سمند نقره ای
و ناکجا آباد سیاسی
چندی است که هجمه ی گسترده ای از سوی بسیاری از تریبون های لیبرالی و لیبرال-پرولتری (!) به سمت نیروهای چپ رادیکال آغاز شده است. این هجمه ها که اصولاً از دو طیف فوق الذکر جاری هستند، عمدتاً شامل نقدهای بی پایه و غیر سیاسی به جریان چپ رادیکال و همچنین تهمت ها و گاهاً ناسزاهایی کاملاً لومپنی به اعضای این جریان می شود که برای نمونه میتوان به آخرین شاهکار سایت سلام دموکرات علیه رفقای چپ رادیکال - آقایان سعید حبیبی و عابد توانچه - اشاره کرد. بدیهی است که نوک تیز نقد ما بیشتر به سوی جریانهای مجعولی است که خود را چپ میدانند. جریان تحکیم وحدت و انجمن های اسلامی به عنوان جریان هایی با افق ضد مردمی و مرده نمی توانند مورد نقد واقع شوند.
هیستری موجود بین خرده فعالین سیاسی جامعه ی دانشگاهی برای گندپراکنی علیه پرسابقه ترین، رادیکال ترین و کارگری ترین جریان چپ موجود در جامعه ی ایران به واقع جای تعمق دارد. آقای بینا داراب زند سردبیر سایت سلام دموکرات درست زمانی هجمه ی رسانه ای اش را علیه چپ رادیکال عریان میکند که جند روز قبل تر، بیانیه ی انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک علیه چپها منتشر شده است. او با فحاشی سعی میکند عابد توانچه و سعید حبیبی را که از تاثیرگذارترین چهره های چپ در دانشگاه بوده اند لومپن خطاب کند و بدین ترتیب مأیوسانه سعی در تخریب جریان چپ رادیکال به نفع دیگر جریان های التقاطی و چپ نما از جمله چپ کارگری، چپ شورایی، چپ انقلابی (بخوانید چپ چریک) و هر چیز دیگر که چپ رادیکال نباشد (!) دارد.
لومپنیسم سیاسی یعنی پیوستن آقای داراب زند از جبهه ی دموکراتیک به پهنه ی گل و گشاد جنبش چپ (هر چپی که چپ رادیکال نباشد)! بینا داراب زند عزیز که هنوز در تب و تاب پیش از انقلابی "خلق اوکساکا" غوطه میخورد، هنوز نتوانسته طی مقالات بیشمار، کوچک ترین موضع گیری ای را که نشان دهد او طرف داری چه استراتژی، چه تاکتیک و چه جریانی برای به دست گیری قدرت توسط کارگران انقلابی را بکند. او نمونه ی بی طبقگی سیاسی است. چپ رادیکال امروز صدای اعتراضات دانشجویی است و بر خلاف دیگر جریانات چپ دیگر حاضر نیست با جریانات اپوزیسیون حکومتی، دفتر تحکیم وحدت، انجمنهای اسلامی روی خط تحکیم و ... ائتلاف کند. چپ رادیکال با عنوان همگانی «دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب» مستقل از هر گونه چانه زنی سیاسی برای دست بردن به قدرت سیاسی است و روی پای خود می ایستد. اما برعکس، خوب میدانیم که اگر آقای داراب زند و سمند نقره ای اش نباشد، چند تا از جریانات انحرافی چپ کله پا می شوند و به سرعت منحل می گردند.
چپ شورایی، چپ کارگری و چپ انقلابی با اینکه همه از دل قدرت طلبی بنیانگذارانش نمو یافته اند، اما افقها و پلاتفورم های کاملا متفاوتی دارند. هر چند که این افقها را تنها میشود از معدود بیانیه هایی که روی اینترنت صادر میکنند و اخباری که روی اینترنت میزنند و موضع گیری هایی که روی اینترنت میکنند متوجه شد، اما به نظر نمیرسد که یک نفر یا حتی یک «هیأت تحریریه» بتواند به همه ی این جریانات سمپاتی داشته باشد. این جریانات جریاناتی هستند که دقیقاْ با دنباله روی از خط مشی لیبرال های دانشگاهی، جایشان تنها و تنها روی اینترنت است و بس.
چپ رادیکال مجرای اصلی تحرکش را بین توده های مردم می بیند. طبقه ی کارگر نخستین متحد استراتژیک چپ رادیکال است. چپ رادیکال، رسانه های جمعی را تنها ابزاری برای پیشبرد اهدافش میداند. چپ رادیکال از دل نقد چپ سنتی (همان چیزی که این روزها در قالب چیزی به نام چپ انقلابی به وجود آمده) و همچنین تلاش برای ساختن جهانی بهتر و امن تر برای زیست بشر رشد یافته و پلاتفورم تحرک آن، اتحاد همه ی جنبشهای مترقی جامعه از جمله جنبش کارگری، دانشجویی و زنان است.
بدین وسیله، ما اعضای تحریریه خبرنامه فعالین مازندران، برائت خود را از همه ی این تهمت ها و ناسزا ها (که هر خواننده ای تنها با رویت گوشه ای از آنها میتواند پی به مضحک بودنشان ببرد) که از سوی انجمنهای اسلامی، دفتر تحکیم وحدت و سایت هایی از جمله سلام دموکرات و ... پخش میشوند، اعلام مینماییم و پاسخ اصلی را واگذار میکنیم به رفقایی که به طور جزئی تر زیر این تهمت ها قرار گرفته اند. (نک. نوشته ی رفیق توانچه در مورد این اتهامات و هویت این جریانات) در ضمن اعلام میکنیم که چپ رادیکال هوچی گر نیست که نیاز داشته باشد به حماقت های برخی دوستان در اینترنت پاسخ دهد. انقلاب در خیابانها رقم میخورد.
تحریریه خبرنامه فعالین مازندران









