اکنون خودشان سایت انجمن را تبدیل به وبلاگ شخصی خود کرده اند؟ توقع داری از انجمنی که انتخابات ریاست جمهوری را تحریم کرد و اعضایش از اتاق فکر  ستاد مشارکت و کارگزاران سر در آوردند چیزی نگویم؟

سعید اینها ما را متهم می کنند که برنامه ی 16 آذر 85 را به هم زده ایم و شما ساکت مانده اید و از چاپخانه ی مشارکت و بولتنها و آن جلسات و التماسها و خواهش ها  چیزی نمی گوئید؟ از حمله به نمایشگاه کتاب و چاقو کشیدن برای بچه های ما چیزی نمی گوئید؟ از دزدی بلندگو و شکستن درب و خالی کردن کمدها چزی نمی گوئید؟

سعید در روز روشن به دستبوس کروبی می روند و می خواهند برای نجات خود ، چپها را زیر ضرب ببرند. آن وقت تو می خواهی من نگویم که در آن شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکنیک کسانی بودند که دانشجو نبودند و کسانی بودند که پلی تکنیکی نبودند؟ یادت هست که شیخ مهدی کروبی که بدعت حکم حکومتی را وارد مجلس کرد و یک تنه دستور آقا را برای رد اصلاح قانون مطبوعات اجرا کرد در همان جلسه فرمودند که: « ممکن است یک مارکسیست این کار را کرده باشد.»

 

تکلیف این جماعت که روشن است . بگذار در این نفسهای آخر خود کارنامه ی سیاه خود را سیاهتر کنند اما سعید از خوره هایی که به جان چپ افتاده است چرا چیزی نگویم؟

از نوچه ی فرخ نگه دار که اکنون ادعای بزرگی جریان چپ را دارد و هر روز بدعتی تازه و پرژه ای تازه تر را رو می کند. از جمع 5 نفره ای که پنج فاکتوریل گروه و دسته و محفل از دلشان بیرون آمده است . از فرصت طلبی ها و ادعاهای کذب ، از کدهایی که تقدیم لیبرالها کردند ، از ترسوهایی که در هر کار زاری به سوراخهای امن خود می خزند و بعد از آرام شدن طوفان حلقومشان به اندازه ی تمام  وبلاگها ،سایتها و رادیوها باز می شود. از سایتهایی که کانون درگیریها و تفرقه ها شده اند. از ...

 

سعید هر روز آواره ی این شهر و آن شهر هستیم برای پیدا کردن کسی و کمک کردن به کس دیگری. هر روز ترس از ماشینها ی پشت سر  و آدمهای دور برمان جان به لبمان می کند . هر روز اخراج کسی و بیکاری دیگری. هر روز احضار و بازجوئی و سر شاخ شدن با حاکمیت . هر روز امید دادن به جوانها و پیر شدن خود ما که هنوز جوانیم. هر روز دشنه ای که از پشت به بدن می نشیند. هر روز حماقت تازه ی آدمهای پرتی که گریبانگیر همه می شود. هر روز نامی تازه و نیرنگی تازه تر . هر روز ...

و ما هر روز مجبور به جنگیدن و جنگیدن و جنگیدن.

 خسته نیستم سعید اما دیگر نمی خواهم که ساکت باشم و ببینم که حماقت تبدیل به فضیلت می شود. 

 

* با پوزش  این کلمه در اصل بیانیه همینجور نوشته شده بود! 


نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

 

امروز دغدغه‌ی اصلی همه‌ی فعالین آزادی‌خواه و برابری‌طلب، ایجاد محمل‌هایی برای فعالیت آزادانه‌ی طبقات مختلف مردم و قشرها برای رسیدن فوری به مطالباتشان است. جنبش کارگران، دانشجویان، معلمین و ... برای بازگشت همه‌ی جنبش‌های مردمی به خوی انقلابی طبقه‌ی کارگر برای ایجاد تحولی گسترده و رادیکال، نیاز به ارتباطات در هم تنیده‌ی مردمی، جهانی، رسانه‌ای و غیرایدئولوژیک دارد. بنا بر اهمیت این قضیه در حوزه‌ی دانشجویی، سعی می‌کنیم مسأله را با دیدی عمیق‌تر و تحلیلی اجمالی از تاریخ جنبش دانشجویی بسط کوتاهی دهیم. پر واضح است که این مقاله، گره‌ای خام از تفکری مترقی (و البته کهنسال) را بدست می‌دهد و تلاش خبرنامه‌ی فعالین مازندران بر شرکت دیگران در این بحث و بازکردن بیشتر آن می‌باشد.

 

جنبش دانشجویی رادیکال‌شده در ایران از سال 1382 روندی به سوی اندیشه‌های چپ و سوسیالیستی را به موازات حضور اندیشه‌های لیبرالیستی تحت عناوین دفتر تحکیم وحدت (با تغییرات جزئی و کلی در خط مشی) و انجمن‌های اسلامی وابسته و غیروابسته به دفتر تحکیم را آغاز کرد. سوسیالیسم در حوزه‌ی دانشگاه هنگامی ظاهر شد که کناره‌گیری رسمی اصلاحات از حوزه‌ی سیاست به فاز تثبیت می‌رسید و این فاز تثبیت در سردرگمی دفتر تحکیم وحدت در تغییر خط مشی و معرفی نسخه‌های متنوع و صدالبته بی‌ریشه و آزموده‌نشده‌ی «سوسیال دموکراسی»، خود را بیشتر نشان می‌داد.

