با توجه به اینکه وبلاگ خبری دیگری به اسم آرمان مشترک با همان خط مش سیاسی وب سایت ما توسط چند تن از رفقای جدیدمان در حال فعالیت و اطلاع رسانیست ظاهرا نیازی به روز نگه داشتن این وب سایت نیست!
آدرس وبلاگ رفقایمان:http://cle.blogfa.com/
با توجه به اینکه وبلاگ خبری دیگری به اسم آرمان مشترک با همان خط مش سیاسی وب سایت ما توسط چند تن از رفقای جدیدمان در حال فعالیت و اطلاع رسانیست ظاهرا نیازی به روز نگه داشتن این وب سایت نیست!
آدرس وبلاگ رفقایمان:http://cle.blogfa.com/
زنجیرهی سرخ مقاومت، نسلهایی از سوداییان رهایی و برابری را در بیش از نیم قرن به یکدیگر پیوند داده است. آن پرچمی که دست به دست سالهای سیاه دیکتاتوریهای سفید و سبز را در سرسراها و محوطههای دانشگاههای ایران درنوردیده، دستهای جوان جدیدی را گرد خود دارد. دستهای همبستگی جوانانی که آزادی را و برابری را سرودی کردهاند که دیری است بر لبهای کارگران، زنان و دختران سرکوبشده، حاشیهنشینان و سلبصداشدگان جاری است. جوانانی که سودایشان راهیابی به مجلسها و کابینهها در زیر ردای اصلاحطلبها و اصولطلبها نیست. دستهای جوانی که دستشان در دست اعتصابیون ایتالیا، کارگران آلمان، دانشجویان فرانسه، معدنچیان چین، کارگران غیرقانونی عربستان و سندیکاهای سرخ ترکیه است و نه بانکداران انگستان، مجتمعهای تسلیحاتی آمریکا، روحانیون متنفذ نجف و میلیاردرهای نوین روسیه. گرد مرگی که خفقان و رعب در دهههای سی و شصت در دانشگاه پراکنده کرد، این نهال هزار ریشه و هزار شاخه را از جوانه زدن بازنداشت. ۱۶ آذر متعلق به ما است. به مقاومت. به آنانکه در برابر فریب و سرکوب قد خم نمی کنند. به آنانکه موجهای بلند خشمشان بناهای مجهز به پلیس و دادگاه و حراست و انتظامات را به شن ریزههایی مبدل خواهد کرد که زیر پای بازیگوش خردسالان فردا پراکنده خواهند شد.
شانزدهم آذر امسال را در شرایط نوینی گرامی میداریم. نظم مستقر، خشمگین و ترسناک از تولد دوباره جنبشی کاملا مستقل از دستگاه های تنظیمی خود در دانشگاهها، رژههای هیتلری را تدارک می بیند. بناپارت کوتاه قامت و کژاندیش، سکان سفینهی مصیبت را در دستان خود گرفته و بستههای فقر و محنت را در جعبه های تحول اقتصادی میان کارگران توزیع می کند. چهرههای پلید تمام داستانهای فانتزی، از صفحات زرد تاریخ بیرون پریده و سوار بر خودروهای زرهی عصر پسامدرن، جوانی و خنده و جنسیت را در کوچه پسکوچههای شهر شبزده شکار میکنند. راهروهای دادگاهها و دادسراها و اتاقهای کمیتههای انضباطی مملو از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلبی است که فریاد زدهاند نه، و تن ندادهاند.
