بیانیه دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاههای ایران
پیرامون احكام صادره برای سه دانشجوی پلی تكنیك
تنها راه تداوم و پیروزی جنبش ، مبارزه پیگیرانه است.
امروز در شرایطی به سر می بریم كه جامعه و جنبش های اجتماعی در موقعیتی خطرناك و سرنوشت ساز قرار گرفته اند . همگان می دانند كه تعرضی وسیع به ابتدایی ترین حقوق و آزادی های فردی و اجتماعی در جریان است . هدف اصلی این تعرض سبعانه چیزی جز امحاء و نابود سازی جنبش های اجتماعی آزادی خواه و معترض به وضعیت موجود نیست . قرار است دور دیگری از بقاء حاكمیت بر ویرانه این جنبشها استوار شود . استراتژی همیشگی حاكمیت در مقابل جنبشهای آزادی خواه كه همواره چیزی جز سركوب عریان نبوده است ، به واسطه ترس از تعمیق و رادیكالیزه شدن این جنبشها و بر متن تشدید تخاصمات خارجی و دست بالا پیدا كردن رژیم در این تخاصمات ، به بركت سیاستهای امپریالیستی آمریكا و متحدینش در منطقه ، اوج گرفته است . جنبش كارگری و اعتراضات معلمان و دیگر اقشار زحمتكش جامعه به شدت سركوب می شود و مبارزین آن راهی زندان می شوند . خواسته های برحق جنبش زنان لگدمال می شود و دستگیری فعالان این جنبش شدت می یابد . به بهانه برقراری امنیت اجتماعی ، حرمت انسانی شهروندان عادی جامعه پایمال می شود .
نوك تیز پیكان این حمله ، اما متوجه دانشگاه و جنبش دانشجویی ست . نظم حاكم به خوبی می داند كه بدون سركوب تمام عیار جنبش دانشجویی ، كه اساسا ً سویه ای سیاسی دارد و معطوف به ایجاد تغییرات رادیكال سیاسی و اجتماعی ست ، عقب راندن جامعه ممكن نیست . تحمیل خفقان به جامعه بدون درهم شكستن بلندگوی رسای اعتراض آزادی خواهانه آن – یعنی دانشگاه – ممكن نیست . در عین حال در طرف مقابل نیز عقیم گذاشتن سیاست سركوب و از بین بردن فضای نظامی حاكم بر جامعه بدون مبارزه ای پیگیرانه ، قاطع ، متشكل و هدفمند ممكن نیست . بدون شك جنبش دانشجویی سهم بزرگی در به پیش راندن این مبارزه و به پیروزی رساندن آن بر دوش دارد . در این میان جنبش دانشجویی بدون اتخاذ استراتژی ، سیاست و افقی رادیكال و سازش ناپذیر ، در تمایز با جناحهای مختلف حكومتی و همچنین دولتهای خارجی و در تقابل با سیاستها و نسخه های گوناگون و ارتجاعی آنان قادر نخواهد بود مبارزه ای پیروزمند را به سرانجام رساند . نباید اجازه داد كه جناحهای مختلف قدرت حاكم ، جنبش دانشجویی را به پیاده نظام خویش تبدیل و آنرا به خود ضمیمه كنند . نباید اجازه داد دور دیگری از مبارزه دانشجویان و فداكاری های آنها به پای چنین جریاناتی نوشته شوند . توهم جنبش دانشجویی به افق سازشكارانه و تماما ً واپس گرایانه ی جناحهای به اصطلاح منتقد « درون حكومتی » تنها فعالان این جنبش را به مسلخ سركوب و بی افقی می كشاند . همچنانكه می تواند این سه دانشجوی زندانی را قربانی اصطكاك منافع و نبرد قدرت جناحین حاكمیت جمهوری اسلامی دانست .