 

دفتر تحکیم وحدت به عنوان پدرخوانده‌ی جنبش دانشجویی، خود را در کنار پدیده‌ای دید که با موضع‌گیری شفاف نسبت به حاکمیت، دخالت ابرقدرت‌های خارجی در تعیین سرنوشت مردم و نسخه‌های پیشاموجود چپ سنتی و بسیاری سازمان‌های سیاسی چپ در ایران، مشی رادیکال و حافظ منافع طبقه‌ی کارگر را دنبال می‌کرد. انحصار فعالیت تشکیلاتی در سطح دانشگاه و حوزه‌ی سیاست با حضور «جنبش چپ» همان‌طور که در 16 آذر 1385 شاهد آن بودیم از دست تحکیم وحدت خارج شد و بار دیگر پس از سالیان دراز شاهد بازتولید فضای فکری و عملیاتی سوسیالیستی (به صورت سراسری) در دانشگاه‌ها بودیم. دفتر تحکیم فوراً و شدیداً نسبت به حضور دوباره‌ی چپ در دانشگاه واکنش نشان داد. این واکنشها شامل انواع فحاشی به فعالین چپ، اتهامات سیاسی زدن و حتی درگیری فیزیکی رخ نشان داده است. این جریان با پشتوانه‌ی چند روشنفکر لیبرال و اصلاح‌طلب سعی در بازپس‌گیری حوزه‌ی فعالیت به نفع انجمن‌های اسلامی و حاکمیت اپوزیسیون قانونی رژیم داشت به طوری که سیل مقالات علیه جریان چپ در نشریات وابسته به این تشکیلات حضور پیدا کرد؛ فعالین چپ از انجمن‌های اسلامی به طور غیرقانونی اخراج شدند و چهره‌های آشنای چپ از پروسه‌ی تشکیلاتی و تصمیم‌گیری‌های دفتر تحکیم به کناری گذاشته شدند. جریانی که خود را حامی «دموکراسی» و «آزادی» می‌دانست، بدین‌صورت برای حفظ وضعیت موجود تلاش کرد و در نهایت کارنامه‌ی سیاسی‌اش را از حضور چپ‌ها (که آنان را استالینیست خطاب می‌کرد) تطهیر داد و بدین‌شکل ایدئولوژی توتالیتری را به دانشجویان معرفی کرد که همیشه معتقد بود یک حرکت اصیل دانشجویی باید فاقد آن باشد!

 

تحلیل عملکرد دفتر تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی را به زمانی دیگر می سپاریم.

 

خیلی قبل‌تر تشکل‌های آزاد دانشجویی همانند تشکل‌های کارگری مورد هجوم و سرکوب حاکمیت قرار گرفت و این به دلیل کار کنکرت و سازمان‌یافته‌ی دانشجویان و کارگران در قالب تشکیلات و سازمان بود. انسان‌های جدا از هم، حتی اگر یک فکر را در سر بپرورانند، خطر مهلکی را برای اقلیت ستمگر نخواهند داشت. در ضمن برای یک تشکل ساده‌تر است که به تشکل دیگر بپیوندد و با آن عمل مشترک داشته باشد.

 

با رکود افکار آزادی‌طلبانه (البته به شیوه‌ی معرفی شده در خط فکری فعالین دفتر پیر تحکیم وحدت)، نیازی به ایجاد تشکل‌های آزاد مستقل از حاکمیت دوباره قد علم می‌کند. آزادی‌خواهی و برابری‌طلبی در سطح جنبش، هنوز در نقصان به سر می‌برد و تشکل‌های آزاد جایی قرار گرفته‌اند که همبستگی پراگماتیک دانشجویان را نمادی باشند. با توجه به سابقه‌ی تاریک تشکل‌های سابقاًموجود دانشجویی در جهت حفظ عقلانی وضع موجود (!) و چانه‌زنی‌شان برای باج‌گیری از حاکمیت، تشکیلات آزاد دانشجویی قاعدتاً بایستی رویکردی دیگر را برگزینند. در میان کارگران، آن‌چه رادیکالیسم این طبقه را پنهان می‌کند، رویکرد سندیکالیستی و اصلاح‌طلبانه‌ای است که به این شرط تداوم می‌یابد که دستی به توازن قوای موجود نزند. تشکل‌های دانشجویی هرچند که قادر نیستند به اصالت جنبش کارگری باشند، رادیکالیسم آن را کپی کنند و در نهایت تحولی بنیادین در جامعه ایجاد کنند؛ اما به عنوان نماینده‌ی آزادی‌خواهی و برابری‌طلبی در قسمتی از جامعه، باید بتوانند اساس‌نامه‌ای رادیکال و محکم برای حمایت از نیروهای رادیکال تحول‌خواه در جامعه داشته باشند و نماینده‌ی طبقات تحول‌طلب و تثبیت‌شده‌ی درون جامعه باشند.


نوشته شده در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |
معرفی دو وبلاگ:

آریایی، ایرانی، اصیل، فاشیست، طرفدار نژاد پاک آریایی و ...

اردوگاه مرگ

http://www.hitlernaska.blogfa.com

http://auschwitz.blogsky.com/


نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

به دلیل بارندگی شدید در بابل، امروز کلاس ها و ساختمان اداری دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل به حالت تعطیل و نقاطی از شهر بابل به حال تعطیل در آمد.

 

 

 

 

 


نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

بنابه گزارشات رسیده آقای پدارام رفعتی از فعالین دانشجوئی امیر کبیر صبح امروز توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به نقطۀ نامعلومی انتقال داده شد.آقای رفعتی در جریان اعتراضات دانشجوئی علامه دستگیر شد  که پس از مدتی آزاد شد در طی سالیان گذشته همواره تحت فشارهای متعدد از طرف نهادهای سرگوبگر مستقر در دانشگاه بود و در طی دوران تحصیل چند بار او رااز ترم تحصیلی تعلیق کردند .