چه باک اگر دفترهای تحکیم خدعه و نیرنگ، روزهای دانشجو را با سپاهیان تاریکی تقسیم میکنند. چه باک اگر چهرهها و سازمانهای پوشالی بر طبل تسلیم و سازش، فرقهگرایی و شعبدهبازیهای سیاسی میکوبند. در برابر سیلاب کور سرمایه، که خصوصیسازی دوی خردادی را به گارد سرکوب سیاسی و فرهنگی دولت نهمی مجهز کرده است، جانهای آگاه و شورمند دانشجویان سدهایی از مقاومت و ابتکار میآفرینند. آن حرکتی که از سال ۱۳۸۲ در دانشگاه گسترش یافت و نام دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب به خود گرفت، سازمانیافتگی و همبستگی دانشجویانی بود که پشتگرمی خود را در بازوان نیروی کار و تولیدکنندهی جامعه می نگریست و نه دستان به خون آغشتهی مفسران تلویزیونها یا جوخههای نظامی امپریالیستی. حرکتی که مروج سازمان یافتگی مستقل دانشجویان، زنان، کارگران و سرکوبشدگانی است که آزادی و برابری خود را خود به دست خواهند آورد. ۱۶ آذر امسال اگر چه بر بستر سرکوب وحشیانهی فعالان این جنبش می گذرد، اما تلاش برای عقب گرداندن تاریخ به مضحکهی عاملین آن خواهد انجامید. خودسازمانیابی جنبش سرتاسری آزادیخواهی و برابری طلبی، خودآموزشیابی گروههای تحت ستم، با قلبهای سرخ و مشتهای همبستهی طغیانگر، دانشگاه را از نظامیون، و جامعه را از سرمایه داران بازپس خواهد گرفت.
قابل ذکر است که خوابگاه دانشجویی که این دو دانشجو در آن سکونت داشتند تحت اسکان دانشگاه مازندران و با مجوز رسمی این دانشگاه اداره می شده است.
اجساد این دو دانشجو برای مراحل بعدی به پزشکی قانونی مازندران ارجاع داده شد.


تجمع ۱۶ آذر دانشگاه مازندران در حالی برگزار شد که از صبح امروز مامورین حراست برای ایجاد وحشت در بین دانشجویان در محل مورد نظر برای تجمع تردد داشتند و میکروفن انجمن توسط مامورین اطلاعات در منزل یکی از دانشجویان ربوده شد.با این وجود اعضای انجمن اسلامی میکروفن جدیدی برای برپایی مراسم تهیه کردند که مامورین حراست برای گرفتن میکروفن با اتوموبیل وارد محوطه دانشکده غلوم انسانی شد و با اعضای انجمن اسلامی و دانشجویان درگیر شدند.
با وجود تمام فشارها و تهدید خانواده های دانشجویان تجمع ساعت ۱۱:۳۰ برگزار شد.دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب که پلاکاردهای سرخی در دست داشتند به همراه اعضای انجمن اسلامی با خواندن سرود یار دبستانی به طرف محل تجمع به راه افتادند و دانشجویان نیز به دنبال آنها به راه افتادند که هر آن به تعداد آنها افزوده میشد.رفته رفته تغداد بی سابقه ای از دانشجویان در محل تجمع گرد آمدند.ابتدا یکی از اعضای انجمن اسلامی تریبون را در دست گرفت و شعری در اعتراض به وضع موجود خواند و بعد از آن یکی از اعضای دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب تریبون را به دست گرفت و به خفقان و جو سرکوب موجود و مبارزات چندین ساله ی جنبش چپ در ایران و همینطور سرکوب فعالین چپ در ۱۶ آذر گذشته اشاره کرد.بعد از آن چند تن از اعضای انجمن اسلامی و دانشجویان آزادیخواه و برابریطلب به سخنرانی پرداختند و به مشکلات صنفی دانشگاه و اوضاع سیاسی ایران اشاره کردند. همینطور یکی از اعضای بسج از جو آزاد انجمن برای سخنرانی استفاده کرده وسخنرانی اهانت آمیز خطاب به دانشجویان چپ کردکه با اعتراض دبیر انجمن اسلامی و دانشجویان روبروشد. تجمع با خواندن سرود یار دبستانی پایان یافت!
لینکهای مرتبط:
بر گزاری مراسم 16 آذر در دانشگاه مازندران
گزارش تصویری از مراسم 16 آذر دانشگاه مازندران
دانشجويان پلی تکنيک در ادامه اعتراضات ديروز خود به بی کفايتی مدير امور دانشجويی دانشگاه، و حادثه آسانسور خوابگاه نجات اللهی که منجر به مصدوميت شديد سعيد عربلو ، دانشجوی دانشکده برق اين دانشگاه شد، امروز دوشنبه 11 آذر نيز از ساعت 11 در صحن مرکزی دانشگاه تجمع خود را ادامه دادند.