پس از شكست اپوزیسیون راست طرفدار غرب در پیشبرد برنامه های سیاسی خود در ایران ، گرایشات راست و لیبرالی درون حاكمیت ( از قبیل احزابی چون كارگزاران ، جبهه ی مشاركت ، اعتماد ملی و بقایای نهضت آزادی ) با به راه انداختن كمپینی كثیف علیه فعالین رادیكال دانشجویی ، با توسل به تحریك نیروهای سركوب دولتی و نزدیك به دولت موجود ، به تقلایی مزبوحانه در جهت مصادره جنبش دانشجویی در خدمت رقابتهای انتخاباتی و فرا انتخاباتی خود با جناح حاكم بر همین « دولت » ( ! ) افتاده اند . ضروری ست جنبش رادیكال دانشجویی ، با اتكا به بدنه دانشجویان ، به منظور حفظ استقلال خود در مواجهه با جناحین قدرت حاكم و در برابر فرایند تغذیه تمامیت رژیم از نیروی فكری و مادی این جنبش و تضعیف نیروهای مترقی اجتماعی مقاومت نمایند .
باز هم تأكید می كنیم ، امروز تنها اتحاد استراتژیك جنبشهای اجتماعی ، جنبش كارگری و اقشار زحمتكش جامعه ، زنان و دانشجویان و همبستگی آنها برای پیشبرد مبارزه ای رادیكال ، سازش ناپذیر ، متشكل و هدفمند و مرزبندی صریح سیاسی با جناحهای مختلف قدرت و دخالت دولتهای خارجی ، به ویژه آمریكا و متحدانش ، می تواند تضمین كننده پیروزی بر استبداد و به كرسی نشاندن آزادی و برابری باشد .
ما دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاههای ایران ، ضمن پافشاری بر خواست آزادی فوری دانشجویان زندانی پلی تكنیكی ( قصابان ، توكلی ، منصوری ) و فراخواندن دانشجویان به مبارزه برای رهایی آنان و محكومیت هر نوع استدعا و استمداد از شخصیتها و نهادهای حاكمیت ، برای آزادی دانشجویان ، خواستار تحقق بدون قید و شرط مطالبات زیر می باشیم :
1- آزادی فوری دانشجویان دربند و كلیه زندانیان سیاسی
2- لغو كلیه احكام كمیته های انضباطی و تمامی تضییقات و اقدامات سركوبگرانه علیه فعالین دانشجویی
3- حذف فضای پادگانی و نظامی حاكم بر دانشگاه و آزادی فعالیتهای اجتماعی و سیاسی در دانشگاه
4- آزادی برپایی تشكلهای مستقل دانشجویی ، به عنوان ظرف اعمال اراده دانشجویی و الغاء انحصار تشكلهای حكومتی در دانشگاهها
5- لغو هرگونه تبعیض برمبنای جنسیت در دانشگاه و الغاء هرگونه جداسازی جنسیتی
6- تحقق تمامی خواسته های صنفی دانشجویان
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دانشگاههای ایران
مسئولان كارخانه شماره يك شهرستان قائم شهر مي گويند به علت پرداخت نکردن بدهي هزينه برق از سوي كارخانه، شركت توزيع برق قائم شهر اقدام به قطع برق كارخانه کرده است.
گفته مي شود جلسه غير رسمي انتخاباتي باحضور عباسي- وزيرشمالي تعاون-در منزل باجناق آقاي وزير برگزار شد.
شنيده شده محمد عباسي وزير تعاون و نماينده سابق گرگان و آق قلا در مجلس شوراي اسلامي به منظور هماهنگي و انسجام نيروهاي اصول گرا در چند روز گذشته سفر غير رسمي به گرگان داشته و جلساتي با نيروهاي خود برگزار كرده است .
در يكي از جلسات وي كه در منزل باجناق وي برگزار شد تعداد محدودي از افراد بسيار نزديك به عباسي حضور داشتند. وي تاكيد كرد كه همه بايد براي راِي آوردن سيد علي طاهري تلاش نمايند.
در اين جلسه كه با حضور مدير كل سياسي و انتخابات استانداري برگزار شد، همانند بسياري از جلسات دروني اصول گرابان تاكيد شد كه بيشترين پتانسيل بايد صرف جلب آرا براي طاهري شود و از تقسيم توان افراد و تلاش براي بدست آوردن دو كرسي خودداري شود.