نوشته شده در یکشنبه سیزدهم آبان 1386 توسط | لينك ثابت |
دیشب، دانشجویان معترض به وضعیت امکانات اولیه ی موجود در خوابگاه دانشگاه مازندران (بابلسر) اقدام به تجمعی اعتراض آمیز کردند.

دانشجویان معترض از نبود آب آشامیدنی مناسب و همچنین ادامه ی عملیات ساختمانی در خوابگاه که آسایش را برای دانشجویان خوابگاهی مختل کرده است گله کردند. همچنین آقای "برقی" مسئول مجتمع خوابگاهی نواب صفوی در این تجمع شرکت کرده و به دانشجویان گفت که سعی میکند این مشکلات به زودی مرتفع شود.

این تجمع صد نفره نیم ساعت ژس از تشکیل خاتمه یافت.


نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

بنا به اخبار رسیده، روزبه رحیمی دانشجوی چپگرای در بند دانشگاه چمران اهواز و سردبیر نشریه ی توقیف شده ی آلترناتیو ساعاتی پیش آزاد شد.

آزادی وی را به جنبش دانشجویی تبریک می گوییم.


نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

 

دانشگاه به ظاهر حریم امنیست و خوابگاه های دانشجویی زیر نظر دانشگاه نیز حریم به ظاهر امن تر و حراست یعنی نگهبانی ...نگهبانی این حریم .ولی فقط چند ساعت پیش بود که شنیدم  نیروهای حراست دانشگاه مازندران به خوابگاه دانشجویی پسران یورش برده و به منظور یافتن بیانیه و امثال آن  به بازرسی تک تک اتاق های این خوابگاه پرداختند .این بازرسی ها هنوز هم ادامه دارد  یعنی تا این ساعت.

چند روز پیش رییس جدید دانشگاه مازندران به منظور بازدید از اوضاع خوابگاهها به صورت سرزده وارد خوابگاههای دانشجویی شدند تا بدین ترتیب با اوضاع و احوال این خوابگاهها و مشکلات آن با خبر شوند و امروز نیروهای حراست سرزده وارد خوابگاه می شوند  و هر اتاقی را که بخواهند مورد جست و جو قرار می دهند.فکر کنم چیزی که این وسط اصلا جایی برای صحبت ندارد و شاید که چه عرض کنم  اصلا مهم نیست همین آسایش و امنیت دانشجویان است.نگهبانی را این وسط خیلی خوب فهمیدم:جستجو برای یافتن اطلاعات به هر قیمتی که هست حتی برهم زدن نظم خوابگاه و ایجاد فضای وحشت.


نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386 توسط | لينك ثابت |

هفت دانشجوی دانشگاه اهواز هنوز در زندان هستند

(برای آزادی روزبه رحیمی، جوادعلیخانی، مهدی معصومی، راعی نیکزاد، جواد توللی، محمدرضا جعفری و سیامک مومنی)



علاوه بر پنج نفری که در روزهای گذشته دستگیر شده اند محمدرضا جعفری و سیامک مومنی از دانشجویان دانشکده ی مهندسی هم طی دو روز گذشته احضار و دستگیر شده اند.همچنین شنیده شده است که یکی از دانشجویان دانشکده ی اقتصاد هم احضار شده که نام ایشان برای ما مشخص نیست.

به این ترتیب جمع دستگیر شدگان به هفت نفر رسیده است.در پی مراجعه ی خانواده های دستگیر شدگان به آن ها قول داده اند که تا پایان این هفته دانشجویان دستگیر شده آزاد خواهند شد.

از طرف دیگر رفتار خشونت آمیز ماموران اطلاعات با احضار شدگان این احتمال را قوت می بخشد که دانشجویان زندانی تحت شکنجه و انواع رفتارهای خشونت آمیز قرار گرفته باشند.

از همه ی دوستان تقاضا داریم در صورت به دست آوردن هر گونه خبری در قسمت نظرات این وبلاگ که برای یاری دوستانمان در اهواز ایجاد شده است خبر را به اطلاع همگی برسانند.

جمعی از دانشجویان دانشگاه چمران اهواز

۶/۸/۸۶

www.chamran-ahwaz.blogfa.com


نوشته شده در یکشنبه ششم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |





نوشته شده در شنبه پنجم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

بیانیه شماره 4 دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه مازندران درباره وقایع اخیر دانشگاهها

 

 

در هفثه اخیر شاهد آن بودیم که به دلیل مدیریت قیم مآبانه وزارت علوم وروسای انتصابی برخی دانشگاهها و همچنین هم پیمان بودن حراست با نیروهای امنیتی– اطلاعاتی کشور اوضاع تعدادی از دانشگاههای کشور آشفته شده و دانشگاهها دوباره به صحن پادگانها تبدیل شده اند.

 

6 تن از دانشجویان چپ دانشگاه چمران اهواز: روزبه رحیمی، جواد علیخانی، مهدی معصومی، جواد توللی، راعی نیکزاد و فاطمه فرهادی پس از برگزاری نمایشگاه کتاب، با همکاری رییس دانشگاه، ریاست حراست ونیروی اطلاعات – امنیت کشور و به دلیل اقدام علیه امنیت ملی!!! در روزهای ابتدایی آبان ماه دستگیر وروانه بازداشت در جای نامشخصی شده اند.

 

زهرا بنی عامری دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی همدان که پس از دستگیری توسط نیروهای امنیتی، در هفته  مقدس!!! نیروی انتظامی روانه بازداشت شده و در بازداشتگاه اقدام به خودکشی نموده.

 

دانشگاه قزوین نیز در هفته اخیر شاهد تجمع های اعتراض آمیز نسبت به نصب دوربین( از امراض واگیر دار مدیران دانشگاهها )، وضعیت خوابگاه، فشار حراست، کنترل پوشش دختران و... بوده که همگی از بی لیاقتی های ریاست دانشگاه می باشد.