در ابتدای اين تجمع بيانيه اي که شورای متحصنين نوشته و خواسته های خود را در آن اعلام کرده بودند خوانده شد. تجمع امروز با اعتصاب غذای گسترده ی دانشجويان همراه شد. پس از ساعتی که تمامی دانشجويان گرد هم آمدند، که تعدادشان به بيش از 700 نفر می رسيد، متحصنين با سر دادن شعار هايی مانند " ما زن و مرد جنگيم، بجنگ تا بجنگيم " و " فراهانی فراهانی اين آخرين پيامه، جنبش دانشجويی آماده ی قيامه " به سمت درب حافظ و ساختمان مديريت دانشجويی و فرهنگی حرکت کردند.
شورای متحصنين دانشگاه در بيانيه خود، با اشاره به تجمع ديروز در ساختمان معاونت دانشجويی و اهميت ندادن مسئولين به خواسته ی دانشجويان (استعفای مدير منفور امور دانشجويی، فراهانی) و نيز عدم مسئوليت پذيری دکتر آرزو معاون دانشجويی دانشگاه، بر تحصن نامحدود خود تا حصول خواسته ها تأکيد کردند.
با رسيدن تجمع به نزديکی درب حافظ تعداد زيادی از نيروهای انتظامی و امنيتی در خيابان حافظ مستقر شدند. متحصنين ساعت 4 پس از صحبت با برخی ديگر از مسئولين دانشگاه اولتيماتومی 2 روزه به دکتر رهايی، رئيس دانشگاه، جهت برکناری فراهانی دادند كه در صورت عدم بركناري فراهاني اين مسأله را به 16 آذر متصل خواهند کرد.
همچنين ديشب پس از متفرق شدن دانشجويان، فراهانی همراه با دکتر آرزو به خوابگاه نجات اللهی رفته و جلسه اي با حضور هم خوابگاهی های سعيد عربلو ترتيب داده و در آن جلسه مقصر حادثه را " وحيد عابدينی " ، شخصی که درب آسانسور را باز کرده بوده، معرفی کردند، که دانشجويان پس از بحث و جدل، همگی سالن را به نشانه اعتراض ترک کردند.
منبع: وبلاگ رسمی دانشجویان سوسیالیست پلی تکنینک
جمعه شب حادثه ای دلخراش در خوابگاه نجات اللهی دانشگاه پلی تکنیک رخ داد. در این حادثه سعید عربلو دانشجوی ورودی 84 رشته برق از آسانسور خوابگاه سقوط کرد و به شدت صدمه دید و در حال حاضر وضعیت جسمی وی بسیار وخیم و احتمال قطع پای او بسیار زیاد است.
...
ارسلان صادقی ، مازیار معصومی ، ندا اسدی ، از دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب دانشگاه اصفهان ، به همراه حبیبه علایی شب یکشنبه 21 مهر 1387 در شهرک بهارستان اصفهان بازداشت و به مکان نامعلومی انتقال داده شدند. در ضمن در یورش نیروهای امنیتی به خانه ارسلان صادقی در اصفهان ، هم خانه وی بدون هیچ اتهامی بازداشت شد .
دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب اصفهان ، اعتراض خود را به این عمل وقیحانه اعلام مینمایند.
علیرغم این که رفیق داوود باقری قرار آزادی خود را گرفته است، مقامات دولت ترکیه مانع آزادی او میشوند. رفیق داوود باقری همچنان و بدون هیچ دلیلی در زندان کرک لر الی به سر میبرد.
از همه فعالان حقوق بشر خواستار پیگیری آزادی رفیق داوود باقری هستیم.
زنده باد آزادی
زنده باد برابری
بر طبق آخرین اخبار دریافتی در روز ۲۲ مرداد ماه ،رفیق عابد توانچه توسط فردی که متهم به قتل است مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و به بهداری زندان منتقل شده است. وزارت اطلاعات با عملی سازمان یافته عابد توانچه را به بند قاتلان و قاچاقچیان کراک منتقل کرده اند تا اعمال کثیفشان را به پای این مجرمان ببندند.
این عمل وقیهانه را محکوم می کنیم و مسولین زندان اراک را مسوول هر گونه اتفاق برای رفیق عابد توانچه می دانیم.