مجلس شورای اسلامی در اولین روز کاری پس از عید سعید فطر با ایجاد ردیف مستقل و استقلال کامل مالی دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری موافقت کرد . به گزارش واحد دریافت خبر ، دکتر محمدعلی بهمنیار با اعلام این خبر افزود : پس از سفر استانی رئیس جمهور به مازندران و نوید تشکیل دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی در ساری ، پیگیری های مستمری در این خصوص انجام گرفت که منجر به موافقت شورای گسترش وزارت علوم ، تحقیقات و فناوری با این طرح در سال 1385 گردید و در نهایت پس از تلاش مجدانه همکاران و نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی منجر به تعیین ردیف بودجه مستقل در تاریخ 22 مهرماه سال جاری برای این دانشگاه شد. وی فقدان دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی در قطب کشاورزی کشور را مانع توسعه علمی و بهبود زیرساخت های بخش کشاورزی در استان دانست و با اشاره به اهمیت بخش کشاورزی در رونق اقتصادی مازندران خواستار توجه جدی و حمایت های مسئولین استان به امر تحقیق و پژوهش گردید . دانشیار دانشگاه علوم پزشکی و منابع طبیعی ساری وجود چهار دانشکده مهندسی زراعی ، منابع طبیعی ، علوم زراعی و علوم دامی و شیلات و دو پژوهشکده برنج و مرکبات و اکوسیستم های خزری و 92 عضو هیئت علمی تمام وقت و تحصیل قریب به دو هزار و 400 دانشجو در 13 رشته کارشناسی ، 11 رشته کارشناسی ارشد و دو رشته دکتری در دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری و همچنین انجام تحقیقات و ارائه مقالات در مجامع معتبر علمی را پشتوانه تحقیقاتی فعالان در عرصه کشاورزی دانست.

آیا گمان دارید درس عبرت است اعدام ؟
چرا ؟ به خاطر آنچه که می آموزد ؟
مگر چه می آموزید با این درس عبرت ؟
این را که نباید کشت.
نباید کشت را چگونه می آموزید ؟
با کشتن. «ویکتور هوگو»
حرف آخر: کشتن به هر اسم ،به هرنوع و شکل ،به هر بهانه و تحت هر شرایطی،توسط هر شخص و نهادی باید ممنوع گردد.
باید بدانیم در قرن 21 زندگی می کنیم و بربریت در این دوره هیچ جایگاهی ندارد و باید انسانیت را محور اصلی تفکرات،اعمال و رفتار خود قرار دهیم .
ما در کشوری زندگی می کنیم که بعد از چین در شمار اعدامیان رتبه ی دوم را در جهان داراست و اولین رتبه در اعدام کودکان .
کلاریسا بن کامو پژوهشگر حقوق کودکان در بخش خاورمیانه سازمان دیده بان حقوق بشر بیان می کند:«ایران شاخص شرم آور اعدام کودکان را حفظ کرده است.»
اکنون باید به وجد بیائیم و به خود ببالیم ، ایران در کانون خبرهاست ! ایران، ایران عزیز(!) ما جزء کشورهای نخست ناقض حقوق بشراست.!!
این در حالی است که 90 کشور مجازات اعدام را از قوانین خود برداشته و 10 کشور آن را منوط به شرایط خاص و 30 کشور در حال بررسی حذف اعدام و تنها 67 کشور آنرا اجرا می کنند که بسیاری از این 67 کشور هم در سال تعداد معدودی از افراد را برای جرائمی خاص اعدام می کند.
دولت ها با دو هدف اعدام را اجرا می کنند :
یکی مجازات با هدف انتقام و دیگری مجازات با هدف ارعاب دیگران و اصلاح جامعه.
بسیلری از مدافعان اعدام مجرمین جنائی، معتقدند که اعدام شخص قاتل حق طبیعی خانواده قربانی است و التیام بخش درد از دست دادن عزیزشان است. خانواده مقتول صاحب خون است.
آیا به واقع چنین است؟!
انکار غم و اندوه خانواده مقتول غیر ممکن است؛ اما از بین بردن شخص قاتل یا هرگونه مجازات دیگری به هیچوجه التیام بخش غم و اندوه فراوان این خانواده نخواهد بود. آیا برای همدردی با خانواده قربانی راه بهتری جز داغدار کردن یک خانواده ی دیگر وجود ندارد؟.