 

در دانشگاه امیر کبیر تهران دانشجویان چپ رادیکال با پلاکاردهای همیشه سرخ خود در اعتراض به احکام صادر شده توسط قوه قضاییه برای سه تن از فعالین دانشجویی که از دو تا سه سال حبس می باشد،  تجمع اعتراض آمیزی را برگزار نمودند که پس از آن تعدادی از دانشجویان بیرون از صحن دانشگاه توسط لباس شخصی ها دستگیر شدند.

 

بار دیگر شاهد آنییم که در سال تحصیلی جدید روسای عالی منصب و پاسبانهایشان دست یاری را به سمت نیروهای امنیتی دراز کرده و قصد دارند فضای دانشگاه را بسان نبردگاههای جنگ تبدیل کرده و فضای نظامی را در داخل دانشگاه حاکم کنند.

 

ما آنان را از صفوف محکم و به هم پیوسته دانشجویان بر حذر می داریم.همانطور که در سال گذشته شاهد وقایع دانشگاه مازندران بودیم، اتحاد سراسری دانشجویان باعث شد حاکمیت در واکنش به آن عقب نشینی کرده و آزادی دانشجویان محقق شود، وهمچنین این اعتراضات منجر به برکناری رئیس اسبق دانشگاه مازندران، و رئیس سابق دانشگاه نوشیروانی بابل شد. لذا در این راستا تنها راه مبارزه با اینگونه تعرضات را اتکا به صفوف محکم و مستقل و به هم پیوسته بدنه دانشجویی می دانیم.

 

ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاه مازندران از هم اکنون آمادگی خود را اعلام کرده و صریحا بیان میکنیم ما خواستار:

 

1) استعفای هر چه سریعتر وزیر علوم

2) آزادی بدون قید و شرط دانشجویان دانشگاه چمران اهواز

3) آزادی دانشجویان دانشگاه امیر کبیر از زندانهای سیاسی

 

هستیم.

 

 

 

زنده باد آزادی و برابری

 


نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

ضرب وشتم دانشجویان دانشگاه اهواز توسط ماموران اطلاعات


احضارها همچنان ادامه دارد و دامنه ی آن به میان ِ کارمندان ِ دانشگاه هم کشیده شده است . خانم ِ " موزرم نیا " از کارمندان ِ اداره ی امور فرهنگی دانشگاه چمران امروز پنج شنبه ساعت 9 صبح خود را به ستاد خبری اطلاعات معرفی کرد و پس از چند ساعت بازجویی آزاد شد . فاطمه فرهادی و زهرا ابراهیمی امروز پنج شنبه ساعت 9 صبح به ستاد خبری اطلاعات مراجعه کردند . زهرا ابراهیمی پس از مدت کوتاهی آزاد شد اما فاطمه فرهادی تا ساعت 15:30 بعدازظهر در بازداشت بود و تحت بازجویی قرار گرفت . همچنین روز شنبه ساعت 9 صبح هم وی باید مجددا خود را به ستاد خبری معرفی کند . رفتار ماموران ستاد خبری با دانشجویان ِ احضارشده بسیار وقیحانه بوده و به ضرب و شتم آنان نیز پرداخته اند .

از وضعیت دیگر دستگیرشدگان هنوز خبر جدیدی منتشر نشده است و همچنان از محل ِ نگهداری و چگونگی رفتار با آنان کاملا بی خبریم و ستاد خبری اطلاعات هیچ گونه اهمیتی به خواسته های خانواده های دستگیرشدگان نمی دهد .

برای ما کاملا واضح و روشن است که بداندیشان تصمیم گرفته اند به هر ترفندی که شده دانشجویان ِ دستگیرشده را متهم به عملی ناکرده کنند .

از این طریق دوباره از همه ی آزادی خواهان و برابری طلبان ِ ایران و جهان و دانشجویان ِ دانشگاه چمران اهواز و دیگر دانشگاه های ایران تقاضا داریم برای آزادی دستگیرشدگان ما را یاری دهند .



جمعی از دانشجویان دانشگاه چمران اهواز

3/8/86

www.azadichamran.blogfa.com


نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

ديروز براي دومين بار طي هفته جاري، كارگران نساجي شماره 3 طبرستان در اعتراض به آنچه تضييع حقوق خود مي‌خوانند در مقابل فرمانداري اين شهر تجمع كردند.

اين كارگران كه تعدادشان به حدود 50 نفر مي‌رسيد، از وضعيت حقوقي و شغلي خود ناراضي بودند.

يكي از كارگران تجمع كننده در اين خصوص گفت: ما كه 5 ماه است حقوق و دستمزد دريافت نكرده‌ايم از ساعت 10 صبح ديروز خواستار ملاقات با فرماندار قائم شهر شده‌ايم.

تعدادي از اين كارگران از روند احيا و بازسازي كارخانجات نساجي قائم شهر گلايه داشته و معتقد بودند اين كار با هدف ايجاد شغل براي كارگران صورت نمي‌گيرد و به تضييع حقوق آنان مي‌انجامد.

يكي ديگر از اين كارگران گفت: پرداخت حقوق تعدادي از آنان به عنوان يك وسيله قرار گرفته است تا كارگران را مجبور به انتقال به واحد ديگري نمايند.

وي در ادامه اظهار داشت: در حال حاضر فرسودگي و نبود امكانات كافي در كارخانه تلار كه برخي كارگران را به آنجا منتقل كرده‌اند، يكي از دلايل كارگران براي عدم حضور در اين كارخانه است و به دليل نبود فضاي كافي و عدم اشتغال در آن مكان چه بسا چند ماه ديگر همين تعداد را به بهانه عدم توليد و هزينه سنگين حقوق اخراج كنند.