دولت و مسئولین قضائی این دروغ را به این بهانه رواج می دهند تا صورت مسئله فراموش شود، تا ناتوانی خود در اداره ی امور جامعه را از دید مردم پنهان کنند.
بهتر نیست به جای انتقام و کشتن افراد دیگر، زمینه های شکل گیری این جرائم که ریشه در عوامل اقتصادی ، تعصبات و عقب ماندگی فرهنگی دارد را بررسی کنیم و این عوامل ماهیتا ً جرمزا را از بین ببریم؟. آیا واقعاً بهتر نیست به جای از بین بردن جان انسان، فقر را از بین ببریم ، تعصبات بی جا را از بین ببریم؟.
از سوئی دیگر بسیاری نیز معتقدند که مجازات اعدام باعث اصلاح و ارعاب جامعه می شود و در نتیجه از ارتکاب مجدد جرم جلوگیری یا جرائم به میزان زیادی کاهش می یابد.
در پاسخ به این افراد باید بگوئیم که به آمار جرائم در کشورهائی که اعدام در دستور قضائی آنها وجود دارد نگاهی بیاندازند،کشورهایی چون امریکا،ایران ،چین و پاکستان . میزان جرائم در این کشورها به مراتب بیشتر از کشورهائی چون سوئد ،سوئیس و سایر کشورهائی است که مجازات اعدام را منسوخ کرده اند .
در جامعه ای که دولت آن می کشد یقیناً آمار جرائم جانی بسیار زیاد است چون دولت خود کشتن را به نوعی و با عنوانی دیگر ترویج می دهدو در بسیاری موارد نیز از اعدام به عنوان ابزاری قانونی برای سرکوب فعالان سیاسی و اجتماعی استفاده می کند(مرداد67) .و البته توهم اعدام به بهانه ارعاب و اصلاح را باید فراموش کنیم چون در بسیاری از موارد، شخص قاتل در لحظه ارتکاب قتل به مجازات آن کاری که انجام می دهد، فکر نمی کند. برای مثال در قتل های ناموسی به دلیل تعصبات وخشم زیاد دیگرشخص به مجازات جرمی که قرار است مرتکب شود، فکر نمی کند یا برایش مهم نیست؛ ودر بسیاری از موارد هم مجرمین تصور می کنند هیچگاه دستگیر نخواهند شد. اعدام هیچگاه راهکار مناسبی برای جلوگیری از رشد جنایت در جامعه نخواهد بود و باید زمینه های آن را از بین برد.
بهتر است نگاهی رادیکال به این مسئله داشته باشیم. ریشه شکل گیری این پدیده را بیابیم . پدیده ای چون بیجه ها ،خفاش شب ها ...
محمد بیجه اعدام شد!
خفاش شب اعدام شد!
بسیاری دیگر نیز اعدام شدند!
صورت مسئله پاک شد!
جواب مسئله هم دگر ذهن جامعه را به خود مشغول نمی کند!
آیا دگر چنین جنایاتی رخ نخواهد داد ؟!
آیا باز هم از گوشه گوشه ی این جامعه ی طبقاتی ، آیا از گوشه گوشه ی این نظام سرمایه داری که آزادی را خفه می کند ، که خلاقیت را له می کند؛ امثال بیجه ها و خفاش شب ها نمی رویند.
بهتر نیست به منبع اصلی گناه که همان فقر است ، نیز کمی توجه کنیم . فقر همیشه ریشه ی اصلی نابهنجاری های اجتماعی است و هیچگاه برای مقابله با جرائم راهکار مبارزه با فقر در دستور کار دولت قرار نگرفت.
مگر بیجه ، خفاش شب و روز و.... اعدام نشدند مگر این افراد را نکشتید! پس چرا دیگران مرعوب نشدند،چرا جامعه اصلاح نشد،چرا عبرت نگرفتند؟
بهتر نیست به جای پاک کردن صورت مسئله به حل و بررسی آن بپردازیم؟!
نکته ی قابل توجه این است که در اکثر جنایات مجرمین از طبقات محروم هستند والبته؛بسیاری ازقربانیان.
به عبارتی مجرمین نیز جزء قربانیان محسوب می شوند چون عامل اصلی گناه فقر است.