وي افزود: تجمع اين كارگران در حمايت از اشتغال به عنوان تنها اميد قائم شهر صورت مي‌گيرد به طوري كه پس از تعطيلي كارخانجات نساجي قائم شهر، افراد بسياري بيكار و به مشاغل كاذب روي آوردند.

كارگران تجمع كننده نساجي را مايه اميد و نماد اشتغال و روزي در شهر خود مي دانند و معتقدند در طي 12 سال گذشته اين كارگران بارها تجمع كرده و خواستار احيا اين صنعت مادر و قديمي در قائم شهر شدند اما هر روز وضعيت اين كارخانجات رو به افول مي رود.

یکی از کارگران اظهار داشت: با پرداخت نكردن حقوق و مزاياي كارگران و جمع كردن آنان در يك واحد كوچك ، فرسوده و فروش اموال، زمين ها و دارايي‌هاي كارخانجات يك شهر نمي توان آن را احيا كرد.

كارگري ديگر دلايل مخالفت خود را در انتقال به واحد ديگر اين گونه بيان داشت و افزود: بارها به همين بهانه و به طرق مختلف كارگران را به بيمه بيكاري فرستادند اما با پايان يافتن مدت آن، واحدها با كاهش و فرسودگي دستگاهها مواجه شدند، بارها با پرداخت هاي مقطعي با مبالغ هنگفت بسياري از كارگران بيكار شدند در حالي كه اين مقدار مي‌توانست در قالب توليد و اشتغال كمك‌هاي شاياني به شهر و صنعت آن نمايد.

نساجي طبرستان اولين كارخانه نساجي شهرستان قائم شهر در سال 1310 تاسيس گرديد و از طريق سود حاصل از آن 4 واحد نساجي ديگر و يك كارخانه پنبه پاك كني در گرگان احداث شد. اين مجموعه اكنون شامل 5 كارخانه تلار، طبرستان، فاينانس، گوني بافي و تجن مي باشد. اين كارگران پس از 4ساعت تجمع و فرستادن نمايندگان خود به فرمانداري قائم شهر موفق به ملاقات با فرماندار نشده و در ساعت 2 بعدازظهر اين تجمع پايان يافت.


نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |
روز دوشنبه 30 مهر ، چهار تن از دانشجویان دانشگاه چمران اهواز توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند . این بازداشتها درپی برگزاری یک نمایشگاه کتاب در این دانشگاه توسط جمعی از دانشجویان صورت گرفت . گویا حراست و مسئولین دانشگاه با محتوای برخی از کتابهای موجود در نمایشگاه ( که همگی مجوز انتشار وزارت ارشاد را دارا بودند ) مخالف بوده و از این رو از به معرض عموم قرار دادن آنها جلوگیری نموده اند . با این همه و علی رغم پرهیز دانشجویان از آوردن کتابهای مورد مخالفت دانشگاه به این نمایشگاه ، این بار ریاست دانشگاه نهایتا ً با کلیت برنامه مخالفت نموده و پس از آن چهار دانشجوی مذکور- به نامهای جواد علیخانی ، مهدی معصومی ، راعی نیکزاد و جواد توللی - دستگیر و روانه بازداشتگاه شدند . فردای همانروز ، روزبه رحیمی ، سردبیر نشریه دانشجویی توقیف شده « آلترناتیو » ، احضار به اطلاعات و بازداشت گردید که از آن زمان تا کنون از وی هیچ خبری در دست نیست . در ادامه در روز چهارشنبه ، سجاد سلمان زاده – مدیر مسئول نشریه آلترناتیو- و محمد امین عندلیبی از دانشجویان این دانشگاه نیز به اطلاعات احضار و پس از چند ساعت بازجویی آزاد شدند . کار به همین جا خاتمه نیافت و صبح روز پنجشنبه ، سوم آبان ، فاطمه فرهادی و زهرا ابراهیمی نیز به ستاد خبری اطلاعات اهواز احضار شدند که به دنبال آن فاطمه فرهادی نیز به جمع بازداشتی ها پیوست ! گفتنی ست که با پدر شصت ساله روزبه رحیمی نیز که برای پیگیری وضعیت فرزند خود به اطلاعات رجوع کرده بود ، به شدت برخورد شده و ایشان نیزبدون هیچ دلیلی چند ساعت بازداشت بوده اند . طبق روایت ستاد خبری اطلاعات اهواز ، دلیل احضار دانشجویان ربوده شده « اقدام علیه امنیت ملی !! » بوده است. کتابهای نمایشگاه نیز توسط حراست خودسر دانشگاه ، تحت عنوان « ضبط قانونی » غارت گردیده و از تحویل آنها به دانشجویان ممانعت به عمل آمده است .
این حمله مستقیم به ابتدایی ترین حقوق و آزادی های دانشجویان دانشگاه چمران ، تنها به بهانه ی برگزاری نمایشگاه کتابی که کتابهای آن نیز با مجوز رسمی وزارت ارشاد همین دولت انتشار یافته است و با این همه با سلیقه انحصارطلبانه حراست و ریاست دانشگاه – که گذشته از کتابهای چپ ، حتی ارائه ی اشعارفروغ فرخزاد را نیز تاب نمی آورده !! – هماهنگ نبوده است ، با کمک بازوی سرکوب اطلاعات و امنیت کشور به نمایش اذهان عموم جامعه در آمده است . حق بدیهی انسانها برای تبلیغ و اظهار آزادانه ی نظراتشان در کالبد جامعه ای که در آن زندگی می کنند ، آنهم تنها به دلیل برگزاری یک نمایشگاه کتاب اینچنین زیر پا لگدمال می شود . از دولتی که امنیتش تحت عنوان « امنیت ملی » ، با یک نمایشگاه کوچک کتاب در یک گوشه این کشور ، تا این حد به خطر می افتد، چنین برخوردی انتظار می رود . اما برای دانشجویان آنچه اهمیت دارد نه امنیت دولت ، که امنیت جان و آزادی خودشان می باشد و تأمین آن جز از مسیر اتحاد نیروهای دانشجویی متعهد به بدنه دانشجویان در سراسر دانشگاههای ایران نمی گذرد . مقاومت یکپارچه ، هماهنگ و متشکل دانشجویان دانشگاهها در برابر فرایند سلب حقوق و آزادیهای تقلیل ناپذیر آنها ، یگانه راه ممکن برای غلبه بر تهاجم استبداد و دستیابی به پیروزی ست .
ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاههای ایران حمایت خود را از هر حرکت دانشجویی که به قصد آزادی دانشجویان دربند دانشگاه اهواز –جواد علیخانی، مهدی معصومی ، راعی نیکزاد ، جواد توللی ، فاطمه فرهادی و روزبه رحیمی - صورت گیرد اعلام کرده و خواهان آزادی بی قید و شرط و سریع تمامی همنوعان بازداشتیمان از تفتیشگاههای اطلاعات اهواز و به رسمیت شناختن حق ارائه آزادانه نظرات دانشجویان این دانشگاه از جانب مدیریت آن می باشیم .