هیچ انسانی در کودکی و هیچ کودکی آرزو ندارد در آینده قاتل ، تبهکار و جانی شود .زندگی در جامعه طبقاتی، که طبقات پائین بسیاری از افراد را در خود جای داده و با توجه به نامساعد بودن شرایط فرهنگی ، عدم آموزش و پرورش صحیح و بی توجهی ها و رشد کودکان در شرایط نا مناسب اقتصادی ، بهداشتی و فرهنگی دور از انتظار نخواهد بود که به صف مجرمین روز به روز افزوده شود . افرادی که در این طبقات زندگی می کنند از بدو تولد ، محکوم هستند به رنج کشیدن ، تبعیض ودر فقر به سر بردن.در نهایت هم به دلایلی چون محرومیت ، عقده های جسمی و جنسی فراوان دست به ارتکاب جرم زده و تعدادی هم تدریجاً تبدیل به غول هائی می شوند که باید اعدام شوند.!!!
***************************************
از اوائل اردیبهشت ماه طرحی با عنوان ارتقای امنیت اجتماعی (!) از سوی نیروی انتظامی دولت مهرورز (!) به اجرا درآمده است. البته نیروی انتظامی که عملا ًتبدیل به نیروی سرکوب شده و با ابزارهایی چون باتوم، مشت و لگد و طناب دار افراد را مورد نوازش و مهرورزی قرار می دهند.وحشیانه افراد را به بهانه ی بدحجابی مورد ضرب و شتم قرار می دهند و مهربانانه به آنان حمله ور شده و آنان را می زنند.
تعداد زیادی از افراد جامعه را به بهانه ی اراذل و اوباش بودن به بالای چوبه های دار فرستادند.به طوری که از زمان شروع این طرح روند اعدام ها با سرعت بسیار زیاد صورت می گیرد طبق آمار ارائه شده از سازمان عفو بین الملل در نیمه ی اول سال بیش از 200نفر در ایران اعدام شدند که دو برابر تعداد اعدامیان در سال 2005 است.
و اکنون دولت ایران با هدف ارعاب جامعه افراد را در ملأ عام شکنجه می کند و می کشند، به بهانه ی جرم جنائی می کشد ، به بهانه ی جرم سیاسی می کشد ، به بهانه ی رابطه ی خارج از ازدواج می کشد، به بهانه ی همجنس گرائی می کشد ، مسخره تر از همه به بهانه ی علیه امنیت ملی هم می کشد. که البته باید امنیت ملی تعریف شود که آیا منظور امنیت مردم است یا امنیت آقایان حکومتی ، قطعاً امنیت ِ تلفیق ِ این دو نیست.
«مارکس:مجازات چیزی نیست مگر وسیله ای برای جامعه جهت دفاع از خود در برابر تمامی آن چیزهائی که شرایط موجودیت آنرا نقض می کند.
این چه جامعه رقت انگیزیست که وسیله ای برای دفاع از خود جز جلاد نمی یابد وتازه به خود جرأت می دهد از طریق (صدای روزنامه مهم جهان) اعلام کند خشونت وی یک قانون طبیعی است»
****************************************
(ملکم اسمارت مدیرکل برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در سازمان عفو بین الملل اظهار داشت :
ایران عملاً تنها کشوری است که کودکان بزهکار را ــ کسانی را که در هنگام وقوع جرمی که به خاطر آن محکوم شده اند کمتر از 18 سال داشتند ــ اعدام می کند . وقت آن رسیده که مقامات ایرانی به این رفتار شرم آور خاتمه دهند و خود را در کنار بقیه جامعه بین المللی قرار دهند که مدت هاست قباحت اعدام کسانی را که در زمان کودکی مرتکب جرم شده اند در یافته است.)
واقعاً شرم آور است در ساعاتی از روز، در نقاطی از شهر که بسیاری از کودکان به دلایل مختلف در بیرون از خانه حضور دارند خشونتی چون از بین بردن جان انسان در حضور کودکان صورت می گیرد.