زنده باد آزادی و برابری
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاههای ایران

نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

"اینترنت حق نیست، بلكه امتیازی است كه ما به بقیه می‌دهیم و هر وقت بخواهیم آن را می‌گیریم"، این جمله را نماینده آمریكا در اجلاس جهانی جامعه اطلاعاتی "‪ "WSIS‬در 5 آذر سال 1384 برای توجیه اعمال محدودیت های اینترنتی علیه كاربران سایر كشورها مطرح كرد.

بتازگی زمزمه تحریم كاربران ایرانی و جلوگیری از دسترسی به برخی امكانات اینترنتی و امكان جستجو به زبان فارسی توسط برخی موتورهای جستجو گر اینترنتی نظیر "گوگل " و "یاهو" به گوش می‌رسد، این فضا سازی روانی دور جدیدی از اقدامات غیرقانونی شركت های آمریكایی علیه ایران است.

"ایتنا" وابسته به سازمان فناوری اطلاعات به تازگی از مسدود شدن كد سرچ (Code Search‬) برای كاربران ایرانی خبر داده است. ‪ Search Code‬یكی از فنی‌ترین خدمات سایت گوگل است كه برای برنامه نویسان جهان طراحی شده و می‌تواند مثال‌هایی از كدهای نرم افزاری به زبان های مختلف را جستجو كند و نتایج آن را نیز بر اساس نام فایل كد،زبان برنامه نویسی،اعتبار نامه آن و كلماتی در قالب مشخص دسته بندی كند.

البته دسترسی به این خدمات از طریق نرم افزارهای فیلتر شكن امكان پذیر است.

چندی پیش نیز دریافت نرم افزار "گوگل دسك تاپ " و "گوگل پك" كه از كاربردی‌ ترین نرم افزارهای شركت گوگل است، از سوی كاربران ایرانی با دشواری روبه رو شد. كاربر ایرانی هنگام درخواست بارگذاری "دانلود" این نرم افزارها با این پیام مواجه می‌شد: "هم اكنون این نرم افزار برای كشور شما قابل دسترسی نیست".


نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

دستگیری و احضار دانشجویان دانشگاه اهواز ادامه دارد

(برای آزادیِ روزبه رحیمی، جواد علیخانی،مهدی معصومی، راعی نیکزاد و جواد توللی)

به دنبال دستگیری پنج تن از دانشجویان دانشگاه چمران اهواز،روز چهار شنبه 2/8/86 سجاد سلمان زاده دانشجوی دانشکده ی مهندسی و مدیر مسئول نشریه ی توقیف شده ی آلترناتیو و محمد امین عندلیبی دانشجوی دانشکده ی دامپزشکی به ستاد خبری اطلاعات احضار شده و پس از چند ساعت بازجویی آزاد شدند.خانم ها فاطمه فرهادی و زهرا ابراهیمی دانشجویان دانشکده ی ادبیات هم به ستاد خبری احضار شده اند و باید صبح روز پنج شنبه 3/8/86خود را به ستاد خبری اطلاعات معرفی کنند.

در پی مراجعه ی پدر یکی از دانشجویانِ دستگیر شده(روزبه رحیمی)به ستاد خبری اطلاعات و اعتراضِ وی به دستگیریِ فرزندش و جوابگو نبودن ستاد خبری، با او به شدت برخورد شده و برای ساعاتی پدر شصت ساله ی روزبه رحیمی را بازداشت کرده و پس از چند ساعت وی را آزاد کردند.

هنوز مشخص نیست که به چه دلیلی این دانشجویان دستگیر و احضار می شوند و تنها از سوی ستاد خبری به مراجعه کنندگان اعلام شده که دانشجویان دستگیر شده علیه امنیت ملی اقدام کرده اند!

نکته ی قابل توجه این است که تمامی دستگیر شدگان و احضار شدگان از فعالین دانشجویی هستند که در زمینه های مختلف فرهنگی و اجتماعی فعالیت می کردند.پس به این ترتیب در واقع هدف از این دستگیری ها سرکوب کامل دانشگاه است تا حلقه ی سرکوب هر چه تنگ تر گردد.در این میان دانشجویان باید بیش از پیش، با همبستگی و اتحاد بیشتری در مقابل این محدودیت ها و تجاوز به حقوق دانشجویان به مبارزه و مقاومت بپردازند.