از سال 1990 تا کنون کمتر از ده کشور جهان نوجوانان را به خاطر ارتکاب قتل اعدام کرده و ایران جزء نمونه ی نادر این استثناهاست. در سال 2005 تنها 8 مورد اعدام نوجوانان در کل دنیا ثبت شده است که همگی در ایران صورت گرفت.(3)
ایران کشوری است که نتنها کودکان را اعدام می کند بلکه با هدف ارعاب جلوی چشمان آن ها نیز اعدام می کند. آیا قرار است این کودکان در 7ــ8 سالگی وکمتر از آن ارعاب شوند یا اصلاح؟ آیا قرار است کابوس های شبانه این کودکان را اصلاح کند؟ یا راه یافتن این خشونت در بازی کودکان ؟!!


نصرالله دريابيگي ـ دبيرخانه كارگر استان مازندران گفت: اشتغال استان مازندران داراي چند مشكل است كه يكي از آنها حفظ نشدن اشتغال موجود است. هرچند آمارها كاهش نرخ بيكاري را نشان ميدهند ولي از سوي ديگر ريزش اشتغال نيز وجود داشته و اين به آن معني است كه در چندين سال گذشته بسياري از نيروهاي كارآمد واحدها به خاطر سياستهاي خصوصي سازي بيكار شدهاند كه نمونههاي بارز آن چيت سازي بهشهر يا نساجي مازندران و يا واحد زغال سنگ البرز مركزي است و به طور كلي در پنج سال گذشته بيش از 20 هزار نيروي كار در استان مازندران از گردونه كار خارج شدند.
وي با اشاره به مورد تاييد نبودن نرخ بيكاري آمار وزارت كار براي جامعه كارگري اذعان كرد: يكي از چالشهاي ديگر اين است كه آماري كه امروز از سوي دولت اعلام ميشود با آمار دو ماه آينده تفاوت ميكند، زيرا كارفرمايي كه وام گرفته است براي جذب نيروي واحد خود با نيروي انساني قرار داد يك ماهه منعقد ميكند و پس از ارائه ليستي به سازمان تامين اجتماعي در مورد تعداد نيروهاي خود و گذشت يك ماه از زمان جذب نيروي كار طبق قرارداد نيروي انساني از واحد مربوطه اخراج مي شود.
وي بيان كرد: از طرفي ديگر هيچ كس هيچ تعهدي نسبت به اين كارگر ندارد و آمار داده شده در مورد نرخ بيكاري آماري غلط و مغاير با واقعيت است، زيرا قراردادهاي آنها 15 روز يا يك ماهه است كه بعد از آن كارگر مجدد بيكار ميشود.
وي در مورد واحدهاي مشكل دار استان مازندران عنوان كرد: در بسياري از واحدها مانند نساجي مازندران يا شركت طبرستان، چيت سازي بهشهر و گوني بافي و ... كارگران آنها چند ماهي حقوق نگرفتهاند. دبير خانه كارگر مازندران خاطرنشان كرد: بيش از 400 كارگر شركت نساجي طبرستان چهار ماه است كه حقوق نگرفتهاند.
دريابيگي افزود: 29 آبان ماه همزمان با سالروز تصويب قانون كار تجمع بزرگ كارگران استان مازندران در مركز اين استان (شهر ساري) برگزار خواهد شد كه از اين طريق اعتراض جامعه كارگري به دولتمردان اعلام خواهد شد.

| ژاله توکلی و Malene Rykær |
آلترناتیو سیاسی برای قانونی شدن در ایران مبارزه می کندملینه ریکا دانشجوی ژورنالیست دانمارکی همراه با ژاله توکلی دانشجوی علوم سیاسی؛ عضو هیئت اجرائیه اتحاد چپ دانمارک و یکی از کاندیداهای مجلس دانمارک؛ در سفری به ایران چهار مقاله مشترک نوشته اند که در یکی از روزنامه های دانمارکی درج شده است که قسمت اول آن در باره وضیعت یکی از دانشجویان چپ بنام بیژن صباغ است.
ملینه ریکا دانشجو ژورنالیست دانمارکی همراه با ژاله توکلی دانشجوی علوم سیاسی؛ عضو هیت اجرائیه اتحاد چپ دانمارک و یکی از کاندیداهای مجلس دانمارک؛ در سفری به ایران چهار مقاله مشترک نوشته اند که دریکی از روزنامه های دانمارکی درج شده است که قسمت اول آن درباره وضیعت یکی از دانشجویان چپ بنام بیژن صباغ است.