از همه ی آزادی خواهان و برابری طلبان تقاضا می کنیم برای آزادیِ دانشجویانِ دربند ما را یاری کنید.

جمعی از دانشجویان دانشگاه چمران اهواز

2/8/86


نوشته شده در پنجشنبه سوم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

اطلاعیه ی شماره ی 1

اینجا دانشگاه کُلمبیا نیست دانشگاه چمران است!!

برای آزادیِ روزبه رحیمی، جواد علیخانی،مهدی معصومی،راعی نیکزاد و جواد توللی

این جا دانشگاه کلمبیا نیست دانشگاه چمرانِ اهواز است، دوستان ما ملوانان انگلیسی هم نیستند. فرزندان همین آب و خاک اند، و تنها بدین جرم اینک در بندند. «مدعیان آزادی و صلح جهانی، معنویت و مهرورزی» با حبس و زندان به استقبال دوستان ما می روند. دوستانی که تنها جرمشان آگاهی است، آگاهی و انسان بودن. و امروز در این مملکت واژه ها جامه دیگر می کنند تا ستاره ها در اوین بدرخشند، در بند امنیتی 209 تا آزادی در زندان معنا دهد، تا مهرورزی با محدودیت عجین شود، تا دانشگاه، بازداشتگاه شود. تا دانشجو بودن، جرم بالقوه. تا به هر که گمان بد برند به زندان افکنند و هر شمعِ آینده را خاموش کنند. خبر های خوشِ هسته ای، دستاوردهای آسمانی، افتادن در مسیر توسعه، کشیدن ترمز هسته ای همه و همه دستاویزی است تا در شرایط داخلی هم افکار عمومی را منحرف کنند و هم بر ضعف ها سرپوش نهند تا عده ای پایه ی حکومت خود را محکم تر کنند.

و در دانشگاه فلک زده ی چمران اهواز که مدت هاست آن را به وضعیتی ساکن و خموش، سرشار از انفعال و بی میلی فرو برده اند، و کلیه ی فعالیت های جمعی را به حالت تعلیق در آورده اند دستگیری چند تن از دوستانمان نشان از پرونده سازی و توطئه ای شوم است که گمان می رود دامن فعالان آرام دانشجویی را نیز خواهد گرفت و اندک فعالیت های گروهی در دانشگاه را نیز از بین خواهد برد. این اقدام غیر انسانی که از اولین نتایج تعویض رئیس دانشگاه چمران است وبه عنوان بیلان کاری در برابر مافوق به حساب خواهد آمد به هر بهانه ایی که باشد محکوم است.

نمی توان دریچه های آگاهی را بست، نمی توان دروغ را به جای حقیقت جا زد، نمی توان خورشیدِ آشکار را تکذیب کرد. چنین شرایطی چهره ی دیگر مدعیان دروغین مهربانی و مهرورزی را هویدا خواهد کرد. دوستان ما چه در بند باشند، چه تهدید شوند و چه به هزار طریق آزار ببینند چراغ آگاهی را از دست نخواهند انداخت. انسان با گفتگو و تعامل، مدارا و احترام به عقاید دیگران، با آزادی بیان. به دنبال سعادتمندی است. این ها تنها کسانی را به وحشت می اندازد که نانِ فضای بسته و سرکوب شده را می خورند. ما نسبت به در پی گرفتن چنین روی کردی در دانشگاه چمران اهواز هشدار می دهیم و خواهان آزادی سریع دوستان مان از سیاهچاله های تباهی هستیم.

پنج تن از دانشجویان دانشگاه چمران به اتهام اقدام علیه امنیت ملی دستگیر شده اند و دو تنِ دیگر تا کنون احضار شده اند.از همه ی آزادی خواهان تقاضا می کنیم برای آزادی این عزیزان ما را یاری کنند.

جمعی از دانشجویان دانشگاه چمران اهواز

1/8/86


نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |

 از ابتدای هفته ی جاری تا کنون 4 تجمع مقابل فرمانداری شهرستان قائمشهر انجام شد.

اولین تجمع در روز شنبه با حضور تعدادی از دست فروشان یکشنبه بازار قائمشهردر اعتراض به جمع آوری این بازار صورت گرفت که بعد از ساعتی انتظار و عدم تشکیل جلسه ای مشترک بین مسولین و دست فروشان پایان یافت.

ساعاتی بعد در همان روز کارگران کارخانه نساجی شماره 2 طبرستان طی روال ماه های گذشته برای گرفتن حقوق عقب افتاده 5 ماهه خود مقابل فرمانداری تجمع و خواستار دیدار با حسن قلی زاده فرماندار شهرستان قائمشهر شدند که پس از ساعاتی انتظار نمایندگان کارگران موفق به دیدار و گفتگو با قلی زاده فرماندار قائمشهر شدند و به گفته کارگران قلی زاده 48 ساعت فرصت خواست تا نشستی با مسولین ذیربط داشته باشد .
از طرفی حسن قلی زاده بعد از صحبت با نمایندگان کارگران در گفتگو با خبرنگار شمال نیوز در قائمشهر با اشاره به مصوبات سفر ریاست جمهور در خصوص احیا و بازسازی نساجی قائمشهر گفت: امروز کارگران کارخانه نساجی شماره 2 قائمشهر به دلیل عدم پرداخت حقوق در 5 ماه گذشته در فرمانداری قائمشهر حاضر و خواستار پرداخت مطالبات خود شدند. به گفته قلی زاده در فرآیند احیای نساجی مازندران طی نشستی که در سطح شهرستان، استان و کشور برگزار شد رای به تجمیع نساجی مازندران داده شد و این بدان معنی است که همه ی نساجی ها قائمشهر به نساجی تلار در جاده نظامی قائمشهر اضافه شود.

اما در روز یکشنبه تعداد 100 نفر از دست فروشان یکشنبه بازار مجدداً در مقابل فرمانداری حاضر و نسبت به تعطیلی یکشنبه بازار قائمشهر که یکی از شلوغ ترین بازارهای هفتگی در این شهر بود تجمع کردند که در نهایت به تشکیل جلسه ای با حضور رحمت الله مدنی شهردار، گوران رئیس شورای شهر، علی پیرفلک معاون فرماندار قائمشهر و نماینده های دست فروشان یکشنبه بازاربرای بررسی معضلات به وجود آمده پس از تعطیلی این بازارقائمشهر منجر شد همچنین در ادامه جلسه صبح در فرمانداری قائمشهر برای کسب نتیجه ی نهایی بعد از ظهر روز یکشنبه جلسه ای با حضور نمایندگان دست فروشان، خبرنگاران و مدنی شهردار قائمشهر در شهرداری قائمشهر برگزار شد و طبق توافقات حاصله یکشنبه بازار قائمشهر به طور کامل جمع آوری و بازارهای هفتگی در روزهای دیگر تا اطلاع ثانوی به کار خود ادامه می دهد طی این توافقات شفاهی شهرداری در اقدامی جدی به کمک فروشندگان بومی قائمشهر با افرادی که از شهرهای دیگربرای فروش اجناس خود در بازارهای هفتگی می پردازند برخورد خواهد کرد.
کمیل گوران رئیس شورای شهر شهرستان قائمشهر دلیل تعطیلی یکشنبه بازار را اعتراض مردم، عدم رعایت بهداشت و ایجاد ترافیک اعلام کرد و افزود این بازارها باید خیلی زودتر جمع آوری می شد و حال که این کار شروع شد باید به گونه ای کارشناسانه افراد دخیل در این کار را با برنامه ریزی دقیق هدایت کرد.
تعدادی از دست فروشان معترض به جمع آوری یکشنبه بازار ضمن اشاره به سرپرست خانوار بودن خود و تامین هزینه زندگی خود و افراد وابسته اظهار داشتند هر کدام از ما بطور میانگین بین 500 هزار تا 1 میلیون تومان به مردم نسیه دادیم و باید این مبالغ را به صورت اقساط دریافت کنیم که با جمع آوری یکشنبه بازار ما متحمل ضرر مالی زیادی شدیم.

و در ادامه سناریوی تجمعات صبح امروزدر سومین روز 50 نفر از کارگران نساجی پیاده از کارخانه نساجی طبرستان به سمت فرمانداری قائمشهر حرکت و خواستار پیگیری حقوق عقب افتاده خود شدند به گفته جمعی از کارگران بنا بر توافقات انجام شده با فرماندار قائمشهر و پایان 48 ساعت زمان توافق شده در روز شنبه (روز اول تجمعات) آنها به نتایج مورد نظر خود دست نیافته و با تعداد بیشتری ساعت ها مقابل درب ورودی فرمانداری حاضر شدند ولی این موضوع باعث نشد تا طبق روال همیشه با فرماندار دیدار داشته باشند. حسن قلی زاده فرماندار قائمشهر تنها با فرستادن دو نماینده برای صحبت با کارگران بسنده کرد. کارگران پس از سپری شدن ساعت ها موفق نشدند با فرماندار ملاقات داشته باشند و با تهدید به تجمع در مقابل استانداری فرمانداری قائمشهر را ترک کردند.


نوشته شده در سه شنبه یکم آبان 1386 توسط فعال مازندران | لينك ثابت |
» معرفی یک وبلاگ جدید
» وحید ولی زاده: شانزدهم آذر، قلب‏ها و مشت‏ها
» فوت دو دختر دانشجوی دانشگاه مازندران در خوابگاه دانشجویی
» گزارش مراسم 16 آذر دانشگاه مازندران
» تحصن در پلي تكنيك ادامه دارد
» سقوط یک دانشجو از آسانسور خوابگاه و تجمع هشت ساعته ی دانشجویان
» بازداشت چند تن از دانشجویان دانشگاه اصفهان
» قسمتی از دست نوشته های زندان رفیق عابد توانچه!
» مرگ يك كارگر گنبدی در هنگام تخريب ساختمان
» صدور 1سال حبس تعزیری برای حامد محمدی
» تجمع اعتراضی در استان گیلان!
» رفیق داوود باقری همچنان در زندان است!
» ضرب وشتم رفیق عابد توانچه
» مرگ 3 کارگر قائمشهري به علت خفگي در چاه
» احضار دانشجوی دانشگاه صنعتی بابل به دادگاه
» صدور 16 ترم تعليق از تحصيل و 30احضاريه براي دانشجويان تربيت معلم حصارك كرج
» تعداد دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب بازداشتی به 6 نفر رسید!
» تغییر آدرس سایت رسمی دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب
» تدفین شهدای گمنام در دانشگاه های مازندران
» آزادی برابری فیلتر شد!
» به دنبال قطع 15 ساعته برق در محله ستار بابل، اهالي اين محله مقابل اداره برق اين شهرستان تجمع كردند.
» رکود صنایع بعد از انقلاب
» دامداران در دام؛ نگاهي به بحران صنعت دام و دامپروري در مازندران
» اگر قلبتان برای آزادی میتپد، دست در دست ما بگذارید!
» درخواست بیش از 1400 نفر از فعالین دانشجویی، فرهنگی و اجتماعی برای آزادی داوود باقری
» بیانیه جمعی از دانشجویان دانشگاه مازندران
» حامد محمدی به دادگاه انقلاب احضار شد!
» احضار 6 دانشجوي بابل به دادگاه
» 169مصوبه غير قانوني در شوراي شهر قائمشهر
» قتل دانشجوي 25 ساله در نوشهر