تشکیل احزاب و سازمانهای سیاسی در جمهوری اسلامی بطور کلی ممنوع است. با این وجود فعالین سیاسی در دانشگاهها و اتحادیه ها برای علنی شدن خود مبارزه می کنند. نقض قوانین برای فعالین سیاسی در ایران براستی خطرناک است؛ در سرزمینی که شورای نگهبان بالاترین مقام سیاسی است که کاندیداهای مجلس را بر می گزیند. دستگیری و یا ربودن و اعدام منتقدین سیاسی در جمهوری اسلامی اتفاق می افتد. مدتی پیش رئیس سندیکای اتوبوس رانان تهران توسط مردان نقاب دار در روز روشن در خیابان ربوده می شود و اکنون دو خبرنگار کرد ایرانی به جرم ضدیت با حکومت به اعدام محکوم شده اند. فعالین ایرانی بطور مخفیانه برای آلترناتیو سیاسی در شرایط فعلی فعالیعت می کنند. بیژن صباغ؛ جوان 23 ساله با هوش و وظیفه شناسی که در رشته مهندسی شیمی در دانشگاه مازندران در شمال ایران درس می خواند؛ هر چند که شش ماه پیش بخاطر فعالیت سیاسی از یک ترم از تحصیل محروم شده است.
آلترناتیو بدون جنگ بیژن با همکاری گروه دانشجویان چپ در دانشگاه مازنداران؛ یک نشریه سیاسی چپ را منتشر کرده اند و در تظاهرات دانشجویان شرکت نموده اند . بیژن شرح می دهد که : "این کاری که ما داریم انجام می دهیم؛ خطرناک است, گوش ها و چشم ها همه جا مراقب هستند؛ آنان همچنین از دیگر دانشجویان در طول ساعات درسی هم استفاده می کنند." بیژن به همراه دیگر دانشجویان چپ از چهار سال پیش به فعالیت سیاسی دست زده اند. این گروه با دانشجویان لیبرال فرق دارند چرا که دانشجویان لیبرال سیاست امریکا بر علیه ایران را قبول دارند. بیژن توضیح می دهد که: "ما چیز دیگری می خواهیم و جایگاه سیاسی ما روشن است. ما چپ هستیم؛ ما علیه قوانین عرفی و در عین حال مخالف جنگ بر علیه ایران هستیم. ما مخالف لیبرالیسمی هستیم که مورد پشتیبانی امریکا قرار می گیرد چیزی که مورد قبول خیلی از دانشجویان است. بیژن با اطمینان اضافه می کند که ما در مدت کوتاهی نظر خیلی از دانشجویان را به موضوعات فکریمان جلب کرده ایم و گروه ما خیلی بزرگ تر شده است.
ربودن توسط لباش شخصی ها: نیروهای نظامی حق ورود به دانشگاهها را ندارند اما رژیم با این حال نمانیدگانی از خود در انتظامات دانشگاه دارد که دانشجویان را تحت نظر و کنترل قرارمی دهد. انتظامات دانشگاه با قوانین سخت فشار بیشتری به دانشجویان وارد می کنند، این موضوع و همچنین محرومیت سه دانشجو از تحصیل موجب تصمیم به اعتصاب غذا در بین دانشجویان شد. اما صبح همان روزی که قرار بود بود اعتصاب غذا شروع شود؛ ماموران اطلاعاتی بیژن را در جلوی درب دانشگاه مازنداران ربودند و او را زندانی نمودند. دستگیری بیژن سر و صدای زیادی را ایجاد کرد چرا که دانشجویان با تلفن همراه از این صحنه فیلم برداری کرده و بلافاصله در دهها وبلاگ و سایت های اینترنتی نشان داده شده , همچنین توسط کانال های تلویزیونی ماهواره ای به نمایش در آمد و تلویزیون صدای امریکا به زبان فارسی به پخش ان پرداخت و همچنین تعدادی از روزنامه های ایران خبر دستگیری را بازتاب داده اند .
نظارت و استراق سمع در کشوری که مقررات سخت و محدود کننده ای مانند اعدام برای فعالین سیاسی دارد؛ درک جوانانی که شجاعت شرکت در فعالیت های سیاسی را دارند؛ مشکل است . بنابراین جوانان سیاسی خیلی با احتیاط رفتار می کنند. بیژن بطور غیر رسمی در پارک ها و کوههای اطراف تهران قرارهای خود را انجام می دهد؛ آنان هرگز از تلفن در ارتباطات سیاسی استفاده نمی کند؛ چرا که می دانند که ممکن است مورد استراق سمع قرار گیرد از این رو کلیه اطلاعات مربوط به سازماندهی بطور شفاهی انتقال می یابد . بیژن در این باره شرح می دهد که : "تکنولوژی این امکان را به پلیس می دهد که تلفن همراه را مورد استراق سمع قرار داده و ارتباطات اینترنتی ما را چک کنند...." در زمان دستگیری بیژن مامورین اطلاعات با او رفتار دوستانه داشته اند. بیژن فکر می کند این رفتار بخاطر این بوده است که دستگیری او با سر و صدای زیادی همراه بوده است و اینکه گروههای چپ از دید آنان خطرناک محسوب نمی شدند. بیژن می گوید: "اما حالا شاید نظرشان عوض شده باشد؛ چرا که وزیر علوم گفته است؛ باید بر فعالیت چپ ها در دانشگاهها دقت بیشتری نمود."
آینده نا معلوم بازداشت بیژن موجب نارامی و تظاهرات در 3 دانشگاه و اعلامیه هایی با عنوان " دانشگاه بسته می شود _ اگر بیژن در زندان بماند" در تقریبا 30 دانشگاه کشور پخش گردید و به بیژن این امید را داد که این فعالیت ها بی حاصل نخواهد بود هر چند که بهای زیادی برای آن باید پرداخت. بیژن دادمه می دهد : " می دانم که ریسک بزرگی می کنم چرا که ممکن است از دانشگاه اخراج شوم با این وجود به فعالیت خود ادامه می دهم. " بیژن امیدوار است فعالیت گروه خودشان روزی بتواند در دانشگاهها و محیط کارگری گسترش پیدا کند او اضافه می کند: " ما به مبارزه ادامه می دهیم.... ما را ترس ساکت نمی کند" برگردان از کیانوش توکلی |
برگرفته از : ایران گلوبال |
گزارش از اعتراضات دانشجویان دانشگاه تهران نسبت به حضور دیکتاتور در دانشگاه تهران
دوباره شروع به کار کرد!
در حالی که صبح پنجشنبه ماموران امنیتی با یورش به منزل فریدون نیکو فرد٬ یکی از فعالان کارگری کارخانه ی نیشکر هفت تپه وی را دستگیر کردند٬ کارگران بدون ترس از سرکوب احتمالی در میدان بنیاد شهید و در برابر فرمانداری شهر شوش دست به تجمع زدند. این تجمع آرام کارگران در ساعت ۱۰:۳۰ با یورش وحشیانه ی نیروهای سرکوب گر مواجه شد. در این تجمع ماموران نیروی انتظامی به شدت کارگران را مورد ضرب و شتم قرار دادند به طوری که ۱۰ نفر از کارگران به شدت زخمی شدند و رمضان علی پور (یکی از کارگران معترض) نیز دستگیر شد.
نیروهای امنیتی و انتظامی با برقراری حکومت نظامی اعلام نشده ای مانع از شکل گیری مجدد تجمع شدند. اما در طی روز کارگران به صورت پراکنده در سطح شهر حضور داشتند.
لازم به ذکر است که از روز شنبه ۷ مهرماه کارگران این کارخانه در پی اولتیماتوم خود به مدیران کارخانه و دولت دست به اعتصاب زده اند و با حضور چند هزار نفری خود در سطح شهر شوش مشکلات خود را به گوش جامعه رسانده اند. کارگران نیشکر هفت تپه در طول چند ماه گذشته چندین بار در محل کارخانه دست به اعتصاب زده بودند.
منبع: کارگر
مرتبط: پیام کارگران ایران خودرو به کارگران اعتصابی نیشکر هفت تپه
مرتبط: گزارش مستقیم از سرکوب کارگران نیشکر هفت تپه